سياسي. سرمقالهها . روزنامه ها
برخي روزنامههاي روز شنبه در سرمقاله و يادداشتهاي روز خود به موضوعاتي مسافر
بدون بليت قطار هستهاي ، طرح تحول اقتصادي و مسووليت مجلس ،مذاكرات سعيد جليلي با گروه ۵ + ۱پرداختهاند .
روزنامه رسالت در سرمقاله خود مسافر بدون بليت قطار هستهاي : صالح اسكندري
در ايستگاه ژنو ، يك مسافر بدون بليت منتظر قطار هستهاي ايران است كه البته در صورت حسن نيت و تغيير رويكرد و در نهايت دادن جريمه ميتوان برايش يك صندلي دست و پا كرد.
اعلام ناگهاني حضور "ويليام برنز" مرد شماره سه وزارت امور خارجه آمريكا در مذاكرات ژنو بين دكتر جليلي و سولانا شايد رمزگشايي زود هنگام نامه غير رسمي سولانا و وزراي خارجه شش كشور ۵ +۱به جليلي باشد و يا شايد ناشي از بي اعتمادي آمريكا به سولانا و يا همانطور كه مقامات آمريكايي گفته اند براي تبيين موضع كاخ سفيد در خصوص مذاكرات است . اما مهم اين است كه حساسيت اين دور از مذاكرات با حضور نماينده رسمي آمريكا دو چندان شده است البته به شرطي كه اين حضور به معناي تغيير رويكرد آمريكا و پرهيز از خطاهاي گذشته در قبال ملت ايران باشد.
"آمريكاييها هميشه راه درست را انتخاب ميكنند اما دقيقا بعد از آن كه تمام راههاي اشتباه را امتحان كردند." اين ضرب المثل ديپلماتيك يك عكس العمل فوري از سياست خارجي آمريكا طي ۳۰سال گذشته در قبال ايران است.
آمريكاييها پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي به اين نتيجه رسيدهاند كه راهي جز مذاكره بدون پيش شرط و در وضعيت احترام متقابل با ايران ونيز به رسميت شناختن هويت وموجوديت انقلا ب اسلا ميايران ندارند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در بيانات اخير خود درباره مذاكرات اخير بين ايران و اروپا ضمن تاكيد بر اجماع بين مقامات ايراني در اين موضوع افزودند: "مذاكره در صورتي پيشرفت خواهد داشت كه فضاي تهديد بر آن حاكم نباشد، اروپايي ها بايد توجه داشته باشند كه طرف مذاكره آنان، ملت ايران است و ملت ايران نيز ملتي غيور است كه از تهديد خوشش نميآيد و زير بار هيچ تهديدي هم نخواهد رفت."
اما چرا وضعيت كنوني به شرط تغيير رويكرد آمريكا براي مذاكره مهيا است؟ در حال حاضر يك دولت نيرومند در ايران بر سر كار است كه با اقتدار سكان سياست خارجي كشور را در دست دارد و حاضر نيست ذرهاي از منافع ملي ايران كوتاه بيايد. رويكرد مردمي دولت باعث شده است كه فاصلهاي بين دولت و مردم وجود نداشته باشد و يك پشتوانه عظيم اجتماعي دستگاه سياست خارجي را در مذاكرات اخير حمايت كند.كشور به لحاظ كيفيت اتحاد ملي و انسجام اسلامي در اوج خود قرار دارد. وفاق ملي بر سر موضوع هستهاي در وضع مطلوبي است و مسئولان و مردم يكصدا مصمم به احقاق حقوق كشور هستند. در مقابل دوران زوال ابرقدرتها به خصوص آمريكا آغاز شده است.قطبيت رنگ باخته و معادلات بينالمللي به سوي يك دنياي بيقطبي در حركت است. تضاد منافع در بين قدرتهاي بينالمللي كه اخيرا در مورد زيمبابوه به نمايش گذاشته شد به اوج خود رسيده است. چين، روسيه و حتي اتحاديه اروپا ديگر حاضر نيستند هزينه تك رويها و جنگ طلبي آمريكاييها را بپردازند.
وضعيت كنوني بهترين موقع براي بازنگري آمريكاييها در سياست خارجي نسبت به ايران و جبران اشتباهات گذشته است. ۳۰سال از قطع رابطه ايران و آمريكا ميگذرد و آمريكاييها در اين مدت تمام اشتباهات ممكن را تجربه كرده اند. بلوكه كردن اموال و داراييهاي ايران پس از انقلاب اسلامي، اجحاف غيرقابل چشم پوشي به جمهوري اسلامي در بيانيه الجزاير كه تا به امروز نيز ادامه دارد، همراهي وحمايت از ديكتاتور بدعاقبت عراق در حمله به خاك ايران، درگيري مستقيم نظامي با جمهوري اسلامي در آبهاي خليج فارس و سرنگون كردن هواپيماي مسافربري ايرباس، تحريمهاي اقتصادي عليه ملت و دولت ايران، به رسميت نشناختن مشروعيت و جايگاه بينالمللي جمهوري اسلامي وحمايت همه جانبه از گروههاي اپوزيسيون وضد نظام ايران و...
اما امروز آمريكا به اين نتيجه رسيده كه تنها راه باقيمانده كه احتمالا درست نيز هست مذاكره، گفتگوي مستقيم و به رسميت شناختن جايگاه منطقهاي و فرا منطقهاي جمهوري اسلامي است.
آمريكاييها حتي به صراحت درخواست گشايش دفتر حافظ منافع در ايران را مطرح كرده اند. ولي در اين بين تكليف ۳۰سال اشتباه، اجحاف، قلدري و خون هزاران جواني كه به ناحق به زمين ريخت چه ميشود؟
آمريكاييها از كودتاي ۲۸مرداد ۱۳۳۲به ملت ايران بدهكار هستند و هر ساله بر ميزان اين بدهي افزوده شده است. چه كسي بايد اين بدهي را بپردازد ا گر به تعبير "نيكلاس برنز" معاون سابق وزير امور خارجه آمريكا و سلف سابق آقاي ويليام برنز "دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي پيرامون مذاكرات تا كنون درنگ كرده و پاسخ روشني ارائه نميكند" به خاطر اين است كه هنوز كسي پاسخ اين سوال را به ملت ودولت ايران نداده است و آمريكاييها تضمين لازم را براي تغيير رويكرد خود در قبال ايران نداده اند.
عيار سنجي بسته پيشنهادي ايران به اروپا نشان ميدهد كه در اين بسته علاوه بر موضوع هسته اي، مسائل ديگري درباره تعريف روابط ايران با غرب ارائه شده است كه ميتواند آينده تعاملات تهران با غرب را قابل پيش بيني كند.
عقب نشيني ديپلماتهاي آمريكايي از پيش شرط كذايي خود درباره تعليق ، فضاي كنوني را آبستن يك فرصت بينظير در ۳۰سال گذشته براي آمريكاييها كرده است تا بخشي از مشكلات لاينحل خود را حد اقل در قبال ملت ايران فرو بكاهند و تعريف شفافي از نوع رابطه خود با ملت ايران عاري از هر گونه تهديد و اجحاف ارائه دهند.
**** روزنامه مردم سالاري در يادداشت روز خود به موضوع طرح تحول اقتصادي و مسوووليت مجلس است
نويسنده : م - مطهري نژاد
اين روزها مهمترين دغدغه نخبگان جامعه و سياستگذاران امور -چيستي> طرح تحول اقتصادي رئيس جمهور و چگونگي ارائه و اجراي آن است.
مجلس شوراي اسلا ميكميتهاي ويژه را مامور بررسي اين طرح و گزارش به مجلس كرده است. گراني و تورم نه تنها از اين طرح و دورخيز آن به هراس نيفتاده است بلكه بيمحابا به پيش ميتازد.
در اين راستا جا دارد نكاتي پراهميت مورد توجه قرار گيرد:
-۱بهترين راه براي تامين عدالت اجتماعي، توسعه است.
-۲توسعه سياسي، فرهنگي، در توسعه اقتصادي سالم است.
-۳بهترين شاخص توسعه سياسي، چگونگي به حكومت رساندن قاعده جامعه است.
-۴قاعده جامعه يعني بيش از ۷۰درصد اقشار واجد شرايط راي دادن كه بدون اتكا به هيچ رانتي با فعاليت سالم خود زندگي ميكنند.
-۵كدام روش قاعده جامعه را به حكومت ميرساند؟
رسيدن به عدالت اجتماعي در انقلا ب اسلا مييك اصل خدشه ناپذير و راهبردي است، همگان بايد به طور يكسان امكان استفاده از فرصتها براي ورود به بازار اشتغال، بازار مبادله، بازار توليد و توزيع، تحصيلي و استفاده از امكانات فرهنگي، تفريحي، رفاهي و درماني و ... را در اختيار داشته باشند.
نكته كليدي در اين خصوص استفاده از فرصتها است و نه استفاده از امكانات.
بديهي است امكانات در اختيار كساني قرار ميگيرد كه پتانسيل بهره برداري و به كارگيري و استفاده بهينه از امكانات را داشته باشند و اين پتانسيل اعم است از پتانسيل علمي، تجربي، اخلا قي و پتانسيلهاي مالي و غيره و اين نكته فصل تمايز نگرش ماترياليست ها، سوسياليست ها، كمونيستها و ليبراليستها و اومانيست هاست.
بهترين راه براي تامين اجتماعي توسعه است، توسعه توانايي فرد و جامعه را در استفاده از فرصتها افزايش ميدهد و توسعه ممكن نيست مگر آن كه ساختار اجتماعي، اقتصادي هدف دار تغيير كند. توسعه بدون تغيير در رفتار مردم، نهادهاي اجتماعي و بافتهاي اقتصادي غيرممكن است.
كشور و نسل آينده براي شرايطي خاص چون: -جهاني شدن>، -اداره كشور بدون تكيه بر نفت> و امثال آن بايد خود را آماده كند، نسل نو را براي زندگي در هزاره سوم بايد قبل از ورود به اين هزاره آماده ميكرديم و اينك نيز با اندكي تاخير بايد آماده كنيم، پس بحث اين نيست كه نبايد تحول اقتصادي صورت گيرد، بلكه بحث بر سر اين است كه چه كساني بايد عامل تغيير باشند و چه كساني بايد مروج چرايي توسعه باشند و چه كساني بايد مبلغ نتايج مثبت توسعه باشند؟ چه كساني بايد مردم را توجيه و آموزش دهند كه براي فردايي بهتر چه بايد كرد؟ چه كساني بايد رفتار مورد انتظار را يادآور شوند و راه حل نشان دهند و دهها مطلب ديگر و اينان براي مرجع شدن در اين امر خطير چه كارنامهاي دارند؟ چقدر توان اقناع دارند و چقدر پذيرش عمومي دارند؟ توسعه با مشاركت ميسر است، مشاركت نياز به اطلا عات مشترك دارد، بايد اطلا عات سود يك گروه به اطلا عات مديريت و به اطلاعات مشترك مدير و جامعه تبديل شود. اطلا عاتي كه در اختيار يك گروه محدود و در انحصار است نميتواند مشاركت زا باشد. اگر جامعه از درد نقدينگي رنج ميبرد، به اين علت است كه مردم در فقدان اطلاعات سرمايههاي خود را به بازارهاي توليد روانه نمي كنند، اگر مهار افزايش قيمت مسكن از دست در رفته است، براي اين است كه سرمايههاي توليدي جامعه بازارها را و بازار مسكن را آرام نميگذارد و اين همه به خاطر نداشتن اطلاعات مشترك است و گريز از مشاركت است.
بايد استعدادهاي جامعه بدانند تسهيلات، اعتبارات، نيازها، حمايتها و خلا> ها چه هستند؟ و هر فرد يا گروه قادر باشد شرايط خود را با آنها تطبيق دهد تا زمينه بارور شدن استعداد خود را مساعد نمايد. عادت معمول دولت انتشار اطلاعات محدودكننده جامعه است و نه اطلاعات توسعهدهنده ، اطلاعات مشترك، ارتباط مستمر، تغيير رفتار در روابط و مناسبات، گرهاي گشودني است ، مشروط بر آن كه در كلان جامعه به موانع مشاركت اصالت داده نشود.
مجلس شوراي اسلامي بايد با توجه به چگونگي اداره جامعه و نگرش به آينده، طرح تحول اقتصادي را بررسي و قانونمند كند، مباد چنين اقدام مهمي در خدمت شكلگيري انديشههاي قدرت ساز، به منظور حضور در انتخابات رياست جمهوري آينده درآيد و اساسا بدين منظور طراحي شده باشد نه به منظور تامين عدالت و تضمين توسعه.
از جمله مواردي كه مجلس و كميسيون ويژه بايد به آن عنايت جدي داشته باشند عبارتند از:
-۱طرحهاي اداره جامعه، از جمله طرح تحول اقتصادي رئيس جمهور هم در مرحله انديشه و هم در مرحله اجرا و بازدهي داراي توانايي باشند، -۲در برابر سوالات و مشكلا ت پاسخهاي كهن تكرار نشوند.
-توين بي> جامعه شناس معروف ميگويد: آن چه كه يك تمدن را ميميراند اين است كه حاكمان و رهبران در برابر سوالات و مشكلات نوين همان پاسخهاي كهن را تكرار كنند.
-۳با شاخصهاي علمي و تحقيق شده و پذيرفته شده به ارزيابي گذشته بپردازيم و با همان شاخصها تصوير آينده را ارايه نماييم.