داخلي. اجتماعي. فرهنگي. قلعه.
از: محمدرضا شكراللهي
مثل گورستان، ساكت است.وقتي سكوت طول ميكشد، دلهره آغاز ميشود و اينجا سخت دلهرهآور است.
ساعت ۶/۳۰دقيقه دهم فروردين ماه است ۷۰كيلومتر از آران و بيدگل دوريم.
بر و بيابان است.هوا غبارآلود است.درخلوت هولناك يك قلعه نيمهويران اما پرابهت، من و اعضاي تيمم و يك راهنماي جوان،در غروبي نارس به دنبال ردپاي ياغيان يكصد سال پيشيم.
جز ما و چند پرنده كه در آبگير بيرون قلعه ، غبار گلوي خشكيده برهوت را ميشويند و چند جوان بظاهر مشكوك و قلچماق كه در گوشهاي از قلعه، اين پا و آن پا ميكنند، در اين بيابان پرت و پلا تنابندهاي نيست.
نميدانم چرا بيخودي، دلم هزار راه ميرود. دلواپسم . انگار منتظر حدوث يك واقعه شومم.هوهوي گه گدار سمفوني باد كويري در فضاي وهمناك و تاريكناي پسينگاه قلعه بيشتر ته دلم را خالي ميكند.
كه ميداند شايد شبيخون ياغيان كويري در راه است .آخر، اينجا كمينگاه و دژ تسخيرناپذير ياغيان قرون پيش است كه سالهاي سال،خواب آرام را از چشمان مردم گرفته بودند.شايد هم وجود چند جوان اسرارآميز و ظاهرا" عاطل و باطل كه با موتورهاي خود و يك دستگاه وانت ، اينهمه راه را در دل داغ كوير گز كردهاند تا براي چي بگم والله! هر چي ، به اين خلوتكده اساطيري اما دلهرهآور آمدهاند،زهراب ترس به جانم ريخته است بخصوص اينكه تيغ نگاهشان، مرتبا" زاغ حركات ما را كه سرگرم جست و جو در جاي جاي تاريخ اين دژ كهن اما خوفناكيم، چوب ميزنند و هي بر و بر ما را نگاه ميكنند.
تعدادشان را ميشمارم: هفت نفرند.ما پنج نفريم كه تازه ، يكي مان هم در بيرون دژ،"پاترول" را ميپاييد و يكي ديگرمان نيز بانوست،هر چند"دان چهار" دارد.
نميدانم چرا وقتي راهنمايمان از طراري و شرارت اهل دژ حرف ميزند، بيخودي از فراز كاكل همراهانم هي گردن ميكشم تا حركات ياروها را كه در ضلع جنوبي قلعه وول ميخورند، زير نظر داشته باشم.
تا بيش از اين يادم نرفته،فوري بگويم كه نام اين قلعه ،" كرشاهي" است.
ظاهرا وجه تسميهاش از "كاريز شاهي" كه تامينكننده آب قلعه است ، گرفته شده است.فاصلهاش از شهرآران بيدگل ۷۰كيلومتر و از شهر نوش آباد ۳۵كيلومتر است. عمرش ۱۳۰ساله و سازندهاش يك ياغي به نام "نايب حسين خان كاشي" است.
با شنيدن قصه ياغي گري نايب حسين خان كه اصلا همه اين ماجراها زير سر اوست كه يكصد سال پيش به همراه پسرانش ، علم خيرهسري برداشت و در دل اين بيابان بيسروته ، اين دژ مستحكم را براي كمين راهزنيهايش ساخت و ما را هم امروز اينگونه زابراه كرد بياختيار هزار جور فكر و خيال عجيب و غريب به دروازه بينگهبان قلعه ذهنمهجوم ميآورد و كلافهام ميكند و هي با خود كلنجار ميروم كه اگر يكبار شيطان توي جلدشان برود،چهخاكي بايد بر سرمان بريزيم ، نهاصلا" اينها در اين بيابان برهوت، ايستادهاند كه چي، سر ما را بخورند؟ آدميزاد همين است ديگر ، وقتي خودش و ذهنش را از پيش براي ديدن دنيايي مرموز و ناشناخته آماده ميكند و دست برقضا،در بزنگاي حضورش نيز شرايط را "اين، هماني" ميپندارد و تازه، هر روز خدا هم سر وكارش با جرايدي است كه صفحاتشان پراز ماجراهاي بكش و بكش و حوادث اكشن است ، كارش عينهو ما بيخ پيدا ميكند و ذهنش جنگل مولاي اوهام ميشود و مثل خوره ، خودش به جان خودش ميافتد.
ما درگستره برهوت و در يك روز پرغبار ۷۰كيلومتر راندهايم تا به اين قلعه دفاعي رسيدهايم ، با ابهتي چشمآسا كه برغم ويرانيش ، قواره و هيبتش رويم سنگيني ميكند و با ديدنش، حسي از بيم و در عين حال تحسين سراپاي وجودم را فراميگيرد.
در بدو ورود به قلعهاي كه شكل و شمايلش خيلي اسرارآميز مينمايد، چشمم به آدمهايي ميافتد كه انگار اسرارآميزتر از خود قلعهاند،همانهايي كه از آنها اژدهاي هفت سر ساختهام.
الم شنگه خيال و وز وز مگس افكار مشوش، ذوق مرا كه بيتاب شنيدن حديث دژ ياغي عشقم، كوفتم ميكند اما بهرحال با اينكه شش دانگ حواسم به آنهاست ، هيكل استوار دژ، نگاهم را ميخ خود ميكند.هيبت عجيبي دارد: هم جاي تحسين بر جا ميگذارد، هم آدم را ميترساند ، مثل آدمهاي جدي، پر شوكت و مرموزي كه هم حس احترام بيننده را برميانگيزند،هم بخصوص وقتي اخم و تخم ميكنند، حس آشوبناك ترس را به جان آدم ميريزند،برعكس آدمهاي بيمايهاي كهاگر هزاري هم قمپز در كنند و ريسمان و آسمان به هم ببافند، آدم برايشان تره هم خرد نميكند.
اگر بگويم با ديدن كالبد هولناكش درآن پسينگاه غبارآلود و برخاستن هوهوي باد در لابه لاي خرابهها و پنداره رقص سايههاي خيالي در تاريكناي زواياي تاقچهي اتاقهاي قلعه ، نترسيدم ، دروغ گفتهام.
حال بهتر است با دور شدن از عالم خيال،كمي هم از دنياي معماري اين قلعه برايتان حرف بزنم تا اقل كم شايد كمي از ترس خودم بريزد.
معماري دژ كرشاهي
قلعه تدافعي كرشاهي در ۳۵كيلومتري شهر ابوزيدآباد در حوزه استحفاظي شهرستان آران و بيدگل توسط يكي از ياغي هاي اواخر دوران قاجار به نام " نائب حسين كاشي " بنا شده است.
آنطوريكه شنيدهايم ، نايب حسين خان بر كل منطقه كاشان از نطنز تا ساوه تسلط داشته و بناهاي متعددي همچون چند آسياب آبي در محدوده راوند ، چند كاروانسرا و قلعه وخانههايي در محدوده كاشان و آران و بيدگل ساخته است.
دژ كرشاهي ۱۳۰ساله كه درواقع جايگزين يك قلعه ديگر مربوط به پيش از دوره اسلامي شده توسط اين ياغي و سركش دوران خود مورد بازسازي قرار گرفته است.
بعضيها دژ كرشاهي را يكي از نادرترين بناهاي خشتي گلي ايران و بازمانده عهد مغول و يادآور رشادت كويرنشينان در برابر هجوم لشكريان مغول ميدانند.
بيرون قلعه وجود يك آبگير لبريز از آب كه محليها به آن "سلخ "(مخفف " استلخ"و مرادف استخر خودمان)ميگويند و اطرافش چند درخت رستهاند و اينها تنها نشانههاي حيات دراين خطه دورافتاده كويرياند، توجهم را جلب ميكند.
ابعاد اين آبگير با دو حوض مرتبط و تودرتو ۱۲در ۴۰و ديگري ۲۴در ۱۰متر است كه با ذخيره آب ناشي از يك قنات به نام كره شاهي ، آن را از زير دژ عبور ميدهد. چشمه قنات ۲۰۰متر بالاتر در قسمت شمالي دژ واقع است.
عبور نسيم عصرگاهياز روي سطح آبگير،سيلان موجهاي كوچكي را روي سطح آب شكل ميدهد و خنكاي دلپذيري را در گستره كوير به گونههايم مينوازد.
چند اتاقك (به زبان محلي گمبيه)در اطراف دژ بهچشم ميخورد كه رعاياي قديم يعني قبل از ساخت قلعه كرشاهي، از آنها استفاده ميكردهاند.بواقع در گذشته به دليل جاري بودن قنات كرشاهي،زمينهاي زراعتي در جنوب قلعه داير بوده كه به دليل كوچاندن زارعان توسط نايب حسين خان،اينك به صورت باير درآمده است اما هنوز آثار اتاقكها و اصطبل هاي اطراف قلعه متعلق به كشاورزان به شكل مخروبه و فرسوده در دشتي كه يكي در ميان،خاربوتههاي خشك و سبز در كنار هم سطح زمين را تا ديدرس ما پوشاندهاند، زار ميزند.
در ساخت دژ با توجه به صعبالعبور بودن دسترسي به آن،از خاك شن دار دامنه كوههاي اطرافاستفاده شده و هيچ نوع اندود و يا تزئين ديگر درآن جز رجچيني (تزئين) خشتي برج و باروها يافت نميشود.
دورتادور قلعه پنج برج وجود دارد كه بوسيله باروي چينهاي بلندي بهيكديگر گره شدهاند.فضاي دروني هر يك از برجها در طبقه اول ۱۰متر و دور جرز آنها درسطح مقطع حدود ۳/۵متر است.ارتفاع آنها جزيكي ۹متر و ارتفاع برج وسطي و اصلي حدود ۱۲متر است.بطوركلي مساحت هر برج حدود۵۰مترمربع برآورد ميشود.
طبقات دوم و سوم برجها كه بوسيله پلكاني به يكديگر متصلند، محل استقرار تيراندازها بوده است.
در موازات حصار داخلي در فاصله پنج متري آن،باروي ديگري وجود دارد كه در فاصله بين آنها يك خندق نسبتا" عميق حفر شده است.نيروهاي مستقر در دژ در مواقع مقتضي با پركردن خندق از آب،مانع محكمي در برابر يورش دشمن به درون قلعه ايجاد ميكردهاند.خندق با ابعاد ۹۵در ۸۷متر(حدود ۹هزارمترمربع مساحت) است كه از اين رقم چهارهزارو ۲۰۰مترمربع آن به فضاي خود قلعه تعلق دارد و در واقع ابعاد قلعه ۷۰در ۵۸متر است.
در سمت جنوب قلعه، يك زمين مزروعي ۱۱هكتاري به چشم ميخورد كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بصورت قسطي توسط جهاد سازندگي وقت به كشاورزان منطقه واگذار شده است.
چنانكه گفتم، پيش از پيداشدن سروكله نايب حسينخان در منطقه ،كشاورزان در اين زمينها كشت و زرع ميكردهاند تا اينكه اين ياغي، بزور آنها را از اين زمينها اخراج و درخرابههاي دژ كهن موجود در جوار اراضي متعلق به دوره پيش از اسلام،قلعه جديد و مستحكمي بنا كرد كه آثارش همينياست كه دارم،ميگويم.
مدخل و ورودي قلعه در ضلع جنوب و نيز يك مفر يا گريزگاه در شمال دژ قرار دارد.
اين دژ داراي دو حياط يكي حياط مركزي با وسعت يكهزارو۱۴۰مترمربع و ديگري حياط بخش غلامان در شمال قلعه با مساحت ۲۶۰مترمربع است. در حياط مركزي يك حوزه ۸۰مترمربعي و درحياط غلامان يك حوض ۳۰مترمربعي منبع تامين آب دژ بوده است.
قلعه يك هشتي ورودي هم دارد كه مساحتش ۲۸مترمربع است و در دو طرفش چهار اتاق زمستاني به مساحت هريك ۱۰مترمربع توي چشم ميزند. همچنين ۱۰اتاق تابستاني(هريك ۱۰مترمربع) در بخش شمالي حياط مركزي به چشم ميخورد.در اصل اين ۱۰اتاق تابستاني بين دو حياط مركزي و حياط غلامان ساخته شده اند.
دورتادور قلعه را كمربندي از اصطبلها عينهو كارونسراي مرنجاب دربرگرفته كه مساحت اصطبلها در مجموع يكهزارو ۳۶۰مترمربع ميباشد.
فيالواقع، بطور طبيعي فضاي سكونتگاهي اين قلعه در مقايسه با كاروانسراها نظير كاروانسراي مرنجاب كمتراست چرايش هم اين است كه چنين قلاعيحكم پايگاه نظامي و تدافي داشتهاند و در آنها فضاهاي لجستيكيمانند محل نگهداري اسبها مهمتر بوده است. از همين رو، جمع تعداد اتاقهاي دژ كرشاهي ۱۷و جمع تعداد اتاقهاي مرنجاب ۲۸باب است.وانگهي اتاقهاي مرنجاب بزرگتر از اتاقهاي فكسني كرشاهي است.
خاطرنشان كنم كه از جمع ۲۸اتاق مرنجاب ۱۶اتاق داراي ابعاد ۳/۵در ۳/۵ متر،هشت اتاق داراي ابعاد ۵در ۳/۵متر و چهار اتاق داراي ابعاد ۵/۵در ۵/۵ متر است.درحاليكه مساحت هريك از ۱۴اتاق برشمرده بالا حدود ۱۰متراما مساحت اتاق شاهنشين و دواتاق جنبيآن در طبقه بالا هريك حدود ۳۰مترمربع است.
البته غير از اين ۱۷اتاق،دو اتاقك پنج متر مربعي در وسطين دو ضلع شرقي و غربي طبقه بالا به چشم ميخورد كه احتمالا حكم اسلحهخانه دژ كرشاهي را داشته است.
ساختار باروي دور قلعه،چينهاي است و در آن بين هر قالب چينه چندرديف خشت براي ارتقاي خاصيت به اصطلاح "آلاستيسيته"(شكل پذيري) بافت چينهها به كار رفته تا از شكنندگي رديفهاي چينهاي جلوگيري شود.
همچنين در دورادور خندق درفاصله هر ۱۰متر يك برجك كه بوسيله دهليزهايي به كمينگاه مرتبط ميشده،بهچشم ميخورد كهمقر استقرار تيراندازها بوده است.
قطر ديوارهاي قلعه حدود ۳/۵متر است كه برغم گذر دوران هنوز سرافراز و استوار از اين دژ محافظت ميكنند.
در جاي جاي فضاي دروني قلعه بخصوص در اصطبلها شيارهايي به عنوان مال بند (اخيه) براي بستن چهارپايان به چشم ميخورد.