ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪پنجشنبه، ۳ مرداد ۱۳۸۷‬

"زربفت"، نازگل خزان زدن بستان هنر ايران (بخش دوم و پاياني)

اصفهان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۵‬

داخلي. فرهنگي. اقتصادي. زري بافي.

كم و كيف توليد پارچه‌هاي زربفت
با اين همه توصيف پسيني حالا بهتر است كمي هم اطلاعات پيشيني درباره خود اين تحفه گرانبهاي ايراني بدهيم تا دليل ارج و قرب آن آشكار شود.

در هنر زري بافي، پارچه‌هائي با نقش و نگاري سنتي و تار و پودهائي از جنس ابريشم وگلابتون با دستگاههاي كاملا سنتي دستي بافته مي‌شود.در واقع زربفت، پارچه‌اي گرانبهاست كه چله يا تارش ابريشم خالص و پودش ابريشم رنگي و يكي از پودها نيز از جنس گلابتون يعني نقره زراندود شده است.

به گفته "متشكر"،بهاي يك پارچه زربفت ‪ ۹۵‬سانتي در‪ ۱۱۰‬سانتي بسته به عرض، تراكم و تعداد رنگهاي به كار رفته شده در آن بين ‪ ۹۰۰‬هزار تا دو ميليون تومان است.

وي افزود: برخي از سياحان خارجي بازديدكننده از كارگاه زري بافي وي براي استفاده از اين پارچه‌هاي گرانقيمت در كرواتهاي خود ابراز تمايل كرده‌اند.

علي‌الاصول مراحل زري بافي شامل نقشه بندي ، چله كشي و گذراندن ابريشم از وردها و شانه‌هاست.

دستگاه زري بافي معمولا از ابزار و آلات چوبي و به سبك قديمي و بصورت ساده ساخته مي‌شود.در هر دستگاه معمولا " دو نفر كار مي‌كنند كه يك نفرشان بافنده و ديگري " گوشواره‌كش " ناميده مي‌شود. وظيفه گوشواره‌كش بالا و پايين كردن تخته‌هايي است كه از قبل نقشه‌ها روي آن نقشبندي شده و به اين وسيله نقش‌ها به طرف بافنده يا استادكار هدايت مي‌شود.

پارچه زري هنگام بافت پشت و رو بافته مي‌شود.در واقع پشت پارچه مقابل ديد بافنده قرار دارد.

بافت ساده زري از نقش جداست.در بافت ساده ممكن است درهر رج چند رنگ وجود داشته باشد.در اين روش، بافنده با فشار پدال، وردي را كه تارهاي آن رنگ بدان متصل است بالا مي‌آورد و دهانه تارهاي مربوط به آن رنگ باز مي‌شود، در اين حالت دهانه ساير تارها بسته است و بافنده با عبوردادن ماكو از دهانه، پود را از ميان تارها عبور مي‌دهد. در قسمتهايي كه نقش وجود دارد ، بافنده با فشار پدال ژاكارد (يا گوشواره‌كشي) تارهاي مربوط به‌آن نقش را بالا مي‌كشد و باعبور ماكو نقش مربوطه را مي‌بافد.

نام اجزاء به كار گرفته شده در هر دستگاه زري بافي شامل شليت، ورد نقش ، چله، نورد ،پدال، جوجه ورد، ماكو ، ماسوره، مطيت، دفتين،كارت نقش، كلك، قلنبك، شاخك ، خرك و منجنيق است.

مشاغل وابسته به كارگاه زري بافي نيز شامل استاد ماسوره پيچ، استاد نقش انداز ، شاگرد نقش‌انداز(نقش خوان)، استاد بافنده و گوشواره‌كش است.

اصولا زري درانواع گوناگون بافته مي‌شود كه متداولترين آنها" زري دارايي"، "زري اطلسي"،"زري لپه باف " و "زري پشت كلاف" است.

نحوه توليد گلابتون
باتوجه به اهميت نخ گلابتون در پارچه‌هاي زربفت در اينجا توضيحاتي درباره نحوه توليد اين نخ‌داده مي‌شود.دراصل آن چيزي كه باعث درخشش و گراني پارچه هاي زربفت مي‌شود،همين گلابتون است و به‌همين دليل از ديرباز پارچه‌هاي زربفت براي تن پوش پادشاهان، وزيران، بزرگان ، درباريان و اشراف به كار مي‌رفته و به عنوان تحفه ارزشمند دربارشاهان ايران براي هديه‌دادن به شاهان بيگانه به حساب مي‌آمده است.

براي آشنايي با نحوه توليد اين نخ زرين، ما از يگانه كارگاه توليد اين محصول در اصفهان و بلكه جهان كه به همت سازمان ميراث فرهنگي اصفهان داير شده است،ديدن كرديم.در واقع نخ زرين گلابتون تنها در اصفهان ساخته مي‌شود.

گلابتون،رشته سيم بسيار نازكي است كه درون‌آن يك رشته نخ ابريشم قرار دارد و برروي آن لايه‌اي از طلا كشيده شده‌است.به‌عبارت دقيق‌تر گلابتون نخ باريكي به ضخامت ‪ ۵/۱‬صدم ميليمتريا ‪ ۱۵‬ميكرون از جنس طلا،نقره و ترجيحا"و متداولا" از نقره با روكش طلا مي‌باشد كه‌به‌صورت مارپيچ و بسيار منظم روي نخ ابريشم روكش شده است. نخ گلابتون از نظر وزن داراي ‪ ۲‬درصد طلا، ‪ ۸۳‬درصد نقره و ‪ ۱۵‬درصد ابريشم است.

براي توليد اين محصول گرانبها از سه ماده اوليه يعني طلاي ‪ ۲۴‬عيار، نقره ‪ ۱۰۰‬درصد خالص و ابريشم طبيعي به قطر ‪./.۵‬ميلي متر استفاده مي‌شود.

گفتني است كه توليد گلابتون در ‪ ۹‬مرحله انجام مي‌شود و طي آن روي يك مفتول نقره‌اي به طول ‪ ۲۵‬سانتيمتر و قطر‪ ۵/۲‬سانتيمتر طي عمليات مختلف،روكش بسيار نازكي از طلا مي‌كشند تا درنهايت براثر عمليات مختلف ذوب،آهنگري و حديده‌كشي (كشش) طول اين مفتول ‪ ۲۵‬سانتي‪ ۱۰۰‬گرمي به رقم باورنكردني‪ ۲۰‬هزارمتر برسد سپس نوار باريك نقره زراندود شده بوسيله يك دستگاه روي نخ ابريشمي پيچيده مي‌شود تا در نهايت به نخ گلابتون تبديل گردد.

قيمت يك قرقره گلابتون يكصد گرمي ‪ ۹۰‬هزار تومان است.

وضعيت امروز زري بافي در ايران
قدرمسلم، كشور ما قرون متمادي توليدكننده و صادركننده پارچه‌هاي زري براي دربارها و كليساهاي جهان بوده و اكنون نيز موزه‌هاي بزرگ جهان مزين به برق و شعشعه پارچه‌هاي زربفت ايراني است.

برغم افول اين هنر اصيل طي سالهاي گذشته، سازمان ميراث فرهنگي اصفهان از سال ‪ ۷۲‬اقداماتي را براي احياي دوباره زري بافي انجام داد و در اين راستا با فراخوان تنها هنرمند رشته گلابتون يعني " استاد عباسعلي فولادگر"، اولين كارگاه گلابتون‌سازي ومتعاقبا نخستين‌كارگاه زري‌بافي را توسط "استاد يدالله پور اعطاء" داير كرد.همزمان ميراث فرهنگي كاشان نيز با فراخوان پيشكسوتان اين رشته، كارگاه زري بافي آن خطه را راه‌اندازي نمود.

برغم همه اين تلاشهاي ستايش آميز ميراث فرهنگي ، از نظر برخي كارشناسان، هنوز هم اين هنرگرانمايه در بدترين شرايط خود در طول تاريخ دوهزار ساله‌اش قرار دارد.

اكنون تنها يك كارگاه زري بافي درهنرستان هنرهاي زيباي اصفهان، دو كارگاه دراصفهان،سه كارگاه در كاشان و سه كارگاه در تهران كه توسط ميراث فرهنگي داير شده‌اند، به اين هنر اصيل و ذيقيمت اشتغال دارند و افرادي نظير آقاي "متشكر" در آران و بيدگل نيز به شكل خصوصي به اين حرفه اشتغال دارند حال آنكه به گفته "احمد اديب " معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري استان اصفهان،بر اساس آمار سال سازمان برنامه و بودجه وقت در دهه ‪ ۲۰‬در كشورمان حدود ‪ ۱۶‬تا ‪ ۲۰‬كارگاه زري بافي وجود داشته است.

كارشناسان درباره ادامه روند قهقرايي اين هنر هشدار مي‌دهند و مي‌گويند:
در حالي اكنون اين هنر پرارزش مهجور واقع شده كه در دوره‌هاي گذشته همپاي نگارگري، قلم زني و سفال صاحب ارج و قرب بوده است.

بواقع اكنون كمتر كسي پيدا مي‌شود كه سختي‌هاي فراگيري اين كار را به جان بخرد.ضمن‌اينكه آكادميك نبودن، دسترسي نداشتن به مواد اوليه مرغوب ، منتقل نشدن هنر اساتيد و حجيم بودن دستگاه نساجي عاملي مزيد بر علت است.

البته ناگفته نگذاريم كه اين مشكل تنها خاص هنر زري بافي نيست بلكه در باره ساير هنرها نيز بيش و كم مشكلات مشابهي وجود دارد.براي نمونه در شهري مثل كاشان كه از قديم‌الايام هنر نساجي‌اش شهره آفاق بوده و زماني دراين شهر بيش از‪ ۴۰‬نوع پارچه مختلف بافته مي‌شده، امروزه از آن همه تنوع فقط مي‌توان چندتايي(از جمله زري بافي) را در كارگاهي به نام مركز هنرهاي سنتي كاشان مشاهده كرد.

ازمنظري ديگر، شايد يكي از مشكلات مهم درعرصه صنايع اصيل ايراني اين باشد كه برخلاف گذشته ساختار توليد اين صنايع به هزار و يك دليل، از حالت توليد همگاني‌اش در گذشته خارج شده و به مرور جنبه تك افتاده و منفرد پيدا كرده است مثلا در گذشته در اغلب خانه‌هاي كشورمان حتي درشهرهاي بزرگ يك دار قالي وجود داشته و بسياري از زنان ما براي كمك به معيشت خانواده‌هايشان يا پر كردن اوقات فراغتشان و بويژه تامين فرش مورد نياز خود هر روز چند رج قالي مي‌بافتنداما امروز نه‌تنها در شهرها بلكه حتي دربسياري از خانه‌هاي روستايي ما نيز اين رسم حسنه جمع شده و همه حتي‌بافندگان روستايي نيزبه دنبال خريد فرشهاي ماشيني‌اند.در همين زمينه برخي آمار حاكيست تا سال‪ ۷۰‬درشهر نوش‌آباد كاشان بيش از چهار هزار نفر قالي مي‌بافته‌اند حال‌آنكه امروزه شايد اين تعداد به زور به ‪ ۴۰‬نفر هم نرسند.

شگفت‌اينكه، لاقيدي و بي‌توجه‌اي ما به صنايع ايراني درسالهاي گذشته در حالي بوده‌كه كشورهاي ديگر ره صد ساله را يك شبه رفته‌اند و مي‌روند تا حتي دستان ما رااز پشت ببندند.نمونه‌اش همين چيني‌هاي چشم بادامي سختكوش و رند است كه به نوشته يك سالنامه چيني مربوط به‪ ۱۷۰۰‬سال پيش بزرگترين واردات چين فرش ايران بوده در حالي كه اكنون در حال توليد و صادرات فرش و عملا رقيب ما در اين عرصه است.

حالا هنر ما شده هي حرف ، حرف ، حرف ، حرف و باز هم حرف درباره اينكه رقيبان چيني يا پاكستاني يا ترك در حال كپي كردن و سرقت طرحهاي ايراني‌اند و قس عليهذا.

نمي‌دانم بايد اينرا هم بگويم يا نگويم اما با اين روند بي‌توجه‌ايها شايد ما بايد از اين خارجي‌هاي زبل و زرنگ سوداپيشه ممنون هم باشيم كه با سرقت هنرهاي رو به انقراض ما،اقل كم اين هنرها را از خطر نيستي نجات يا دست كم آنها را حفظ مي‌كنند.

در هر حال ، ما به چه بخواهيم و چه نخواهيم، بايد براي صيانت از هنرهاي پرسابقه و ريشه‌دار خود كه باعث فخر ايران و ايراني در جهان شده و مي‌شود ، آستين‌هاي همت را بالا بزنيم و براي بقا و بلكه توسعه آنها ازجمله همين هنر زيباي زري بافي اهتمام بيشتري به خرج بدهيم تا منابع جديد درآمد براي خود دست و پا كنيم و هي چشم طمع به اين چاه‌هاي نفت كه در اصل باعث و باني همه اين بي‌توجه‌ايها به ساير توانايي‌هايمان اصيل و ملي‌مان شده‌است، ندوزيم.

درباره راههاي حمايت مجدانه از اين هنرها و صنايع ظريف،كارشناسان نظرات مختلفي دارند. در اين‌باره "اديب " معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي اصفهان بااشاره به سرمايه اندك و ارزش افزوده زياد رشته زري‌بافي،راه نجات اين هنر اصيل را دراقداماتي نظير انحصارشكني اين رشته و ورود افراد مختلف به آن براي ازدياد توليد، تعريف كاربردها و مصارف جديد براي محصولات زربفت بصورتي كه وارد متن زندگي مردم شود و بازاريابي و بازارسازي در خارج از كشور مي‌داند.

تصاوير مرتبط

ارسال خبر: ۱۱:۴۶ ‪یکشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ