ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪پنجشنبه، ۳ مرداد ۱۳۸۷‬

قصه‌هاي محلي ايلام، روايتي‌هايي شيرين كه نبايد فراموش شوند

ايلام ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۴‬

داخلي. فرهنگي. قصه.

انگار همين ديروز بود ، بچه كه بوديم تمام عشقمان اين بود كه باز شبي ديگر و قصه‌اي ديگر، فارغ از حال و هواي تلويزيون و دنبال كردن سريالهايي كه هيچ جذابيتي براي ما در كودكي يا نوجواني آن زمان ندارد.

در بيشتر خانواده‌ها كه جعبه جادويي تلويزيون و ماجراهاي گوناگون نبود، ما بوديم و پدر بزرگ يا مادر بزرگهايمان و دنيايي از قصه‌هاي شيرين و پرهيجان كه تا پاسي از شب اوج و هيجان خود را با زل زدن به دهان آنان در لحظات پر خطر قصه دنبال مي‌كرديم.

يكي بود، يكي نبود زير گبند كبود غير از خدا هيچ كس نبود، "ملك جمشيد" پسر پادشاه شهري بود كه معشوقه او توسط ديوي به بند كشيده شده و او براي رسيدن به معشوقه و رهايي او بايد هفت خوان را پشت سر بگذارد.

در هر خوان، مجموعه‌اي از موانع و سختيها فراهم مي‌شود تا ملك جمشيد براي رسيدن به عشق، با آنها درگير و در نهايت پيروز شود.

لحظات سرشار از هيجان، شجاعت و دلاوري و عشق پاكي كه در درون سينه ملك جمشيد براي رسيدن به معشوقه‌اش موج مي‌زد.

در آخر اينقدر از هيجان قصه سرمست مي‌شديم كه با رسيدن ملك جمشيد به معشوقه‌اش در پايان داستان با روياي حماسه نبرد با دشمن (ديو) و رسيدن به خوبيها به خواب مي‌رفتيم.

"متل" يا قصه "ملك جمشيد" و همه متلهاي ايلام، روايت زندگي ايلياتي‌هاي ايلامي است كه دو عنصر "عشق" و "حماسه"، بن مايه همه نها است.

دور تا دور اجاق چوبي نشسته و فارغ از سوز و سرماي بيرون، چشم و گوشها به پيرزني يا پيرمردي دوخته شده است و يا در شبهاي پر ستاره و زيباي تابستان در كنار حوضچه آب و شمعدانيهاي زيبا، شنيدن متلها و داستانهاي پر از حماسه و عشق بزم محفل خانواده سنتي در ايلام بوده و در برخي مناطق همچنان هست.

گاهي متل "بي‌بي سه‌شنبه"، گاه "ترمه كوله"، "كر تمل" و گاه " كر كچل" (پسر كچل) و دهها قصه جذاب و شيرين ديگر را روايت مي‌كردند.

گاهي نيز به ياد ايل و طايفه و جنگهايي كه در گذشته بين طوايف بوده مي افتد و خون حماسه و رزم به صورت مي‌كشد و از رستم و سهراب كردي قصه مي‌گويد و گاه ياد عشقهاي ناكام ايلياتي مي‌افتد و داستان شيرين و فرهاد كردي را باز مي‌گويد و اشعار كردي را با نم اشك گوشه چشمانشان بدرقه مي‌كردند.

تاريخ مشخصي براي پيشنيه قصه و قصه‌گويي در استان ايلام كه انسان و طبيعت در آن به الفت ديرينه رسيده‌اند متصور نيست اما برخي معتقدند از هنگامه‌اي كه بشر در اين سرزمين رحل اقامت گزيد، قصه ايلامي نيز آغاز شد.

يكي از شاعران و منتقدان ايلامي معتقد است: شكل‌گيري قصه و قصه‌گويي در ايلام با همزماني اقامت انسانها در اين سرزمين متصور نيست بلكه پس از استقرار بشر در ايلام بايستي اتفاقات مهمي روي داده باشد و با گذشت سالها كه اين اتفاقات با افسانه و تخيل عجين شدند و در ميان مردم نقل مجالس شدند، نخستين نطفه قصه‌هاي ايلامي بسته شده است.

"شقايق سليمان‌نژاد" قصه‌هايي كه مردمان مهاجر به اين سرزمين به همراه آورده‌اند را از نظر دور نمي‌دارد و اين پديده را يكي از عوامل پيدايش قصه‌ها و قصه گوها در ايلام عنوان مي‌كند.

وي، قصه‌گويي را قديمي‌ترين رسانه پيام‌رسان بشر مي‌داند و مي‌گويد: قصه‌هاي ايلام در عين واقعيت، خالي از تخيلات و تصورات و افسانه‌ها نيست و عنصر پشتكار و خستگي‌ناپذيري، شاكله اصلي قهرمانان قصه‌ها و داستانهاي ايلامي است.

وي، صداقت، صميمت و سادگي و حماسه و عشق را تركيب قالب قصه‌هاي ايلام بر مي‌شمارد و مي‌افزايد: قصه‌هاي ايلام را مي‌توان به پنج بخش افسانه‌اي، تخيلي، حماسي، عاشقانه و تركيبي از همه اين عناصر تقسيم بندي كرد.

يكي از قصه‌گويان ايلام نيز مي‌گويد: صداقت و سادگي و وجود عنصر تخيل بدور از اغراق‌آميز بودن ، از ويژگيهاي اصلي قصه‌هاي بي‌بي سه‌شنبه، كركچل و ترمه كوله است.

"بهروز كرمي"، به تنوع قصه‌ها و روايتهايي كه از يك قصه در ايلام به دليل دو بافت كوهستاني و دشت و دونوع هواي گرمسيري و سردسيري اشاره مي‌كند و مي افزايد: قصه‌گويي در مناطق سردسير و كوهستاني به علت درازاي شبهاي زمستان رواج بيشتري داشته و هنوز هم دارد.

وي گفت: واقعي بودن شخصيتها و قهرمانان قصه‌ها از ويژگيهاي قصه‌هاي ايلامي است و قصه ترمه‌كوله يكي از اين نمونه‌هاست كه به عقيده بوميان منطقه پيرزن داستان، وجود خارجي داشته و حوادث را تجربه كرده و باگذشت زمان اين واقعه با عنصر تخيل تركيب و به صورت قصه‌اي جذاب و شنيدني درآمده است.

وي، بابيان اينكه قصه را در ايلام "متل" مي‌گويند، افزود: متل در حقيقت كوتاهتر از داستان است و در متل بيش از هر چيز بر پند و نصحيت و اندرز تاكيد مي‌شود و مراد از ذكر متل، انتقال اين مفاهيم به مخاطب است.

در ايلام نيز مانند بسياري از مناطق، زن و بويژه مادربزرگها و مادرها روايان اصلي قصه‌ها هستند و با وجود عصر ارتباطات و فناوري هنوز زنان اين جايگاه را در ايلام براي خود حفظ كرده اند.

"ملوك هاشمي" يكي از قصه‌گويان ايلام، قصه را ابزار قوي انتقال پيامهاي تربيتي به كودكان مي‌داند و زنان را شايسته‌ترين فرد براي قصه‌گويي عنوان مي‌كند.

وي گفت: زنان و مادران به علت توانايي‌شان در ارتباط محبت‌آميز و انتقال احساسات به كودكان و رواني كلام و سيالي روايت قصه‌ها، بهتر از مردان، قصه گو هستند و درمقابل مردان بهتر از زنان مي‌توانند احساسات خود را به تحرير درآورند.

وي، يكي از علل اينكه بيشتر كتب قصه را مردان نوشته‌اند همين عامل مي‌داند و مي‌افزايد: پدرها هم محبت زياد به فرزندان دارند اما هرگز همه محبت را به فرزند بروز نمي‌دهند ولي مادر اين كار را انجام مي‌دهد و به همين علت ارتباط كودك با مادر بيش از پدر است.

وي، درباره تاثير قصه‌ها در رفتار كودكان معتقد است: ‪ ۷۰‬درصد قصه‌هايي كه براي كودكان در كانون پرورش فكري روايت مي‌شود در انتقال پيامهاي تربيتي به كودكان نتيجه بخش بوده است.

وي، قصه‌هاي قديمي را هنوز هم براي كودكان و بچه‌هاي امروز كارگر مي‌داند و مي‌گويد: كودكان هنوزهم با قصه‌هاي قديمي بهتر از قصه‌هاي امروزي ارتباط برقرار مي‌كنند و هرچه اين قصه‌ها، به زبان مادري كودك نزديك باشند به آن مانوس‌ترند.

وي افزود: با توجه به آگاهي و نكته‌سنجي كودكان امروز نسبت به كودكان ديروز، بايد بخشهاي منفي قصه‌ها با كمرنگي بيشتري روايت شود اما هرگز نبايد قصه‌ها را به خاطر وجود اين بدآموزيها تحريف يا به كلي اين نكات منفي را از قصه حذف كرد.

استان ايلام با سابقه ديرينه بيش پنج هزار سال تاريخ قبل از ميلاد از مهد هاي تمدن ايران زمين است و به عقيده كارشناسان بخشي ازقصه‌هاي معروف ايران از قديم‌الايام از اين سرزمين به مناطق ديگر منتقل شده است.

با اميد به اينكه مسوولان مربوط استان با جمع‌آوري اين قبيل قصه‌ها و تدوين آنها به صورت كتاب يا انيميشن و فيلم‌نامه مانع فراموشي و از بين رفتن آنها شوند.ك/‪۴‬

ارسال خبر: ۱۲:۵۱ ‪شنبه، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ