داخلي. فرهنگي. فيلمنامه نويسي.
نامگذاري ۲۵ارديبهشت بنام روز "فيلم نامه نويس" تاكيد جامعه هنري بر لزوم تقويت زيرساختهاي اساسي صنعت سينما است كه ميتواند گام موثري در اعتلا، توسعه وكيفي سازي توليدات سينماي ايران داشته باشد.
برخي فيلمنامه نويسان استان قم، مشكل سينماي كشور را ناشي از ضعف فيلمنامه هاي موجود ميدانند وخاطر نشان ميكنند: فيلمنامه هاي كليشه اي موجب تنزل سطح توليدات سينماي كشور ودرنتيجه بدسليقگي، انحراف سواد بصري وتغيير مزاج هنري مردم نسبت به فيلم هاي سينمايي شده است .
يكي از فيلمنامه نويسان قمي به خبرنگار ايرنا ، گفت : نويسندگان بويژه فيلمنامه نويسان بعنوان اولين تاثيرگذار برمحصولات سينما و تلويزيوني نقش مهمي را ايفا ميكنند.
"مريم بصيري" افزود: بخشي ازعلل توليدات سطحي به دليل عملكرد ضعيف فيلمنامه نويسان است كه تاكنون اين موضوع آسيب شناسي نشده است.
وي بيان داشت: متاسفانه هنوز نقش، جايگاه واهميت فيلمنامه نويسان در صنعت سينما وتلويزيون به خوبي شناخته نشده وبه همين خاطر اين قشر ازنظر مالي ومعنوي مورد حمايت قرار نگرفته است.
وي يادآور شد: باوجود اهميت كار و قلم فيلم نامه نويس بيشترين دستمزدها ازآن بازيگران فيلم است.
بصيري ادامه داد: اغلب تهيهكنندگان نيز به فيلمنامه نويسان درجه دو وارزان نويس شفارش ميدهند كه اين افراد نيز از لحاظ تبحر ومهارت در حد قابل قبول جامعه نيستند.
وي اظهار داشت: يك فيلمنامه كيفي نياز به بررسي، پرداخت، بازخواني ، تحقيق وارائه علت ومعلول روابط ميباشد و ازآنجا كه اين امر نيازمند صرف وقت از سوي فيلمنامه نويس است معمولا فيلمنامه نويسهاي درجه دو اين كار رابه صورت شايسته انجام نميدهند.
اين منتقد سينمايي خاطر نشان كرد: نويسندگاني كه از اين طريق امرار معاش ميكنند كه در صورت دريافت مبالغ پايين، كم كاري كرده و در نتيجه فيلمنامه يك اثر پخته و منطقي نخواهد شد.
بصيري تاكيد كرد: نويسنده در زمان خلق اثر نبايد مخاطب را عامي و ساده انديش فرض نمايد چرا كه اين ديدگاه باعث ضعيف شدن فيلمنامه ميشود.
وي ادامه داد: روابط در فيلمنامه منطقي بايد بر اساس اصول علي و معلولي و چينش درست اجزا و شخصيتها بوده تا براي مخاطب باورپذير و عقلاني باشد.
يكي ديگر از فيلمنامه نويسان استان قم گفت: آسيب شناسي سينما را از دو بخش دروني و بيروني قابل بررسي ميباشد.
"رحمت الله اميدوار" بااشاره به هنر وصنعت سينما افزود: متاسفانه سينما در كشور ايران به صورت صنعتي نيست واين امر موجب نزول سطح كيفي آثار توليدي در سينما شده كه بخش عمده اين معضل را بايد در فيلمنامه نويسي جستجو كرد.
وي بيان داشت: در يك سينماي صنعتي هر فردي با توجه به تخصص خود و بر اساس قواعد خاصي درفرايند وچرخه توليد فيلم فعاليت ميكند كه متاسفانه در كشور ما فيلمنامه نويس متخصص كه تنها در اين زمينه فعاليت كند بسيار اندكند.
وي با توجه به پديده تئوري سينماي مولف(كارگردانلا نويسنده) يادآور شد:
امروزه تعداد افراد كارگردانلا فيلمنامه نويس در سينماي كشور ما نسبت به فيلمنامه نويس هاي حرفه اي بسيار بيشتر ميباشد.
اميدوار ادامه داد: در حال حاضر شان و مقام چنين افرادي بيشتر از فيلمنامه نويسان ميباشد كه اين امر نويسنده را وادار به ورود در برخي رشتههايي كرده كه در آن تخصص ندارد.
وي افزود:به علت عدم تبيين جايگاه فيلمنامه نويسي حرفه اي حتي فيلمنامه نويسان نيز در حيطه كاري خود نيز تخصصي ندارند چرا كه اطلاعات وآگاهي آنان در زمينه هاي ادبي و پژوهشي به روز و كافي نميباشد.
وي تصريح كرد: ميراث ادبي و داستاني براي فيلمنامه نويسان در جهت آشنايي با راهكارها و تكنيك هاي مختلف در سطح جهان حائز اهميت ميباشد تا نويسنده به خلق و نوآوري در سبك هاي نگارشي و روايي بپردازد.
وي در پايان از سيستم آموزشي فيلمنامه نويسي در كشور و استان انتقاد كرد و روش هاي اين سيستم عملا براي نويسندگي در عرصه سينمايي ناكارآمد ذكر كرد.
يكي از فيلمنامه نويسان استان قم گفت: در حال حاضر رغبت تهيهكنندگان سينمايي به توليد آثارعامه پسند و مقولات عشقي بيش از توليد آثار فاخر و هنري ميباشد.
"سيدمصطفي موسوي تبار" رابطه سليقه مردم با توليد آثار انبوه سينمايي با مفاهيم مبتذل هنري را رابطه اي مستقيم و بيواسطه ذكر كرد و افزود:
توليد چنين آثاري موجب تغيير ديدگاه و ذائقه هنري مردم ميشود.
وي بيان داشت: استقبال مردم از چنين توليداتي موجب رغبت تهيهكنندگان سينمايي به ساخت آثار سطحي با رنگ و لعاب هاي امروزي و تجملاتي حتي بدون توجه به فرهنگ بومي كشور ميشود.
وي گفت:تمايل تهيهكنندگان را به توليد اين آثار موجب گرايش نويسندگان به نگارش چنين آثار سطحي و فروش آثارشان ميباشد.
موسوي افزود: اغلب فيلمها فاقد محتوا و ارزش هاي هنري بالايي هستند و تنها با استفاده از چهرهها فيلم را به سليقه مخاطب تحميل ميكنند.
وي يادآور شد: سينماي ايران با بحران فكر، طرح و ايده مواجه نيست ولي ديدگاه حسي و تك بعدي نويسي فيلمنامهها با تاكيد بر نظر و حس شخصي مولف داستان فيلم را خراب ميكند.
وي پايان بندي فيلمنامه را از ديگر مشكلات سينما ذكر كرد و گفت:
نويسندگان بدون در نظر گرفتن نيازسنجي علاقه مخاطبان و چارچوب هاي هنري براي اثر پايان دلخواه خود را طراحي ميكنند.
موسوي خط كشي هاي جديد و تعيين محدوده براي ژانرها وموضوعات سينمايي را از ديگر علل نگارش فيلمنامه هاي سطحي و سفارشي برشمرد و ادامه داد:محدوده هايي چون فيلم هاي ديني يا معناگرا ذهن نويسنده را خلق اثر محدود مي سازد.
۲۵ارديبهشت ماه مصادف با روز بزرگداشت فردوسي براي نخستين بار به از سوي كانون فيلمنامه نويسي ايران به روز فيلمنامه نويس نامگذاري شد. ك/۴ ۵۳۶/۷۴۰۲