سياسي. فلسطين. اشغال. ۶۰
...تاريخ زندگي در قدس به بيش از ۵۰۰هزار سال قبل برگردد؟زماني كه اولين انسان در آن ميزيسته است .
به خاطر موقعيت جغرافيايي اين منطقه كه بين آفريقا و آسيا و همچنين در حاشيه اروپا قرار گرفته همواره اقوام مختلفي در آن سكونت يافته و يا از آن مهاجرت نمودهاند كه همين مسئله تاريخ آن را با پيچيدگي مواجه ساخته است. يافتن دقيق تاريخ اولين انسانهايي كه در اين سرزمين ميزيسته اند مسالهاي است كه باب آن اختلافات بسياري وجود دارد كه به چند دوره تاريخي آن در ذيل اشاره ميشود:
* عصر حجر :
كشف اسكلتهاي انساني متعلق به اين عصر نشانگر وجود حيات در اين سرزمين و زيست مردماني در كنار رودخانهها و درياچهها است . در آن زمان كه اروپا دچار عصر يخبندان بوده اين سرزمين دوره خشك و مرطوبي را پشت سر مي گذاشته است. چادرنشيان به تدريج در اين سرزمين سكني گزيدند و با رام كردن حيوانات و كشت و زرع غلات، شيوههاي جديدي از زندگي را توسعه دادند. بدين ترتيب در اين سرزمين مهارتهاي جديد و سازمانهاي اجتماعي شكل گرفتند.
* عصر مس و برنز :
به تدريج دهكدههايي در نزديكي رودخانهها بوجود آمد و جاي اردوهاي موقت را گرفت. در مصر و ناحيه واقع در بين دو رودخانه بين النهرين كه امروزه، عراق قسمتي از آن را تشكيل ميدهد امپراطوريهايي پا گرفتند در حالي كه سرزميني كه آن را كنعان ميناميدند همچنان يك سرزميني پراكنده و بيسرو ته باقي ماند. در حدود ۱۸۰۰قبل ازميلاد حضرت ابراهيم (ع ) گروهي از چادرنشينان را از ناحيه بين دو رودخانه بين النهرين به كوههاي كنعان هدايت كرد.
در دوره كنعانيان در حدود ۱۸۰۵حضرت ابراهيم (ع)به بلاد شام مهاجرت كرد و پس از مدتي در شكيم نابلس در فلسطين مستقر شد و چندي نكشيد كه به بئرسبع آمد. در حدود سال ۱۷۹۴قبل از ميلاد حضرت ابراهيم (ع) صاحب فرزندي به نام اسماعيل شد. اسماعيل جد اعراب عدناني است و كسي است كه فلسطين و پيامبر (كه به عدنانيان نسب ميبرد) و مسلمانان را به يكديگر پيوند داد.
زيرا با كمك پدرش كعبه شريف را بنا كرد. حدود ۱۴سال پس از تولد اسماعيل (ع) حضرت ابراهيم از زن اولش سارا صاحب فرزند دومي به نام اسحاق شد.
اسحاق بعدها پدر يعقوب (ع) شد كه به اسراييل ملقب گرديد و اين لقب بر تمام اعقاب او اطلاق شد؟ يعقوب و پسرانش كه بيش از ده نفر شده بودند در حدود سال ۱۶۵۶قبل از ميلاد به سبب قحطي از فلسطين به مصر مهاجرت كردند.
در مصر فراعنه آنها را به بردگي گرفتند و آنها پس از اقامتي ۴۰۰ساله به سر كردگي حضرت موسي (ع) ناگزير مصر را ترك كردند و به فلسطين آمدند .حضرت موسي (ع) نتوانست مهاجرين بني اسراييل را به اين سرزمين برساند وليكن با راهنمايي يوشع مابقي بني اسراييل به اين سرزمين آمدند. تقريبا اين امر مسلمي است كه مهاجرين بني اسراييل تمام اين سرزمين را فتح نكردند بلكه تنها پارهاي از مناطق كوهستاني را از دست كنعانيان گرفتند. در حالي كه فلسطينيان قديم كرت Creteو دشت ساحلي را در تسخير خود داشتند.
* عصر آهن :
فلسطينيان و كنعانيان استفاده از آهن را توسعه داده و بيشتر اين سرزمين را در كنترل خود در آوردند. اين عمل فلسطينيها كنعانيان، بني اسراييل را مجبور ساخت تا سيستم قبيلهاي بدون انسجام خود را به يك پادشاهي متمركز تبديل كنند. اولين پادشاه آنها شائول Saulبوده است كه پايتخت خود را در Gevaقرار داد. دوران حكومت وي تقريبا از ۱۰۲۳تا ۱۰۰۴قبل از ميلاد بود.
پسرش حضرت داود كه وي را به فرزندي پذيرفته بود جانشين وي گرديد. وي تقريبا بين ۱۰۰۴تا ۹۶۵قبل از ميلاد حكومت را بر عهده داشت. حضرت داود بيتالمقدس را تسخير كرد و ضمن پايتخت قرار دادن آن صندوقي موسوم به Ark Of The Convnantرا در آن قرار داد كه معتقد بودند اين صندوق حاوي چندين لوح است كه ده فرمان موسي بر آن نوشته شده است. تقريبا از ۹۶۵تا ۹۲۸قبل از ميلاد حضرت سليمان موفقيتهاي پدرش را اساس پيشرفت خود قرار داد. وي به خاطر مهارتهاي ادبي خود مورد توجه قرار گرفت. دوره پادشاهي حضرت سليمان اغلب به عنوان عصر طلايي اسراييل مطرح ميشود كه تقريبا در سال ۹۵۰ قبل از ميلاد اولين معبد در بيتالمقدس (هيكل اول ) ساخته شد.
بعد از مرگ حضرت سليمان پادشاهي به دو گروه يعني اسراييل و يهودا Judah تقسيم شد. در حدود سال ۷۲۱قبل از ميلاد آشوريان اسراييل را مورد تجاوز قرار داده و آن را تسخير نمودند. در نتيجه اين تهاجم اسراييلها پراكنده شدند و به ده قبيله گمنام تبديل گشتند. حدود سال ۵۸۶قبل از ميلاد نيز بابليان يهودا را تسخير نموده و بيتالمقدس را با اولين معبد آن ويران نمودند.
* عهد ايرانيان :
قوم يهودا به بابل تبعيد وليكن در سال ۵۳۸قبل از ميلاد سيروس (كورش) پادشاه ايران كه سال قبلش بابل را فتح كرده بود كه به آنها اجازه داد به موطن خود برگردند. در يك مراسم مذهبي بيتالمقدس و معبد آن (هيكل دوم) از نوساخته شد .
* دوران هلنيستيك:
با شكست امپراطوري ايران به دست اسكندر و مرگ زود هنگام وي. امپراطوري اسكندر بين فرماندهانش تقسيم شد و سلوكوس كنترل سرزمين فلسطين را به دست گرفت. از زمان تبعيد يهوديان، كاهنان اعظم بسياري از وظايفي را كه در گذشته به عهده پادشاهان بود دارا شدند. سلوكيها براي تضمين سلطه خود مي بايست اين قدرت كاهن اعظم را نيز تحت كنترل خود در ميآوردند وليكن گسترش نفوذ آنها بر مذهب زاينده شورشي بود كه در سال ۱۶۷قبل از ميلاد آن را برادران مكابيان Maccabeanدر زمان حكومت آنتيوكوس چهارم نموده بودند.
مكابيان سلسلهها ي مونيان را به راه انداخته و سلطه يهود را بر تمام فلسطين و بلنديهاي جولان و ساحل شرقي گسترش دادند. اين دوره را نيز دوره طلايي ديگر يهوديان ميدانند كه شايد بتوان آن با امپراطوري داود نبي و سليمان قابل قياس دانست.
* دوره روم :
فلسطين به يك قلمرو دولت روم تبديل شد چرا كه درگيريهاي داخلي قدرت اين سرزمين را تضعيف ساخته و از اين رو كارايي آن به عنوان حايل بين روم و دشمنان روم كاهش يافت وليكن اداره اين منطقه از طرف دولت روم به هيروديس كبير واگذار شد. Herod The Greatولي با مرگ هيروديس و بيكفايتي پسرش دولت روم، خود كنترل اين سرزمين را به دست گرفت. دوره تصدي عيسي بضراني ( ۲۷تا ۳۰ميلادي) عامل مهمي در به وجود آمدن يك شورش مذهبي و سياسي شديد گرديد. اين شورش تقريبا در سال ۶۶ميلادي به اولين انقلاب منتهي شد. بعد از شورش مذهبي و سياسي شديد گرديد. اين شورش تقريبا در سال ۶۶ميلادي به اولين انقلاب منتهي شد. بعد از محاصره طولاني بيتالمقدس در سال ۷۰ميلادي تيتوس Titusفرمانده رومي از سد ديوار شهر گذشت و پس از فتح معبد آن را ويران ساخت. با ويران ساختن اين معبد مراسم نيايش و قرباني براي يهوديان غيرممكن شد بنابراين تئوري جديد جامعه يهوديها تنها با تبعيت از يك قانون مشترك ميتوانند همچنان با يكديگر منسجم باقي بمانند را ارايه كردند و به اين ترتيب رييع يوحنان بن زكي مجمع قضايي عالي به نام سن هدرين Sanhedrin(شوراي عالي مذهبي اسراييل در اورشليم قديم كه مركب از ۷۱عضو بوده و در كليه امور مذهبي و جنايي و مدني صلاحيت قضايي داشته اند) را مجددا در Yalineتاسيس كرد . در چند قرن بعدي تمام قوانين شفاهي مربوط به زندگي يهود توسط گروهي در مجموعهاي به نام تلمود جمع آوري شد ( مجموعه قوانين شرعي و عرفي). به دنبال ويران ساختن معبد بسياري از يهوديان به بردگي فروخته شده و يا به كشورهاي خارجي در سراسر جهان تبعيد شدند. ولي بيتالمقدس همچنان به عنوان مركز فلسطين باقي ماند. اما امپراطوري هادريان Hadrianتصميم گرفت اين شهر را به طور كامل ويران كند . زيرا اين شهر مركز توجه آرزوها و آرمانهاي ناسيوناليستي تازهاي قرار گرفته بود. اين ويرانسازي منجر به قيام ديگري گرديد (از سال ۱۳۲تا ۱۳۵ م). رهبر اين قيام را بار كوخبا Bar Kochbaبه عهده داشته است. وي براي مدت كمي حكومت كرد ولي روميها بالاخره توانستند وي را شكست داده و Aelia Capitolinaرا به روي ويرانههاي شهر بيتالمقدس ساختند. از ورود يهوديان به شهر جديد ممانعت به عمل آمد و آنها به منطقه جليل Galileeو بلندي هاي جولان Golanنقل مكان كردند.
* دوره بيزانس :
در سال ۳۳۰ميلادي امپراطوري كنستانتين با گرويدن به كيش جديد مسيحيت را به رسميت شناخت و آنرا حمايت نمود و به تبع آن برخي از مكانها كه به دوران حيات حضرت عيسي مسيح مربوط ميشد را تقديس كرد و همين سياستها عامل توجه مردم به اين مكانها و جذب زائران زيادي به اين سرزمين مقدس شد و با ورود آنها پيشرفت عظيمي حاصل شد مثل كليساها، صومعههاي متعدد و توسعه شهري. به عنوان مثال وسعت بيتالمقدس گسترش يافت و به همان اندازه اي رسيد كه در حكومت هيروديس كبير بوده است. از ديگر اتفاقات مهم اين دوره قيام سامريها در سال ۵۲۹ميلادي است .
* دروه اعراب بدوي نخستين :
فلسطين از ۷۰۰سال قبل از ورود مسلمين به عنوان جزئي از منطقه شام زير سلطه حكومت روميان بوده و در زماني طلوع اسلام در اثر جنگهاي پي در پي كه بين روم و ايران در ميگرفت وضع بسيار آشفته و متزلزلي داشت. مسلمين با نشاط و تازه نفس به آساني اين سرزمين را از دست روميان گرفتند. پيغمبر اكرم (ص) در اواخر عمر خود لشكري به رياست اسامه بن زيد براي فتح شام تهيه ديد ولي قبل از آن كه لشكر حركت كند حضرت وفات نمودند سپس ابوبكر به اين منظور لشكري اعزام نمود و به آنها دستور داد از جنايت و تندوري اجتناب كنيد، نبايد بچهها و پير مردان و زنان را بكشيد، اعضاي بدن كسي را قطع نكنيد، درختان را نبريد و نسوزانيد، حيوانات را بيجهت نكشيد اين لشكر قسمتهاي جنوبي شامات را گرفتند و بعد قسمتهاي شمالي هم جزء متصرفات اسلامي در آمد.