داخلي. سفر. رهبر انقلاب.
در كلامش صلابت و صداقت موج ميزد و دراعمالش خلوص و خضوع ،گفتارش حركت آفرين و نويد بخش آباداني مرغزار انديشه انسانها بود و فكر را از سرچشمه پيام وحي و سخن رسولان سيراب ميكرد.
آموزههاي امام (ره) در خاطر خيل مريدانش تا ابديت جاودانه و مانا خواهد بود و يقننا آيندگان و تاريخ از ايشان به اسوه ايستادگي و مقاومت ياد خواهد كرد.
اگر چه وصف پيري فرزانه همچون امام (ره) در قالب و زبان توصيف بسيار دشوار است ليكن شنيدن شمهاي از توصيفاتي كه درباره شخصيت بنيانگذار جمهوري اسلامي بيان شده است از زبان فرزانه انقلاب رهبر معظم انقلاب اسلامي، حلاوت ديگري به اين توصيفها ميبخشد.
ستاد خبري سفر مقام معظم رهبري در خبرگزاري جمهوري اسلامي همزمان با سفر حضرت آيت الله خامنهاي به استان فارس با مروري بر تعابير بلندي كه رهبر فرزانه انقلاب پيرامون شخصيت متعالي امام راحل بيان نمودهاند بر آن است تا گامي ديگر در راه تبيين شخصيت متعالي بنيانگذار جمهوري اسلامي بردارد.
همه اين تعابير و توصيفات كه در پي ميآيد پيشتر در پايگاه اطلاع رساني حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب منتشر شده است.
مقام معظم رهبري در آيين بيعت با روحانيون، مسئولان و مردم استان زنجان و نهاوند و كاشمر و يك ماه پس از ارتحال امام (ره) در ۱۵تيرماه ،۶۸دربيان توصيف شخصيت بنيانگذار جمهوري اسلامي چنين اظهار داشتند: امروز بزرگترين وظيفهاي ما ملت ايران كه مريدان قديم و اولين ياران امامخميني(ره) بوديم، اين است كه درسهاي آن امام بزرگوار را مرور كنيم.
شخصيت عظيم رهبر كبير انقلاب و جوهر درخشاني كه همه دنيا را تحت تاثير قرار داد، در درسها و بيانات و رهنمودهاي او آشكار شده است. البته همه ما با شناخت كامل آن شخصيت عظيم خيلي فاصله داريم و بدون مبالغه و اغراق بايد گفت كه هنوز ابعاد بسياري ازشخصيت آن روح ملكوتي و انسان بزرگ و والا براي ما شناخته شده نيست.
ما از نزديك قضايا را ميديديم و همه كساني كه از چنين فاصلهاي در كنار وقايع قرار ميگيرند، به آساني قدرت جمع بندي ندارند.جمع بندي آن شخصيت و تحليل ابعاد گوناگون آن انسان بزرگ و والا، قدري تدبر و تامل لازم دارد، كه به اين زوديها براي ما كه در عصر امام و نزديك به او بوديم، ميسر نخواهد شد ولي بيانات آن بزرگوار براي ما درس است، و درس چيزي است كه در دسترس و اختيار ماست.
تدبر در درسهاي آن بزرگوار، خواهد توانست ما را با ابعاد شخصيت آن راحل عظيم الشان آشنا كند و راه را بر ما بنماياند. اين درسها را نميشود در چند جمله خلاصه كرد. در هر بخشي از زمان و در هر حادثهاي از حوادث، يكي از آن درسها ميتواند به عنوان رهنمود راهگشاي ما باشد.
با توجه به شرايطي كه امروز در جهان براي كشور ما و موقعيت عظيمملت ايران در اذهان عالم به وجود آمده است، درس بزرگ امام عزيزمان عبارت است از قدرداني از وحدت و انسجامي كه به اراده الهي براي ما پيش آمد.امروز دلهاي ملت ايران از غالب اوقات دوران دهساله انقلاب به هم نزديكتر است اين هم از بركات روح ملكوتي امام بزرگوارمان بود.
همچنين حضرت آيت الله خامنهاي رهبر انقلاب در ۱۳خرداد سال ۷۰در آيين دومين سالگرد عروج ملكوتي امام (ره) درباره ايشان فرمودند: اكنون در كنار خاطره تلخ چهاردهم خرداد، اين واقعيت شيرين دربرابر چشم ماست كه امام راحل، اگر نه به جسم، اما با فكر و راه و وصيت هميشه زنده خود در كنار ماست و زنده است و به فضل و قدرت خدا،هيچقدرتي نخواهد توانست اين حضور و اين حيات را سلب كند و جمهوري اسلامي را از پدر و بنيانگذار و معلم بزرگ خود جدا سازد.
..................
نگرشي بر فرازهايي ديگراز بيانات مقام معظم رهبري در آيين بيعت گروه زيادي از فرماندهان و اعضاي سپاه در ۱۷خردادماه ، ۶۸مبين نمونهاي ديگر از پيوند عميق ايشان با بنيانگذار جمهوري اسلامي است.
خدا ميداند كه در طول اين دهسال، فكرچنين روزي، هميشهدل ما را لرزانده بود. نميدانستيم دنياي بدون (خميني) چگونه قابل تحمل است. به همين خاطر، چندين بار به ايشان عرض كردم: دعاي بزرگ من در پيشگاه خدا اين است كه من قبل از شما بميرم.
درهمان روز تلخ كه حال امام مساعد نبود، من جمعي ازاعضاي شوراي بازنگري قانون اساسي را دعوت كردم و به آنها گفتم كهحالامام خوب نيست كار بازنگري را قدري تسريع كنيم و مژده اتمام آن را به ايشان در بيمارستان بدهيم، تا دل امام شاد شود. واقعا از تصور آن چيزي كه ممكن بود پيش آيد، قلب من ميلرزيد، صدايم شكست و نتوانستم حرفم را تمام كنم. شايد چند ساعت بعد از آن بود كه اطلاع پيدا كرديم اين وديعه الهي و اين گوهر ارزنده را از دست دادهايم.
........
بخش ديگري از بيانات رهبر فرزانه در مراسم بيعت فرماندهان و اعضاي كميتههاي انقلاب اسلامي كه در ۱۸خرداد ماه ۶۸نيز بيانگر ابراز خلوصايشان به امام (ره) است:
سختترين كار اين است كه درباره فقدان امام عزيز و جان ملت سخن بگوييم.
حقيقتا همه ما يتيم شديم. ده سال پيش كه ايشان دچار عارضه قلبي شدند، با جمعي از دوستان، كه امروز بسياري از آنها جزو شهدا هستند و در جوار رحمت الهي آرميدهاند، خود را در آن هواي سرد و برفي به قم رسانديم و آن وجود عزيز را كهحيات انقلاب مرهون او بود، به تهران آورديم و در بيمارستان قلب بستري كرديم. چه روزهاي سختي گذشت و چه دلهرهها و نگرانيهاي غيرقابل توصيفي را پشت سر گذاشتيم.
از آن روزها تا پايان حيات ايشان، دايما نگران اين حادثه تلخ بوديم و بارها به پروردگار متعال عرض ميكرديم كه دعاي شوق انگيز امت مومن و مخلص مابه درگاه تو، سلامت و بقاي اين قلب تپنده است با بزرگواري خود، دعاي امت ما را مستجاب كن. هروقت تصور فقدان اينموجود عظيم وعزيزرامي كرديم، واقعا دنيا براي همه ما بيمعني و تاريك جلوه ميكرد. امروز ما در مقابل چنين مصيبت بزرگ و سختي قرارداريم، كهحقيقتاحادثهاي جانكاه و باورنكردني است و با هيچ مصيبت ديگري قابل مقايسه نيست.
همه شما ديديد كه در پايان وصيتنامه ايشان، به مواردي اشاره شده بود كه امام قبلا نسبت به طرح آنها سكوت كرده بودند. در زمان بنيصدر كه من خدمت امام(ره) رسيده بودم، ايشان ميگفتند: حرفهايي كه او از قول من ميگويد، همهاش خلاف واقع است و حقيقت ندارد. بنابراين، هر حرفي كه زده ميشد، فورا او را نميآشفت و تحريك نميكرد و درصدد پاسخ سريع برنميآمد.
اين متانت،بردباري، حلم، تسلط بر نفس و سعه صدر،درهركس كه باشد، از او يك انسان بزرگ خواهد ساخت. درعين حال اگر امام(ره) آن عوامل اصلي معنويت، ارتباط با خدا، كار براي رضاي او، تقوا و انجام تكليف را نميداشت، نه انقلاب به پيروزي ميرسيد، نه شما مردم اينگونه عاشقش ميشديد، نه ميتوانست اين طوفان رادر دنيا به وجود آورد، و نه قادر بود در مقابل تهديد و ارعاب دشمن، مثل كوه بايستد.
ايشان تا آخرين لحظات حياتشان، ذكر و نماز و دعا را از دست ندادند. حاج احمدآقا فرزند عزيز حضرت امام ميگفتند: پيش از ظهر روز آخرحيات امام(ره)، ايشان روي تخت دايما نماز ميخواندند. مدتي گذشت، بعد پرسيدند: ظهر شده است، گفتم: بلي. آن وقت خواندن نماز ظهر و عصر با نوافلش را شروع كردند.
بعد از اتمام نماز، مشغول ذكر گفتن شدند و تا لحظاتي كه در حالت اغما بسر ميبردند، مرتب پشت سر هم ميگفتند:(سبحان الله والحمدلله ولاالهالاالله والله اكبر، سبحان الله والحمدلله ولاالهالاالله والله اكبر). اين كار براي مادرس است. ما كه رهبرمان را دوست داريم، بايد به كارها و روحيات او توجه كنيم و از آن درس بگيريم.
........................
حضرت آيت الله خامنهاي در نقل خاطرهاي ديگر از امام (ره) در فرازي از خطبههاي نماز جمعه ۲۴تيرماه سال ۶۸چنين اظهار داشتند:
او هميشه بر مردم و ملتها تكيه ميكرد. در سفري كه ميخواستم به خارج از كشور بروم، خدمت امام بزرگوارمان رفتم. در آن زمان جرياني وجود داشت، كه به ايشان گفتمدردنيا نسبت به اين جريان عليه ما خيلي حرف است.(البته ميخواستم به ايشان گزارش بدهم والا من هم هيچ رعب و خوفي از آن جنجالهاي جهاني نداشتم و بعدا هم وارد آن ماجرا شدم).
ايشان تمام خبرهاي دنيا را هميشه به صورت نزديك و نقد در اختيار داشتند و غالبا خبرهاي جهاني را زودتر از ديگران به دست ميآوردند. امام(ره) در پاسخ من با لبخند رضايتي گفتند:بلي،اطلاع دارم اما همه ملتها با ما هستند.
واقعا همين طور بود كه ايشان ميفرمودند.در همان سفر،آنچنان حضور ملت ها در كنار ما آشكار شد كه همه را مبهوت كرد. بنابراين، او هم دوستانش را ميشناخت، وهم دشمنانش را. از دوستانش منتفع ميشد و به آنها اعتماد و تكيه ميكرد.
بزرگترين دوستانش شما ملت وفادار بوديد، و امام چه خوب شما را شناخته بود.
....
مقام معظم رهبريهمچنين در آيين تنفيذ حكم رياست جمهوري در ۱۲مرداد ماه سال ۶۸در خاطرهاي ديگر امام (رض) را چنين توصيف كردند:
در دوران مسووليت ممتدي كه از روزهاي اول انقلاب داشتم، بارها به ياد اين جمله اميرالمومنين(عليهالصلاه والسلام) ميافتادم كه ميفرمايد:
(اذا اشتد بنا الحراق التجينا برسولالله). اميرالمومنين ميفرمايند: وقتي در جنگها كار بر ما سخت ميشد و احساس ميكرديمكهدرمقابل حادثه ضعيفيم، به رسول خدا پناه ميبرديم. وقتي اين جمله اميرالمومنين(صلوات الله عليه) به يادم ميآمد، ميديدم بر وضع ما نيز صادق است.
مكرر اتفاق افتاد كه سر قضاياي مختلف، با برادران مسوول مينشستيم و فكرهايمان راتبادل ميكرديم و مشكل را در مجموعهاي ميگذاشتيم و خدمت امام (ره) ميبرديم و او بود كه با نظر صايب و اراده قوي و ايمان و توكل بي نظير خود، مشكل را حل ميكرد. خدا شاهد است كه در مدت عمر خود، كسي را در اين حد از توكل و حسن ظن به خدا نديده و نشنيدهام. او، مشكل را حل و گره را باز ميكرد. امروز، اين پدر خانواده و آن متكاي محكم و كسيكه خاطرمان آسوده بود كه درمشكلات، به او مراجعه خواهيم كرد، درميان ما نيست.
.............................................................
رهبرفرزانه انقلاب در ۱۴خرداد سال ۷۸در دهمين سالگرد عروج امام قدس سرهالشريف، درخطبههاي نماز جمعه تهران، اين چنين از امام (ره)ياد كردند:
او براي خودش هيچ چيز نميخواست. براي تنها پسرش، كه عزيزترين انسانها برايامام، مرحوم حاج احمد آقا بود و ما بارها اين را از امام شنيده بوديم كه ميفرمود اعز اشخاص در نظر من ايشان است، در ده سال آن حكومت و آن زمامداري و رهبري بزرگ، يك خانه نخريد. ما مكرر رفته بوديم و ديده بوديم كه عزيزترين كس امام، در آن باغچهاي كه پشت حسينيه منزل امام بود، داخل دو، سه اتاق زندگي ميكرد.
آن بزرگوار براي خود،زخارف دنيوي و ذخيره و افزون طلبي نداشت و نخواست، بلكه بعكس، هداياي فراواني برايش ميآوردند كه آن هدايا را در راه خدا ميداد. آنچه را هم كه داشت و متعلق به خود او بود و مربوط به بيت المال نبود، براي بيت المال مصرف ميكرد.
همانآدمي كهحاضرنبود آن روز با ده پانزده ميليون تومان خانه قابل قبولي براي پسرش بخرد، ولو از مال شخصي خودش، صدها ميليون تومان مال شخصي خود را براي نقاط مختلف ، براي آباداني، براي كمك به فقرا، براي رسيدگي به سيلزدگان و جاهاي مختلف ديگر، صرف ميكرد. ما اطلاع داشتيم كه در مواردي پولهاي شخصيخود امام بود كه به اشخاصي داده ميشد، تا بروند آنها را مصرف كنند.اينهاهدايايي بود كه مريدان و علاقهمندان و دوستان براي امام آورده بودند.
آنمرديكهچهره باصلابتش دشمنان ملت ايران را ميترساند و به خود ميلرزاند آن سد مستحكم و كوه استوار، وقتي كه مسائل عاطفي و انساني پيش ميآمد، يك انسان لطيف، يك انسان كامل و يك انسان مهربان بود.
من اين قضيه را نقل كردهام كه يك وقت در يكي از سفرهاي من، خانمي خودش را به من رساند و گفت از قول من به امام بگوييد كه پسرم در جنگ اسير شده بود و اخيرا خبر كشته شدن او را برايم آوردهاند. من پسرم كشته شده، اما برايم اهميت ندارد، براي من سلامت شما اهميت دارد.
آن خانم اين جمله را در اوج هيجان و احساس به من گفت. من خدمت امام آمدم و داخل رفتم. ايشان سر پا ايستاده بود و من همين مطلب را برايش نقل كردم ديدم اين كوه استوار و وقار و استقامت، مثل درخت تناوري كه ناگهان بر اثر توفاني خم شود، در خود فرورفت مثل كسي كه دلش بشكند، روح و جان و جسم او تحت تاثير اين حرف مادر شهيد قرار گرفت و چشمانش پر از اشك شد.
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب ۱۱ارديبهشت ماه با ورود به شيراز،سفر خود به استان فارس را آغاز كردند و با حضور ايشان در فارس شميم گلهاي بهاري در پايتخت فرهنگي ايران زمين دو چندان گرديد.ك/۴