داخلي. سفر. رهبر انقلاب.
شكوه نهضت و قيام حسيني و جان نثاري شهداي كربلا، عشق و ارادت و دلدادگي ياران امام حسين (ع) به حضرت سيد الشهدا و مجاهدت، ايستادگي و شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين براي اقامه عدل مضاميني است كه در اعصار مختلف توسط انديشمندان و صاحبان انديشه به آن پرداخته و تبيين شده است.
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب در فرمايش هاو ديدگاههاي خود تعابيري شگرف و عميق از واقعه كربلا و فلسفه قيام حسيني ارائه كردهاند و تصويري جامع از قيام حضرت ابا عبدالله (ع) ترسيم نمودهاند كه ياد آوري آن ميتواند ما را بهتر و بيشتر به انگيزه اصلي قيام حسيني رهنمون سازد.
ستاد خبري سفر مقام معظم رهبري در خبرگزاري جمهوري اسلامي همزمان با سفر ايشان به استان فارس با مروري بر رهنمودها و ديدگاههاي رهبر فرزانه انقلاب درباره اهداف نهضت و قيام امام حسين (ع) سعي داردگام موثري در راه تبيين انديشههاي حضرت آيت الله خامنهاي پيرامون قيام حسيني بردارد.
اين ديدگاهها كه از سوي رهبر فرزانه انقلاب مطرح شده پيشتر در پايگاه اطلاع رساني حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري منتشر شده است.
اهداف نهضت و قيام امام حسين (ع)
...............................
اين بيانات رهبر فرزانهانقلاب فرازهايياز سخنراني ايشان است كه در ديدار با جمعي از ايثارگران ، فرهنگيان و ورزشكاران در تاريخ ۲۱شهريور ماه سال ۶۹بيان شده است.
در مقام تبليغ و واقع ، حركت امام حسين(ع) براي اقامه حق و عدل بود انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان امر بالمعروف وانهي عن المنكر تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتاري كه درباره آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن ميكند كه غرض، اقامه حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است.
غرض، ادامه راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: <يا وارث ادم صفوه الله يا وارث نوح نبي الله ...> و معلوم است كه پيامبران هم براي چه آمدند: <ليقوم الناس بالقسط>. اقامه قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامي.
آنچه كه نهضت ما را جهت ميداد و امروز هم بايد بدهد، دقيقا همان چيزي است كه حسين بن علي (عليهالسلام) در راه آن قيام كرد.
ما امروز، براي شهداي خود كه در جبهههاي گوناگون و در راه اين نظام و حفظ آن، به شهادت ميرسند، با معرفت عزاداري ميكنيم. آن شهيد و جواني كه يا در جنگ تحميلي و يا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسيده، هيچ شبههيي براي مردم ما وجود ندارد كه اين شهيد، شهيد راه همين نظام است و براي نگهداشتن و محكم كردن ستونهاي همين نظام و انقلاب، به شهادت رسيده است.
در حالي كه وضع شهداي امروز، با شهداي كربلا كه در تنهايي و غربت كامل قيام كردند و هيچكس آنها را به پيمودن اين راه تشويق نكرد، بلكه همه مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع ميكردند، متفاوت است. در عين حال، ايمان و عشق شان آن چنان لبريز بود كه رفتند و غريبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسيدند.
وضع شهداي كربلا، با شهدايي كه تمام دستگاههاي تبليغي و مشوقهاي جامعه به آنها ميگويد برويد و آنها هم ميروند و به شهادت ميرسند، فرق دارد البته اين شهيد، شهيد والا مقامي است، اما او چيز ديگري است.
از همه برادران و خواهران تشكر ميكنم و به همه شما، مخصوصا به خانواده هاي معظم شهدا و جوانان و نوجواناني كه يادگار عزيزترين و فداكارترين عناصر جامعه و كشور ما هستند، و همچنين به جانبازان عزيز و خانوادههاي آنها و به همه قشرهايي كه در قبال مسايل كشور و انقلاب احساس مسووليت مي كنند، خوش آمد ميگويم.
در اين جلسه، تقريبا همه يا اغلب شما، جوانان پرشور و اميدهاي امروز و آينده كشور و انقلاب هستيد، داراي احساسات و صاحب نقش و سهمي در آينده و حال كشوريد و در ميانتان كساني هستند كه ميتوانند براي كشور و ملت خود، چهره آبرومند و مايه آبرويي باشند.
خوب است كه در اين جلسه، از پرتو نهضت حسيني و فداكاري حضرتابي عبدالله (ع ) سخني مطرح شود و ما اين درس را از آن حضرت بگيريم، مخصوصا كه اين ايام، ايام آخر ماه صفر است و اين دو ماهي كه ماجراي عاشورا در آن تكرار مي شود، رو به پايان است.
در زيارتي از زيارتهاي امام حسين (عليهالسلام) كه در روز اربعين خوانده مي شود، جمله يي بسيار پرمعنا وجود دارد و آن، اين است: <و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله>. فلسفه فداكاري حسين بن علي (عليهالسلام) در اين جمله گنجانده شده است. زاير به خداي متعال عرض ميكند كه اين بنده تو - اين حسين تو - خون خود را نثار كرد، تا مردم را از جهالت نجات بدهد.
< وحيره الضلاله>، مردم را از سرگرداني و حيرتي كه در گمراهي است، نجات بدهد.
ببينيد، اين جمله چه قدر پرمغز و داراي چه مفهوم مترقي و پيشرفته يي است.
اهداف نهضت و قيام امام حسين (ع)۲
................................
اين بخش از بيانات حضرت آيت الله خامنهاي فرازهايي از فرمايشات ايشان است كه در ديدار علما و روحانيون و مبلغان در آستانه ماه محرم در تاريخ ۲۳فروردين سال ۱۳۷۸بيان شده است.
من در بين فرمايشهاي حضرت ابي عبدالله الحسين عليه الصلاه والسلام - كه هر كدام نكتهاي دارد و من به شما عزيزان عرض ميكنم كه به منظور بيان گفتارهاي گويا و روشنگر براي مردم، از كلمات اين بزرگوار بايد حداكثر استفاده بشود - اين جمله را مناسب مجلس خودمان ميبينم كه بنابرآنچه كه از آن بزرگوار نقل كرده اند، آن حضرت فرمود:< اللهم انك تعلم ان الذي كان منا لم يكن منافسه في سلطان ولاالتماس شيي من فضول الحطام>
پروردگارا! اين حركتي كه ما كرديم، اين قيامي كه ما كرديم، اين تصميمي كه بر اين اقدام گرفتيم، تو ميداني كه براي قدرت طلبي نبود.
قدرت طلبي براي يك انسان نميتواند هدف واقع شود ، نخواستيم زمام قدرت را در دست گيريم.
براي منال دنيوي هم نبود كه چرب و شيرين زندگي را به كام خودمان برسانيم و شكمي از عزا درآوريم ، مال و ذخيرهاي درست كنيم و ثروتي به هم بزنيم.
براي اينها نبود، پس براي چه بود؟ايشان چند جمله فرموده است كه خط و جهت ما را ترسيم ميكند.
در همه ادوار تبليغ اسلام، اينها جهت است ، <ولكن لنري المعالم من دينك> پرچمهاي دين را براي مردم برافراشته كنيم و شاخصها را به چشم آنها بياوريم.
شاخصها مهم است. هميشه شيطان در ميان جماعات اهل دين، از تحريف استفاده مي كند و راه را عوضي نشان ميدهد.
اگر بتواند بگويد <دين را كنار بگذار>، اين كار را ميكند، تا از طريق شهوات و تبليغات مضر، ايمان ديني را از مردم بگيرد. اگر آن ممكن نشد، اين كار را ميكند كه نشانههاي دين را عوضي بگذارد.
مثل اين كه شما در جادهاي حركت ميكنيد، ببينيد آن سنگ نشان - آن نشانه راهنما - طرفي را نشان ميدهد ، در حالي كه دست خائني آمده آن را عوض كرده و مسير را به آن طرف نشان داده است.
امام حسين عليه السلام هدف اول خود را اين قرار ميدهد: <لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك> ، در ميان كشور اسلامي، فساد را ريشه كن كنيم و اصلاح به وجود آوريم.
اصلاح يعني چه؟ يعني نابود كردن فساد ، فساد چيست؟ فساد انواع و اقسامي دارد: دزدي فساد است، خيانت فساد است، وابستگي فساد است، زورگويي فساد است، انحرافهاي اخلاقي فساد است، انحرافهاي مالي فساد است، دشمنيهاي بين خوديها فساد است، گرايش به دشمنان دين فساد است، علاقه نشان دادن به چيزهاي ضد ديني فساد است.
همه چيز در سايه دين به وجود ميآيد ، در جملات بعدي ميفرمايد: <و يامن المظلومون من عبادك> بندگان مظلوم تو امنيت پيدا كنند ، منظور، مظلومان جامعه است، نه ستمگران، نه ستم پيشگان، نه مداحان ستم، نه عمله ستم <مظلومون>، مردماني هستند كه دست و پايي ندارند، راه به جايي ندارند. هدف اين است كه مردمان مستضعف جامعه و انسانهاي ضعيف - در هر سطحي و در هر جايي - امنيت پيدا كنند.
امنيت حيثيتي، امنيت مالي، امنيت قضايي، هميني كه امروز در دنيا نيست امام حسين عليه السلام درست نقطه مقابل آن چيزي را ميخواست كه در زمان سلطه طواغيت در آن روز بود.
امروز هم در سطح دنيا كه نگاه ميكنيد، ميبينيد همين است ،پرچمهاي دين را وارونه ميكنند، بندگان مظلوم خدا را مظلومتر ميكنند و ستمگران، پنجه شان به خون مظلومان بيشتر فرو ميرود.
ببينيد در دنيا چه خبر است ، ببينيد با مسلمانان كوزوو چگونه عمل مي كنند ، پانصدهزار انسان - بلكه بيشتر - بچه، بزرگ، زن، مرد و مريض، در بيابان ها، در مرزها ، آن هم نه مرزها و بيابانهاي مهربان كه در بين دشمن، زير فشار دشمني كه راه را در مقابلشان مينگذاري ميكند و پشت سرشان گلوله مياندازد.
هدف اين است كه اينها را تار و مار كنند ،امروز من به شما عرض كنم - ديگر نميخواهم آن را خيلي باز كنم - اراده جمعي بر اين است كه مسلمانان را در منطقه بالكان تار و مار و پراكنده كنند ، از سر برآوردن يك دولت اسلامي و يك مجموعه اسلامي - هرگونه اسلامي، ولو اسلامي كه صدسال است معارف الهي را درست به گوشش نرساندهاند - جلوگيري كنند.
چون همان هم برايشان خطرناك است ، ميدانند كه اگر نسل امروز مسلمانان بالكان، به فرض با اسلام آشنا نباشند، نسل فرداي آنها با اسلام آشنا خواهد شد. همين كه هويت اسلامي در آنها زنده شود، خطر است ، كه بعضيها هم در بياناتشان به اين نكته اشاره كردند.
آن دولتها با هم ميجنگند ،اما آنچه كه در بين اين زد و خوردها مورد توجه قرار ندارد و به آن اهميت واقعي داده نميشود - هرچند به زبان چيزهايي ميگويند - وضع مسلمانان مظلوم است.
هدف از هر قيامي، هدف از هر انقلابي، هدف از هر قدرت اسلامياي و اصلا هدف از حاكميت دين خدا، رسيدگي به وضع < مظلومون> و عمل به فرايض، احكام و سنن الهي است.
امام حسين عليه السلام در آخر ميفرمايد: <و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك>. هدف آن بزرگوار اينهاست.
حالا فلان آقا از گوشهاي درمي آيد و بدون اندك آشنايي با معارف اسلامي و با كلمات امام حسين عليه السلام و حتي با يك لغت عربي، درباره اهداف قيام حسيني قلم فرسايي ميكند، كه امام حسين براي فلان هدف قيام كرده است! از كجا ميگويي؟! اين كلام امام حسين عليه السلام است: <و يعمل بفرائضك و احكامك و سننك> يعني امام حسين عليه السلام جان خودش و جان پاكيزهترين انسانهاي زمان خودش را فدا ميكند، براي اين كه مردم به احكام دين عمل كنند. چرا؟
چون سعادت، در عمل به احكام دين است ، چون عدالت ، در عمل به احكام دين است ، چون آزادي و آزادگي انسان، در عمل به احكام دين است. از كجا مي خواهند آزادي را پيدا كنند؟ زير چتر احكام دين است كه همه خواستههاي انسانها برآورده ميشود.
انسان امروز، با انسان هزار سال قبل، با انسان ده هزار سال قبل، از لحاظ نيازهاي اصلي هيچ تفاوتي نكرده است. نيازهاي اصلي انسان اين است كه:
امنيت ميخواهد، آزادي ميخواهد، معرفت ميخواهد، زندگي راحت ميخواهد، از تبعيض گريزان است، از ظلم گريزان است. نيازهاي متبادر زماني، چيزهايي است كه در چارچوب اينها و زير سايه اينها ممكن است تامين شود.
اين نيازهاي اصلي، فقط به بركت دين خداست كه تامين ميشود ولاغير هيچكدام از اين <ايسم >هاي جهاني، از اين مكتبهاي بشري و از اين اسمهاي پر زرق و برق نميتوانند بشر را نجات دهند، گيرم كه توانستند ماديات - يعني پول، آن هم قدر مطلق پول - را براي عدهاي از مردم فراهم كنند. آيا اين شد نياز بشر؟!
امروز نياز بشر اين است كه در فلان كشور، توليد ناخالص ملي به فلان مبلغ ميلياردي سربزند ، در حالي كه اين توليد ناخالص ملي نميتواند جواب غذاي بسياري از مردم همان جامعه را هم بدهد ،آيا اين كافي است؟ آيا ما دنبال اين هستيم ؟
چه فايدهاي دارد كه كشوري ثروتمند باشد ،اما در آن گرسنگان زيادي وجود داشته باشند ،توليد بالا داشته باشد اما تبعيض و تفاوت در جامعه وجود داشته باشد. عدهاي باشند كه بتوانند با كمك آن ثروتي كه اين كشور دارد، بر جمع كثيري از مردم ظلم كنند، زور بگويند و آنها را استثمار نمايند.
براي اين، انسان جا دارد كار كند براي اين، انسان بايد فداكاري كند فداكاري، براي عدالت و آزادي و شادي و بهجت روح انساني است و اينها را دين تامين ميكند. فداكاري براي اين است كه انسانها اخلاق حسنه و فضيلت پيدا كنند ، در محيط انسانيت، بهشت صفا باشد. براي اين بايد كار كرد براي اين تبليغ كنيد ، در اين جهت تبليغ كنيد.
در خصوص امربه معروف و نهي ازمنكر حديثي ديدم كه از جمله چيزهايي كه براي آمر به معروف و ناهي ازمنكر ذكر ميكند، <رفيق فيما يامر و رفيق فيما ينهي> بود. آن جايي كه جاي رفق است - كه غالب جاها هم از اين قبيل است - انسان بايد با <رفق> عمل كند.
براي اين كه بتواند با محبت آن حقايق را در دلها و در ذهنها جا بدهد و جايگزين كند ،تبليغ براي اين است ، براي زنده كردن احكام الهي و اسلامي است.
امروز بحمدالله اين فرصت در كشور ما هست و دولتمردان <درد دين> دارند.
بله ، تبليغات خارجي ميخواهد اينطور وانمود كند كه مسوولان و متشخصان كشور يا بعضي از آنها، به مسائل ديني كاري ندارند ، نخير ، اينطور نيست.
بعضي از آنها نميفهمند، بعضي شان عمدا تعميه ميكنند ، ميخواهند اينگونه تبليغ كنند ، ميخواهند ذهن اشخاص را خراب كنند ، امروز در كشور ما، مسوولان طراز اول كشور درد دين دارند، آنچه كه از دين ميفهمند، مي خواهند آن را اجرا كنند.
زمينهها فراهم است ، هرچند كه رسانههاي تبليغي انصافا قصور دارند، شما اين رسانه تبليغي خودتان را مغتنم بشماريد، البته همه آنها هم وظيفه دارند خودشان را اصلاح كنند، ليكن شما اين منبر تبليغ و اين پايگاه عظيم تبليغ مسجد و حسينيه و زير خيمه امام حسين عليه السلام را قدر بدانيد. اين چيز بسيار نافذ و موثر و مباركي است.
مردم را هدايت كنيد، ذهن مردم را روشن كنيد، مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد، دين صحيح و پيراسته را به آنها تعليم دهيد، آنها را به فضيلت و اخلاق اسلامي آشنا كنيد، با عمل و زبان، فضيلت اخلاقي را در آنها به وجود آوريد، مردم را موعظه كنيد، از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهي