ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪جمعه، ۴ مرداد ۱۳۸۷‬

طلوع طليعه خورشيد/ تقديم به ساحت قدسي فرمانده بهار

شيراز، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۲/۱۳‬

داخلي. سفر. رهبر انقلاب.

اينجا شيراز است،ماه ارديبهشت، ميدان‌گاه حضور فرمانده اميران دلاور، روز بشارت بهار در حضور مانوس با بهاران، اينجا ميدان دلدادگي سرباز و سردار و امير در برابر سكان دار كشتي عشق است.

جايي كه در پهنه هميشه جاويد فارس، طليعه بهار حضور عشق دميد و اقتدار و مردانگي مردان نيروهاي مسلح را بر تارك تاريخ زمان، باز، پيوند زد.

اينجا،جلوه گاه نماد وحدت و يكپارچگي نيروهاي مسلح در محضر فرمانده عشق است و اينك مشرق ايمان نيروهاي مسلح است و طلوع نگاه فرماندهي كل قوا كه نام شيراز را فراتر از مجد معماري‌هاي اسلامي و برتر از شكوه هنر ايراني در كتاب انقلاب ايماني ثبت مي‌كند چراكه درمحراب قلب مردان ارتش، سپاه، بسيج و نيروي انتظامي، تصوير ايستادگي شهيد دستغيب، آشكارتر ازگذشته نمايان‌است.

آري،باران، بشارت بهار است آنگاه كه لب‌هاي خشكيده زمين ترانه‌تمناي خود را به گوش آسمان مي‌رساند و گل اين چشم‌ها شكفتند، وقتي كه شما با قدم‌هاي بهار آور، اشتياق را به ميهماني نگاه خود فرا خوانديد.

صحن اين ميدان،پادگان حضور است درصبحگاه رستگاري و ديده‌هاپرچمدار فرمان شماست، در سكوت اين مردان،درياي اقتداري موج مي‌زند كه‌لجه‌اش تعميق باورهاي ديني و لهجه‌اش اعتماد به نفس، انسجام، اميدواري و بصيرت و هوشياري است.

فرمانده بهار! امروز شيراز فقط رقعه‌اي از دامان پرمهر ايران نيست; كه‌در جغرافياي جهاداسلامي و بر فراز دستان سوخته تخت‌جمشيد كارواني از خورشيدهاي شهيد مي‌درخشد با ياد شهيدان، جاودانيان، عبادت،سپاسي، ابوالفتحي، اعتمادي و در يادنامه شيراز عزت استكبار ستيزي ميرزاي شيرازي و دين مداري حاج شيخ عبدالكريم حائري، نور ناميراي شاهچراغ را در اقليم ايمان مدافعان دين و وطن، تازه مي‌كند.

پيشينه اين‌شهر، تمدني است رشك دوران و پيشاني‌اش سربندي از اسطوره آسمان عباس دوران.

با حافظانه‌اي بايد سرود، خون‌نامه نبرد شهداي اين ديار پارسي را كه ملائك پرده خوان قصه‌هاي غيرتشان شدند شهدايي كه لسان غيبند در تعميم و تعميق روحيه فداكاري و بايد در گلستانه‌اي يافت رفعت ايثار سرهنگ جانباز، رفيع غفاري را كه با نشاندن تيرهاي حقانيت ما و انهدام ‪ ۱۹۰‬تانك و نفربر دشمن غزل قدرت ايران اسلامي را با قيافه مرداني هم قيافه با ابوذر غفاري سروده است.

واينك در طعم سبزارديبهشت ذائقه ذهن را باانديشه‌هاي مطهري شيرين‌مي كنيم كه‌مشق عشق را باالفباي آزادگي رقم زدتاامتداد حماسه حسيني عشيره عاشورايي ايران راچون خون سحر در رگان شب بتراود و حنجره همت و بيداري سربازان وطن تا صبح ظهور صاحب الزمان آيه‌هاي رهايي قرآن را تلاوت كند.

آري،بشنويد، نداي سربازان شما در نيروهاي مسلح، ناي سينه‌هاي ما تاهميشه زمان مديون نفس‌هاي گرم و مسيحايي امامي‌است كه خون او شناسنامه دين خداست، كربلا نام‌خاك غيرت نگاري است كه گنجينه‌هاي گرامي عشق را در خودنهان داشته و منظومه جنگ هشت‌ساله ما زيارتگاه زخمي سينه‌هايي است‌كه قبله‌نماي عاشورايي خود را با ياد امام عشق و ايثار و تبسم، امير يكه و تنهاي ظهر گر گرفته روز دهم مي‌شناسند.

پس گام‌هاي خود را به سوي خورشيد سربريده دين، حسين عشق آفرين، رهسپار مي سازيم كه ما نام آشناي ديار كربلاييم، آنگاه كه قصه قمريان لب تشنه و بغض روضه‌هاي در گلو مانده را هشت سال بر پرده خاكي جبهه‌ها نقش زديم و امروز چشم در چشم مردان مبارزه‌سلام خود را به امامي تقديم مي‌كنيم كه كبوتر نگاه شهيدانمان در واپسين لحظه‌هاي حيات بر زانوي او سر نهاد.

امروز درطلوعي دوباره‌و تابشي بي‌كرانه و تولد صبح بر بام اين خاك مطهر، مردان مرد روزگار ندا مي‌دهند، آري، تو را دوست مي‌دارم‌اي منظومه نفيس غم ولبخند،اي فروتن نيرومند، ايستاده‌ايم در كنار تو سرسبز و سربلند با مردان نيايش و شمشيرت‌اي كشتزار حاصلخيز، كجاي زمين از تو عاشق تر است،اي چشم انداز روشن خدا، تورا دوست مي‌دارم كه جانفشاني مردانت آبروي زمين است، اي وطن من‌اي عشق، دريغا بي‌تو بودن.

آري،حكايت اين است، دامان عشق بي‌مثال تك سوار سرنوشت‌آزادي كه به ايران رسيد، از خون جوانان وطن لاله دميد و پير آسمان چشيده انقلاب، دهان مردمان ما را به حلواي حريت و بزرگ منشي شيرين‌كرد، كدام شهد خيال انگيز جوانمردي است كه با ياد شهداي ثامن الائمه خونين نباشد و در كدام بيت‌المقدس و فتح المبين آسمان اينگونه سفيران و سربازان خويش را به زمين مبارزه نازل كرده كه‌تقويم فصل‌ها هنوز هم ياد بهاري شهداي ارتش و بسيج و سپاه را، در حافظه خويش باقي و برقرار داشته است.

اي فرمانده‌فاطمي سرشت،ماسوگندپرچم‌هاي مزار شهيدان را از ياد نبرده ايم ماتسبيح نفس‌هاي شيميايي جانبازان را ذكر مناجات كرده‌ايم، عرضه استكبار را درعرصه‌لياقت رزمندگان‌شكسته‌ايم،ماقنوت‌هاي سبز معراجيم،دست قدرتمند دفاعيم، قواي مسلح عشقيم و تا لبريز شدن جام جان، به‌پاي پيمان ولايت ايستاده ايم.

آري اينان، در معبر تاريخ و پيشگاه خرد آرام همچو بحر پرنغمه چون دشت پرشور چون كوه با رمز ولايت مداري و دين پناهي از پلكان همت و غيرت به اوج مي‌رسند تاصداي صلابت ايراني و سيماي اصالت اسلامي ملت بزرگ ايران را با گوش و هوش جهانيان آشنا كنند، اينجا ايران، شيراز و مزين به زيور دانايي و فراواني خودسازي، و اين دلدادگان حريم حرم دوست، محكم و استوار برآنند تا در سايه سار خون‌هاي مطهر پاكان اين ديار، بار ديگر بهار نوآوري و شكوفايي را در باور زمين دل‌ها بكارند و گل لبخند را تا هميشه تاريخ از خرد اسلامي و خودباوري و اعتماد به خدا برويانند.

و اينك، در باغ بلوغ انقلاب اسلامي نسل بلافصل شهيدان است كه ياد شهداي ارتش را همچون گلچهره‌هاي مبارز صدر اسلام گرامي مي‌دارد، صياد شيرازي در دشت دوستي با سلمان نفس مي‌كشد، كاظمي ابوذرانه ابدي مي‌شود ، مرگ سرخ دوران در ماذنه‌هاي بلاي مرز محال را بر روي آدميت مي‌گشايد، دستغيب يار عمار مي‌شود، ستوده با ايثارهاي حبيب، مظاهر مبارزه را نشان مي‌هد، چهره زخمي ابوالفتحي را مالك اشتر مرهم مي‌نهد و جاودانيان، جاودانه به شهيدان عاشورا مي‌پيوندد.

آري، اينجا در پيشگاه فرمانده بهار ، رژه عاشقان ولايت هروله مقدس نظامياني است كه ميان صفاي انقلاب‌اسلامي و مروه ماندگاري اين نظام الهي سعي مي‌كنند تا واژه‌هايي چون شرف، امنيت و آرامش را در تماشاخانه تاريخ جهان به نمايش گذارند.

اينان، پايگاه قنوت‌هاي بهاره و تصوير پراميدر از قد مردانگي تا ارتفاع آزادگي‌اند و خاطره شگفت شكفتن رگ‌هاي شهيدان را كه راز پيروزي را بريده بريده بازگو كردند در خاطر متبادر مي‌سازند.

ارتش، بسيج و سپاه يادگاران عصر خون و عطش و آتش و تكبيرند، ميراث بان تن‌هايي آسماني كه در شعله و مين و گلوله و تركش شكفتند و تا بلنداي وصل محبوب قامت افراشتند،يادگاراني از متن مين و تركش، اينان يادآور پيوند حرير و شمشير و صلابت كوه و لطافت نسيم اند.

كوچ‌هاي دل‌چراغاني است تا در محضر رهبري آزاده بار ديگر خورشيد خداجويي و ولايت‌مداري از فراز شانه‌هاي ستبر و ستم ناپذير اين رسولان صبح، طلوع كند و ضريح قلبشان دخيل بيعت به سوي فرماندهي كل قوا باشد.

آري،منظومه سلامي نذر نگاه نجيب شما كه‌همسايه با درياييد و يادگار حماسه هاي ماندگار،شرقي نگاهتان جغرافياي جان را سبزتر از بهار به شوق شگفت شكفتن فرا مي‌خواند و ديده‌هاي اميدتان وجدان بيدار دين ما را نويد مي‌دهد، بايد به اين خرقه پوشان رگبار، با زبان زيارتنامه‌ها سلام كرد كه در بارش باران نااميدي در فراسوي مرزها خورشيدوار از پشت كوهساران طلوع كردند.

فردا از آن ماست، شب‌زدگان خاك بدانند ريشه سپيدار بلند انقلاب اسلامي با طراوت اميد و جواني آبياري شده و سرشاخه‌ها بهره‌مند از خورشيد ولايت و ريشه ها مستحكم از فرهنگ غني اسلام است.

هزار لهجه تحيت در مقدم رهبر و مقتداي ما كه مردان علمش دل ذره‌ها را به اميد يافتن آفتاب مهرباني شكافتند و تحفه دانش را به محضر هشتمين بهانه آفرينش تقديم كردند تا جهان بداند ما توفيقات خود را از ريسمان روشن توسل و بازوبند محكم توكل به عاريت داريم.

رحمت حق‌تعالي بر مرداني‌كه بااقيانوس اراده دقيانوس ستم را به‌قعر بدنامي و نااميدي سپرده‌اند از موج تا اوج نام ايمان و خودباوري نيروهاي مسلح ما را نوشته‌اند كه ساحل سينه هايشان امواج غيرت و پايداري را فرا مي‌خواند.

امروز، همه آماده‌اند و اين آمادگي جملگي در معيت درياي دوستي و اتحاد قلوب مسلماناني است كه به مدينه محبت و كعبه وحدت سوگند خورده‌اند، آي، فرزندان ايران زمين، قدمهايتان را استوار بكوبيد بر نيت‌هاي شوم اهريمن.

ايران نورباران اقتدار است‌به بركت آسمان نجيب ايمان مردمانش و بهار بودن رزمندگاني كه خصم دون را چونان برگ‌هاي زرد پاييزي زير پاي صلابت خويش خرد مي‌كنند.

سلام‌بر مردان فخرآفرين وطن كه همينه‌اهريمن را به ياري ايزد عزت‌مدار خويش با نام خداي بدر و خيبر شكستند و با طنين گام‌هاي استوار و قلب‌هاي هميشه عاشق رزم آوران و جاوردان شهداي اين خاك پاك، ارباب زور و زر و تزوير را از صحنه حيات زدودند.

آري، فخر زمان خويشندسلحشوراني كه آبروي عشقند، مرداني كه آفتاب را صدا مي‌زنند و نور را به روز هديه مي‌دهند، ارمغان اين همدلي و اتحاد تولد صلح است و انديشه و مرگ جنگ است و دشمني از ريشه تا هميشه.

اينجا تجسم صلابت حديث عاشورائيان است، اينجا آواز پرنده پايداري بر هر آشيانه جاري است، اينجا مائيم و انعكاس روشن پايداري، شكوه قامت تكبير، شكوهي بر بلنداي تمام اراده‌هاي آغاز، شكوه قامت‌هاي افراشته و شكوفايي ايثار.

اينجا حكايت بارش آيات رحماني بر بركه قلب ساده سلماني‌و آيينه‌دل ايراني تاريخ شوق انگيز شهامت و پايداري مردماني از جنس حرير و پولاد است، ضرب آهنگ گام‌هاي ما جاودان نامي است هميشه بر فراز زميني متبرك از حضور سربازان آسماني.

اين است نداي قلب فداييان فرمانده بهار،اي روح بلند معرفت،اي مشرق انقلاب،اي شكوه قامتت قد قامت عشق، صلابت و رشادت را از تو آموختيم، ما سالكان مسير روشن توييم، ما از نسل توفان و تندر و آتشيم، چشم به اشارت ولايت دوخته‌ايم و گوش به پيام و كلام رهبر، ما ارتش و سپاه عشقيم.

ما بر ميثاق و عهدمان با امام و رهبرمان پا مي‌فشاريم، ما كانون برقراري عشق را مي‌شناسيم و در آيينه خون شهيدانمان وسعت ملكوت ديده‌ايم و بيكراني شكوه لاهوت ما سرمستان جام ولاييم و جرعه‌نوشان خم خانه‌عطش كربلاي ابا عبدالله، ما ارتش و سپاه و بسيج حقيم.

آري، امروز فرزندان روح‌الله با جامه‌هاي سربازي در كسوت ولايت پذيري و در تلالو نام جاودانه پارسي سايه زعامت و ولايت را بر پهن دشت ملك اسلامي پاس مي‌دارند و با چشماني بيدار، مرزهاي آگاهي و دست‌هايي آشنا به قنوت وقنداقه و قدرت و لباس‌هايي به رنگ لواي طن و زخم‌هايي از بند بند سال‌هاي دفاع، آيينه مهرورزي و حريت و آزادگي كشوري سربلندند.

اينجا هر دريچه تكرار گشايي است به دشت متنوع عشق، وطن سيدبزرگواري است كه‌با دستاري سبز چون موجي در ساحل توفاني حماسه مي‌خواند، سلامشان‌باد آنان كه در صعود افلاكي شان اقتدار خون را به اثبات رساندندو سلامتان باد شور انگيزان حاضر،اي شراره خيزترين نگاهها و استوارترين گامها.

آري،ما در آينه خون شهيدانمان وسعت ملكوت ديده‌ايم وبيكرانگي شكوه لاهوت، ما ارتش و سپاه و بسيج حقيم، فواره رگ‌ها را مي‌گشاييم سر مي‌افشاييم حماسي ترين سرودها را سر مي‌دهيم تا حريم مقدس سرزمين ايمان و حماسه را پاس بداريم.

حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي رهبرفرزانه انقلاب ‪۱۱‬ارديبهشت ماه با ورود به شيراز سفر خود به استان فارس را آغاز كردند و با حضور ايشان در فارس شميم گل‌هاي بهاري در پايتخت فرهنگي ايران زمين دو چندان گرديد.

رهبرفرزانه انقلاب بعد از ديدارهاي عمومي و ديداربافرهنگيان،روز پنجشنبه نيز با نيروهاي مسلح مستقر در استان فارس ديدار كردند.ك/‪۴‬

ارسال خبر: ۱۴:۱۶ ‪جمعه، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ

اخبار مرتبط