داخلي. سفر. رهبر انقلاب.
برخي خاطرات و حكايات از رهبر معظم انقلاب نقل شده كه نشانگر ويژگيهاي بارز فردي ايشان است،حلاوت و جذابيت اين خاطرات به جاي خود محفوظ است اما علاوه برآن مروراين خاطرات و توجه به آن ميتواند چراغ راهو هدايتگر زندگي ما باشد.
ستاد خبري سفر مقام معظم رهبري به استان فارس در خبرگزاري جمهوري اسلامي همزمان با سفر ايشان به شيراز بر آن است تا با مرور اين خاطرات و حكايات كه در پايگاه اطلاع رساني و نشر آثار مقام معظم رهبري منتشر شده است گامي ديگر در جهت تبيين انديشههاي رهبر انقلاب و توجه به نكات ژرف و آموزنده در زندگي ايشان بردارد.
اگر با اخلاق به سراغ روح و دل جوانان برويد ...
.........................................
اين خاطره به نقل از حضرت آيت الله خامنهاي در ديدار ايشان با مسئولان سازمان تبليغات اسلامي در تاريخ ۲۶خرداد سال ۱۳۷۶بيان شده است.
مسجدي كه بنده نماز ميخواندم، بين نماز مغرب و عشا هيچ وقت داخل مسجد جا نبود، هميشه بيرون مسجد هم جمعيت متراكم بود، هشتاد درصد جمعيت هم از قشر جوان بودند.
براي خاطر اينكه با جوان تماس ميگرفتيم ، در همان سالها پوستينهاي وارونه مد شده بود و جوانان خيلي اهل مد آن را ميپوشيدند.
يك روز ديدم جواني كه از اين پوستينهاي وارونه پوشيده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است ، يك حاجي محترم بازاري هم كه مرد خيلي فهميده اي بود و من خيلي خوشم ميآمد كه او در صف اول مينشست، در كنار اين جوان نشسته بود.
ديدم رويش را به اين جوان كرد و چيزي در گوشش گفت و اين جوان يكباره مضطرب شد ، برگشتم به آن حاجي محترم گفتم چه گفتي؟ به جاي او جوان گفت چيزي نيست.
فهميدم كه اين آقا به او گفته كه مناسب نيست شما با اين لباس در صف اول بنشينيد!
گفتم نه آقا، اتفاقا مناسب است شما همين جا بنشينيد و تكان نخوريد، گفتم حاجي ، چرا ميگويي اين جوان عقب برود، بگذار بدانند كه جوان با لباسي از جنس پوستين وارونه هم ميتواند بيايد به ما اقتدا كند و نماز جماعت بخواند.
برادران ، اگر پول و امكانات هنري نداريم، اگر فعلا ترجمه قرآن به زبان سعدي زمانه را نداريم، <اخلاق> كه ميتوانيم داشته باشيم ، <في صفه المومن بشره في وجهه و حزنه في قلبه>.
با اخلاق، سراغ اين جوانان و دلها و روحها و وراي قالبهاشان برويد، آن وقت تبليغ انجام خواهد شد.
ديدي اين بچهها چه كردند
........................
اين خاطره به نقل از رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت فرماندهان و اعضاي كميتههاي انقلاب اسلامي با ايشان در تاريخ ۱۸خرداد سال ۶۸بيان شده است.
هر دفعه كه راجع به فداكاريهاي مردم با امام صحبت ميكرديم، ايشان به هيجان ميآمدند و متاثر ميشدند.
مثلا موقعي كه در محل نماز جمعه تهران قلكهاي اهدايي بچهها به جبهه ها راشكسته بودند و كوهي از پول درست شده بوده، امام در بيمارستان با مشاهده اين صحنه از تلويزيون متاثر شدند و به من كه در خدمت شان بودم، گفتند:
ديدي اين بچهها چه كردند؟! در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهايشان پر از اشك شده است و گريه ميكنند.
پشت اين كتاب خوب زيارتنامه نوشتم
..................................
اين خاطره به نقل از رهبر فرزانه انقلاب در ديدار مسئولان، نويسندگان و هنرمندان دفتر هنر و ادبيات مقاومت حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي با ايشان در تاريخ ۲۵تير ماه سال ۷۰بيان شده است.
همين كتاب <فرمانده من> كه ذكر شد، از آن بخشهاي بسيار برجسته اين كار است ، نفس اين فكر، فكر مهمي است.
آنچه هم كه آنجا نوشته شده و عرضه گرديده - حالا يا شما نوشتيد، يا خود آن افراد نوشتند و براي شما فرستادند و بعد ويراستاري شده - بسيار چيز برجستهاي است.
من وقتي اينها را ميخواندم، به اين فكر ميافتادم كه اگر ما براي صدور مفاهيم انقلاب، همين جزوهها و كتابها را منتشر بكنيم، كار كمي نكردهايم كار زيادي انجام گرفته است... من كتابهايي را كه ميخوانم، معمولا پشتش يادداشت يا تقريظي مينويسم ، يعني اگر چيزي به ذهنم آمد، پشت آن يادداشت مي كنم.
اين كتاب < فرمانده من> را كه خواندم، بياختيارپشتش بخشي از زيارتنامه را نوشتم: < السلام عليكم يا اولياءالله و احبائه>
واقعا ديدم كه در مقابل اين عظمتها انسان احساس حقارت ميكند، من وقتي اين شكوه را در اين كتاب ديدم، در نفس خودم حقيقتا احساس حقارت كردم.
يك گله و انتقاد از عناصر مسلمان ... كدامتان دويده ايد؟
.........................................................
اين خاطره به نقل از حضرت آيت الله خامنهاي در ديدر ايشان با اعضاي مجمع نويسندگان مسلمان در تاريخ ۲۸مهر ماه سال ۱۳۷۰بيان شده است.
ما چند روز قبل از اين با شوراي مديريت حوزه علميه قم جلسه داشتيم ، به همان آقايان هم عرض كردم كه ماها قدري كم كار ميكنيم.
ممكن است قدر مطلق كار ما، از قدر مطلق كار مخالفان ما بيشتر هم باشد - من اين را رد نميكنم - اما قدر نسبي كار ما، از قدر نسبي كار آنها خيلي كمتر است ، زيرا كه ما چنين رسالت عظيمي به عهده داريم، اما آنها رسالتشان كمتر از اين است.
رسالت آنها رسالت كسي است كه وارد ساختماني ميشود ، سنگ ميزند تا شيشهها را بشكند! آيا اين با رسالت ما قابل مقايسه است ،اصلا قابل مقايسه نيست.
حالا اگر شما بخواهيد با اين كار مقابله كنيد، با اين رسالت عظيمي كه هست، به نظر من خيلي بايد تلاش بكنيد و خيلي بايد مطلب بنويسيد.
آقايان آمده بودند شكايت ميكردند كه براي خواجوي كرماني سالگرد گرفته ميشود ومبلغي هزينه ميگردد،اما مثلا براي شيخ مفيد سالگرد گرفته نميشود.
اين حرف درستي هم هست ، يعني شخصيت شيخ مفيد، با شخصيت خواجوي كرماني قابل مقايسه نيست. اگر شيخ مفيد را محاسبهاش كنيد و اندازهاش مثلا ۱۰۰ باشد، خواجوي كرماني ۸/۵است ، نه از اين جهت كه شيخ مفيد يك فرد ديني است و خواجوي كرماني يك نفر غيرديني، نه، اصلا في نفسه و در همان شان خودش، شيخ مفيد برجسته است.
اين اشكال، اشكال درستي است ، اما به آن آقايان گفتم كه به نظر شما اين اشكال بر چه كسي وارد است ، شما خيال ميكنيد كه دولت جمهوري اسلامي نشسته سالگرد خواجو را تصويب كرده است ، نه، آدم باهمتي در كرمان، چون همشهري خواجو بوده،به نظرش رسيده كه چه طور است يك سالگرد براي خواجو بگيريم بعد دوندگي كرده، اين را ديده، آن را ديده، پولي جمع كرده، زحمتي كشيده، و اين مراسم سالگرد درست شده است ، شما كه در حوزه قم نشستهايد و شيخ مفيد را ميشناسيد، كدامتان دويده ايد، سراغ اين و سراغ آن رفته ايد، ولي براي شيخ مفيد سمينار گرفته نشد، كه حالا اعتراض ميكنيدآقايان ساكت شدند.
بعد من گفتم كه هزار نفر هستند، شما از شيخ مفيد بگيريد و همينطور جلو بياييد ،بزرگان، علما، با رتبههاي عظيم، از لحاظ علمي، از لحاظ ادبي، از لحاظ جايگاهشان در بناي عظيم معارف اسلامي - مثل خواجه نصير، ابن ادريس و ديگران - هستند، اما همت نيست ، به نظر من، اين بيهمتي در خيلي جاها هست.
من دارم از عين خوش مصاحبه ميكنم
................................
اين خاطره به نقل از رهبر معظم انقلاب در ديدار ايشان با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تاريخ ۲۰آذر ماه سال ۱۳۷۰بيان شده است.
به قول اميرالمومنين (صلوات الله عليه)، <من نام لم ينم عنه> ، اگر شما در سنگر خوابت برد، معنايش اين نيست كه دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است.
تو خوابت برده ، سعي كن خودت را بيدار كني ، ما بايد توجه داشته باشيم كه انقلاب فرهنگي در تهديد است ، كمااينكه اصل فرهنگ ملي و اسلامي ما در تهديد دشمنان است.
من يادم ميآيد كه در اوايل جنگ گزارشهايي ميرسيد كه مثلا دشمن تا فلان جا آمده است،دشمن دارد فلان جا را بمباران ميكند ، مكرر هم از طرف نيروهاي حزب اللهي در محيطهاي گوناگون انقلابي اين مطلب تكرار ميشد.
آن بنده خدايي كه مسئول نيروهاي مسلح بود، انكار ميكرد و ميگفت دروغ است ، اصلا چه كسي ميگويد كه عراق دارد به ما حمله ميكند؟
در بين مردم شايع شده بود كه عين خوش را گرفتهاند ، او به آنجا رفت و از تلويزيون با او مصاحبه كردند ، گفت: ميگويند عين خوش را گرفته اند من الان دارم در عين خوش مصاحبه ميكنم ، او از عين خوش بيرون آمد، سه، چهار ساعت بعد دشمن عين خوش را گرفت! بله، دشمن بيرون عين خوش بود - در عين خوش نبود - اما اين به معناي آن نبود كه دشمن نيست.
***
حضرت آيت الله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب ۱۱ارديبهشت ماه با ورود به شيراز سفر خود به استان فارس را آغاز كردند و با حضور ايشان در فارس شميم گلهاي بهاري در پايتخت فرهنگي ايران زمين دو چندان گرديد. ك/۴ ۶۷۵/۵۱۵/۶۷۷