داخلي. سفر. رهبر انقلاب.
شاعران معاصر با عرق وطن پرستي و ولايتمداري در طول دوران پر صلابت انقلاب سرودههاي غني و زيبايي در زمينههاي مختلف داشتهاند كه همواره بدليل طبع شعر دوستانه رهبر معظم انقلاب مورد توجه ايشان بوده است.
يكي ازشاعران معاصرديار فارس كه خالصانه به رهبر معظم انقلاب ارادت داشت و همواره مورد لطف ايشان بود مرحوم نصرالله مرداني است.
در بهار خجسته امروز فارس كه اگر مرداني ميبود از سر شوق ديدار رهبر دين و دنيايش،يقين اين سرودهاش راكه در وصف او خلق كرده بود باز هم زمزمه مي كرد:
يلي به عرصه انديشه چون تو پيدانيست درود بر تو كه آيينهدار فردايي علي است نام تو در مصاف شب صفتان لهيب شعله خورشيد عالم آرايي مرداني خلوصي در سرودهها و نوشته هايش داشت كه در مورد هرچه مينوشت بي ريا و با صداقت بود كه بر دل مينشست و مقام رهبري راهمين صداقت ظاهري و كلاميش جذب كرده بود.
راضيه مرداني دختر آن مرحوم با ابراز خرسندي از سفر آتي حضرت آيت الله خامنهاي به استان فارس ميگويد: پدرم از دهه شصت مريد بيرياي رهبر بود و در زماني كه رهبر در سمت رياست جمهوري بودند به واسطه صداقت ذاتيش اشعاري در مورد آيت الله خامنهاي سروده بودند كه مطلع آن اين بود:
اي سيد خورشيد دل عالم اسلام افراشته بر دوش تو شد پرچم اسلام راضيه صادق و بيريا ازدلبستگيهاي پدر درباره رهبر فرزانهانقلاب ميگويد:
او آنقدر ساده و صميمي سخن گفت كه ما حيف دانستيم حرف هايش را قالب خبري بدهيم پس همانطور كه گفته است مرور ميكنيم:
پس از اين سروده ، آيت الله خامنهاي به مقام عظماي رهبري رسيدند و پدرم مي گفت من به دلم گواه شده بود كه ايشان به مقام پرچمداري اسلام ميرسند پدر همه ساله در شب شعرهايي كه رهبري به مناسبتهاي مختلف برپا ميكردند حضور مييافت و جديدترين سروده هايش را ميخواند در آخرين شب شعر ويژه ماه مبارك رمضان كه مرحوم پدر حضور يافت ، سخت بيمار بود و آخرين سرودهاش را در حضور رهبر خواند:
ما راز سر به مهر يك آغاز مبهميم يعني در سراچه بازيچه آدميم شايد به شيب دره اين جنگل سترگ ما سايهاي ز شاخه يك بيد درهميم بعدازاتمام برنامه رهبرمعظمانقلاب پدر را ديدند و گفتند نبينم كه مرداني مريض باشد و مرحوم پدر در جواب گفت: مرداني ديگر تمام شد و رهبر در جواب فرمودند : مرداني هرگز تمام نميشود.
راضيه به اين جاي حرفهايش كه رسيد چشمهايش نمناك شد،بغض در گلويش نشست چنين گفت:رهبرانقلاب حق پدري و حقي وراي رهبري به گردن ما دارند،چون ايشان بود كه درواپسين روزهاي زندگي پدرم كه در حسرت كربلا ميسوخت ، پدرم را به آرزويش رساند و دل تك تك ما را شاد كرد.
نام كربلا كه آمد ديگر راضيه رو دربايستي را هم كنار گذاشت و آرام آرام گريست وبه شوق ديدار رهبر معظم انقلاب اينطور ادامه داد:سالهاي آخر حيات، پدرم از درد جانكاه در رنج بود،امانه از هجوم مرگبار سلولهاي سرطاني هراس داشت بلكه نگران بود كه نكند شدت درد بتواند بر تحمل و شكيباييش فايق آيد و لحظهاي برسد كه نتواند خداوند را در آن شكر و سپاس گويد.
هرچه بيشتر بيماري جسم ناتوان پدر را تسخير ميكرد، روحش آزادتر و عاشق تر ميشد و آرزوي زيارت مرقد مطهر معشوقش در كربلا او را بيتاب ميساخت.
او حسين (ع) رااز دريچه ديگري ميديد از نگاه او اين حسين نيست كه تشنه آب فرات است بلكه اين فرات و همهآبهاي دنيا هستند كه تشنه لبهاي حسين (ع) و شرمنده ايثار اويند و در رثاي او سرود:
بود لب تشنه لبهاي تو صد رود فرات رود بيتاب كنار تو عطشناك گذشت مرگ هرگز به حريم حرمت راه نيافت هر كجا نشاني زتو چالاك گذشت آب شرمنده ايثارعلمدار توشد كه چرا تشنه ازاو اين همه بيباك گذشت راضيه مراحل بيماري پدر را با دقت بيان ميكرد ، از اين جاي سخن او بود كه دريافت راضيه در قلب پدر جاي داشته و اين دور از انتظار نيست ، ادامه حرفهايش راشنيديم كه گفت: رهبر با روح بلند و درك عرفانيش نگذاشت روح پدر بي وصال معشوق جسم خاكيش را رها كند.
محرم سال ۸۲كه ديگر پدرم سخت درگير بيماري بود و حتي بدون دستگاه تنفس نداشت و پزشكان شمارش معكوس رابرايش آغاز كرده بودند ، تنها چيزي كه نفسش را پايدار ميكرد باز هم شوق ديدار كربلا بود، يكي از روزها آقاي حداد عادل بهعيادت پدرم آمد و پدربازهم از شوق ديدار معشوق گفت ، همان شب رهبر معظم انقلاب از آقاي حداد عادل جوياي حال پدرم ميشوند و ايشان ميگويند:
گويي كه سلول،سلول بدن مرداني در فراغ معشوق ميسوزد و تنها بوي تربت كربلا آرام بخش جانش است ، رهبر معظم ميگويند فرصت را از دست ندهيد و هرچهسريعتر ايشان بايد با تجهيزات بيمارستاني به زيارت آقا امام حسين (ع) بروند.
شوق روايت كربلا در چشم راضيه و بغض وداع پدر درگلويش نشست و چنين ادامه داد: آن شب حال پدر به حدي وخيم بود كه هر لحظه امكان داشت به حالت اغما فرو رود كه تلفن همراه پدرم زنگ خورد، آقاي حداد بود، گفت كه مقام معظم رهبري وسيله زيارت كربلا را براي پدرم فراهم كردند. پدرم تا خبر را شنيد چشم باز كرد و گويي جان تازه كرد و لبخندي لبانش را پوشاند.
همان شب، با دعاي رهبر، پدر با آمبولانس ، پرستار ، مادرم و دامادش راهي مقصدسرزمين دوست شد وكالبد تكيده و نزارش با همه درد و رنجي كه تحمل مي كرد به عنوان آخرين وظيفه در قبال روح بزرگ عاشقي كه امانتدار آن بود همراهيش كرد تا به وصال سرزمين روياهايش برسد.
عصر فردايش مرداني به خاك حرم ابوالفضل العباس پيشاني رساند و بوسه زد و سپس به حرم معشوق رسيد و پس از اين وصال ديگر جهان برايش تهي شد و در جسم و جانش رضا نداد كه ديگر ديار حسين را ترك كند و همان روز كاروان مصيبت زدهاش جسم بيجان او را به خاك وطن رساند.
خبر وصال به يار مرداني زود در كشور پيچيد و رهبر معظم انقلاب در تسلاي خاطرمردم فرهنگ دوست، جامعه هنرمندان ، شاعران و خانواده داغدارش اينطور پيام دادند:
درگذشت تاسف انگيز شاعر شيرين سخن و انقلابي مرحوم آقاي نصرالله مرداني را به همه دلبستگان به شعر و ادب فارسي و نيز به خانواده محترم و دوستان و علاقهمندان آن مرحوم و به جامعه هنرمندان و شاعران انقلاب تسليت ميگويم.
اين شاعر مومن و پر تلاش سرمايه طبع روان خود را در خدمت معارف انقلاب قرار داده و شيوايي سخن را با ابزار عشق به خاندان پيامبر (ص) و مفاهيم زنده و واقعي دوران دفاع مقدس و تكريم شهيدان عزيز آميخته بود و سرانجام در جوار تربت مطهر حضرت سيدالشهدا(ع) سر بر آستان دوست نهاد .
بيشك نام وي در شمار خدمتگزاران به ادبيات انقلابي همواره در خاطر ملت ايران باقي خواهد ماند.
رحمت واسعه حضرت حق و حشر بااوليايش را براي آن مرحوم مسالت مينمايم.
سيد علي خامنهاي ۱۳۸۲/۱۲/۲۰ راضيه را با همه دلبستگي هايش به پدر و علاقه مندي هايش به رهبر فرزانه انقلاب تنها گذاشتم وقتي از خانه او بيرون ميآمدم هنوز صدايش در گوشم نجوا مي كرد كه شعر پدر را اينطور زمزمه ميكرد:
يمين جان تو روشن ز نور عالم غيب خميني ديگر و جانشين ولايي اگر كه چاه زمان راز تو نمايد باز ميان مردم اين روزگار تنهايي نشان زپير مغان در نگاه تو بينند هميشه در همه جاي مردمان بينايي امير كشور عشقي و رهبري هشيار يگانه فاتح اقليم ملك دلهايي حضور پر خير و بركت رهبر فرزانه انقلاب در شيرازكه همزمان با ۱۱ارديبهشت ماه تحقق ميپذيرد طراوت دلهاي اهل فرهنگ و ادب در استان فارس را دوچندان مي كند و رحمت الهي را براي آناني كه دوستداران رهبر بودند و اكنون در ميان ما نيستند به ارمغان خواهد آورد.ك/۴