ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪شنبه، ۵ مرداد ۱۳۸۷‬

تبعيض نژادي در اسراييل (‪(۲‬

تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۴/۰۲/۸۷‬

سياسي. فلسطين. اشغال. ‪۶۰‬
... ميان تبعيض نژادي در اسراييل با اشكال ديگر نژاد پرستي كه از زمان پيدايش استعمار اروپائيان در آسيا و آفريقا بوجود آمد اختلاف مهمي وجود دارد. مهاجران نژاد پرست اروپايي در آسيا و آفريقا، برتري خود را بر قشرهاي پائين تحميل مي‌كردند و نوعي همزيستي نژادي سلسله مراتبي به وجود مي آوردند. مهاجر نشينهاي اروپايي هر چند با فاصله اما به هر حال با بوميان در يك مستعمره يا منطقه تحت الحمايه مي‌زيستند. اروپائيان ساكنان بومي را آشكارا تحقير مي‌كردند. گاه ظالمانه به قتل عام آنان دست مي‌زدند و آنها را به طور مدام مورد تبعيض قرار مي‌دادند ليكن بطور كلي اروپائيان، حضور ساكنان بومي را در مستعمرات تحمل مي‌كردند و آنان را به انجام كارهاي پست و در پائين‌ترين نقشها و در جامعه تحت تسلطشان مجبور مي كردند. مهاجر نشينهاي صهيونيست و نژاد پرست در فلسطين بهتر ديدند روش ديگري را در پيش گيرند كه با سيستم ايدئولوژيكي شان بيشتر توافق داشته باشد. آنان برتري ادعايي خود را نسبت به بوميان عرب با كناره گرفتن از اعراب فلسطين اعلام كردند و سپس آنها را از سرزمين خود بيرون كردند. در هيچ يك از كشورهاي آسيا و آفريقا- حتي در آفريقاي جنوبي- هرگز در نژادپرستي شدت عمل به اينجا نرسيده است و اهالي يك كشور را تقريبا بطور كامل از مرزهاي خود بيرون نريخته اند.

تا زماني كه راندن اعراب بومي فلسطين از سرزمينهايشان غير ممكن تلقي مي شد و اعراب اكثريت اهالي فلسطين را تشكيل مي‌دادند. يعني سالهاي قبل از ‪ ۱۹۴۸‬مهاجر نشينهاي يهودي تنها به جدا نگه داشتن خود از جامعه عرب و تحريم نيروي كار اعراب و محصولات آنها اكتفا كردند. مثلا در بدو استعمار صهيونيستي (‪ (۱۸۹۷‬مقرراتي اعمال مي‌شد كه طبق آن فقط نيروي كار يهودي مي توانست در كولونهاي صهيونيستي مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين اكتفا كردن به تحريم اعراب به عوض راندن مستقيم آنها از سرزمينشان در واقع تعليق موقتي در اجراي برنامه‌هاي انحصار طلبي نژادي صهيونيستها بود. هر چند هدف نهايي صهيونيسم در سال ‪ ۱۹۴۸‬تحقق يافت و اكثريت اعراب از فلسطين بيرون رانده شدند. ليكن قصد عرب زدايي فلسطين و سپس يهودي كردن آن از همان اول توسط جنبش صهيونيستي در نظر گرفته شده بود. برداشت صهيونيستي از راه حل نهايي مسئله اعراب در فلسطين درست همان راه حل نهايي مسئله يهود در آلمان از يك اصل اساسي مهم بود آن هم حذف عنصر انساني ناهمگون .

در زمينه تعليم و تربيت امكانات اعراب بسيار محدود است. هر چه سطح آموزش بالاتر مي‌رود محدوديت‌ها و تبعيض‌ها بيشتر مي‌شود. از سوي ديگر، ارزش موسسات آموزشي كه در اختيار اعراب گذاشته مي‌شود. به هيچ وجه قابل قياس با مدارس يهوديان نيست.

عربهاي اسرائيل مي‌گويند اگر ما شرايط مساوي آموزش و پرورش داشتيم يعني اگر امكان رسيدن به سطح آموزش عالي براي همه مساوي بود! اكثر دانشجويان فعلي مي‌بايست از دانشگاه بيرون باشند. در نظام آموزش و پرورش اسرائيل، ايدئولوژي خاصي را در مدارس تدريس مي‌كنند و دولت مي‌خواهد ما را مجبور به قبول آن نمايد و اين ايدئولوژي شديدا براساس ادبيات اروپاي شرقي و جشنها و مراسم مذهبي استوار است. مثلا در مدارس حرفي از تاريخ دو هزار ساله ملت فلسطين نيست. اين تاريخ نه در كتابها نوشته شده است و نه ضمن صحبت، از آن ياد مي‌شود. ادبيات اروپاي شرقي اين افسانه را خلق مي‌كند كه ما را وادار به قبول افسانه ملت برگزيده از نژاد ستم ديده (يهود) بنمايد انجمن نويسندگان عبري علي رغم اسم ظاهريش يك انجمن صد در صد نژاد پرست است. چون فقط مخصوص يهوديان است و اگر يك فرد يهودي به زبان ديگري غير از عبري بنويسد مي‌تواند عضو آن شود ولي اگر يك عرب حتي به زبان عبري مطلب بنويسد از حق عضويت در اين انجمن محروم مي‌باشد.

سالهاي سال در روزنامه‌هاي كثير الانتشار، فلسطيني‌ها را، كثافت‌هاي خانه بدوش مي‌خواندند. در آلمان نازي هم ابتدا اين نوع اصطلاحات درباره يهوديان بكار رفت. يهوديان اسرائيل اين آزادي را دارند كه ملت‌هاي همسايه خود را تحقير كنند. عزت نفس آنها را پايمال كنند. اما اگر كسي در اسرائيل بگويد يهودي كثيف، بلافاصله داد و قال شروع مي‌شود و از نظر مقام‌هاي اسرائيلي با گوينده برخورد مي‌شود زيرا كفار!؟ بايد بدانند كه اگر به يهودي توهين كنند به شدت مجازات خواهند شد.

از نظر اقتصادي اعراب ساكن در اسرائيل با مشكلات متعددي روبرو هستند.

محدود بودن كار براي اعراب باعث بيكاري فراوان شده است. مشاغلي كه به اعراب داده مي‌شود غالبا كارهاي پائين و سخت بدني است. بعلاوه در مقابل كار مساوي، اعراب دستمزد كمتري از يهوديان دريافت مي‌كنند. خانه و زمين هاي كشاروزي متعلق به اعراب به موجب يك سلسله قوانين كه بين سالهاي ‪-۵۳‬ ‪ ۱۹۴۸‬گذارنده شد مي‌توانند از طريق مصوبات اداري ضبط شوند. مالكان خلع يد شده حق تجديد نظر خواستن از دادگاه را ندارند و در صورت تجديد نظر نيز به حق خود نمي‌رسند دهكده‌هاي زيادي بدين ترتيب از اعراب گرفته شده و در اختيار يهوديان قرار گرفته است نوع ديگري از غصب زمين عبارت است از تصرف زمينهاي اشخاصي كه غايب مي‌باشند از آنجا كه يك سوم جمعيت فلسطيني سرزمينهاي اشغالي به زور از خانه و كاشانه خود رانده شده اند. مثلا اگر رئيس يك خانواده اخراج شده باشد و زن و بچه هايشان در منزل خود مانده باشند. پس از اخراج رئيس خانواده، دولت اسرائيل افراد خانواده را از زمين اخراج كرده و زمينها را به يك يهودي مي‌سپارد. شركت اعراب در سيستم اداري عملا هيچ است و در اغلب وزارتخانه‌ها در هيچ يك از سطوح اعراب به كار گرفته نمي‌شوند حتي در دفتر دولتي رسيدگي به مسائل اعراب هم، يك نفر عرب كار نمي‌كند. تعداد نمايندگان سياسي اعراب در مجلس ملي اسرائيل، با تعداد جمعيت كل آنها تناسب ندارد. اعراب ‪ ۱۱‬درصد از مجموع نفوس اسرائيل را تشكيل مي‌دهد و حال به جاي اينكه داراي ‪ ۲۰‬كرسي در مجلس ملي باشند تنها فقط داراي ‪ ۴‬كرسي مي‌باشند.

تفتيش عقايد :
افراد را به جرم فعاليت سياسي و ابراز عقيده شخصي به زندان محكوم مي‌كنند و بارها به اعراب محكوم شده توضيح مي‌دهند كه اگر تصميم به سكوت بگيرند از محكوميت نجات يافته و بخشوده خواهند شد. مسئولين اسرائيل به اعراب فشار زيادي مي‌آورند تا آنها مامور پليس مخفي اسرائيل بشوند. يكي از وحشيانه‌ترين و كشنده‌ترين ظلمهايي كه مقامهاي اسرائيل بر اعراب مقيم اسرائيل روا مي‌دارند آن است كه جوانان عرب را به زور وادار مي‌كنند تا عقايد سياسي دوستان و آشنايان و حتي افراد خانواده خود را در اختيار مقامات پليس قرار دهند. آنهايي كه با پليس همكاري نكنند يا به محكوميت اقامت اجباري در منزل و يا با توقيف‌ها و دستگيري‌هاي بي‌جا و ممتد پليس مواجه مي‌شوند و يا اينكه پليس با مديران و يا صاحب كاران آنها تماس گرفته و از طريق كارفرمايانشان بر آنها فشار وارد مي‌آورد و از آنجا كه اكثر اين اعراب براي يهوديان كار مي‌كنند اين روش فوق‌العاده موثر است و عربي كه با صاحب كار و پليس همكاري نكند بلافاصله از كار اخراج مي‌شود.

روشنفكران و شعرا و وكلا بيش از ساير طبقات مشمول محكوميت اجباري مي‌گردند اين افرادكاملا بي‌گناه هستند. آنها به هيچ جرمي در محضر هيچ دادگاهي محكوم نشده‌اند (و لذا نمي‌توانند از خود دفاع كنند). تمام مقدمات و تشريفات محكوميت آنها تنها تكه كاغذي است كه مقامات نظامي زير آن را امضاء مي‌كنند و به موجب آن دريافت‌كنندگان اين برگه، حق تكان خوردن در داخل اسرائيل را ندارند. همه ممنوعيت‌ها مشابه نيستند- بعضي‌ها نمي توانند از روستا يا شهر خود بيرون بروند. بعضي‌ها كمي بيشتر مشمول مرحمت شده‌اند و مي‌توانند در داخل همان منطقه محل اقامت خود حركت كنند، به شرط آنكه اين افراد از آن محدوده منطقه بيرون نروند. حتي گاهي اوقات براي محدوديت بيشتر، مناطق را نيزبه چندين بخش كوچك و جزئي ترتقسيم كرده اند.






ارسال خبر: ۱۲:۲۸ ‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ

اخبار مرتبط

‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬
‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬
‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬
‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬
‪سه‌شنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬