سياسي. فلسطين. اشغال. ۶۰
براساس قانون وضع شده ازسوي رژيم اشغالگر قدس هر شخص عرب پس از چهار سال آواره شدن؟ ديگر حق ندارد كه به وطن خود بازگردد؟ حال سووال اين است يهوديان كه از سال ۵۸۶تا سال ۱۲۹۰قبل از ميلاد در فلسطين سكونت داشتهاند و بيش از ۲هزار سال است فلسطين را ترك كردهاند چگونه است كه حق دارند وارد فلسطين شوند و با سرنيزه اين سرزمين را اشغال وساكنانش را آواره كنند.
براساس آمار بيش از ۱.۵ميليون جمعيت بخصوص زنان و كودكان مسيحي و مسلمان در اثر عملي اندوهبار و ناروا، بيمقصد، بيوسيله زندگي، در راهها و جادهها سرگردانند. صهيونيستها در توجيه اين واقعيات ميگويند وجود چنين مسئلهاي و دوام آن برعهده اعراب ميباشد.
به عقيده صهيونيستها اعراب بايد آوارگان را بپذيرند و به آنان كمك كنند و آنان را جزء جمعيت خود به حساب آورند و براي اين ادعاي خود چنين استدلال ميكند كه آيا اسرائيل به سهم خود كليه يهوديان را كه اصل و منشاء آنان از كشورهاي مختلف، بخصوص از ممالك عربي است به خود جذب نكرده است!! چنين ديدگاهي، مسئله آوارگان را به انتقال ساده نفوس تنزل ميدهد. آيا اسرائيل نميداندكه نتيجه جذب و هضم آوارگان در كشورهاي عربي با نتيجه جذب يهوديان در اسرائيل متفاوت است. جذب افراد به كشوري كه اسرائيل مي گويد موجب اتحاد يهوديان است ولي جذب و ادغام فلسطينيها در ميان كشورهاي عربي، به تجزيه فلسطين منجر ميگردد.
تشويق نژاد يهود به بازگشت به سرزمين موعود و موقتا از دست رفته، بهانه اي بيش، براي اشغال فلسطين نبوده است. در واقع هرگز نژاد يهودي جز در هزيانهاي هيتلر و صهيونيستها، وجود نداشته است. بلكه صهيونيسم سياسي اساسا و ذاتا يك پديده استعماري است. تنها فرق آن با استعمار سنتي (مثلا از نوع انگليسي يا فرانسوي آن) در اين نهفته است كه در اين مورد تنها استفاده از مردم بومي به عنوان نيروي كار ارزان قيمت و بازار مصرف براي توليدات سرزمين اصلي مطرح نميباشد. بلكه مسئله ايجاد مهاجرنشين ، مورد توجه است. هدف منحصرا استثمار بومي نبوده، بلكه با محروم كردن او از زمينش، اخراج او براي گرفتن كارش، مجبور ساختن او به جلاي وطن هدف اصلي را تشكيل ميدهد.
شعارهاي اصلي صهيونيسم سياسي، نيز با اين اصول هماهنگ است. سرزمين يهودي- كار يهودي- دولت يهودي- اما يهوديان براي توجيه ايدئولوژيكي اعمال وحشيانه خود، از يك حقيقت تاريخي سوء استفاده ميكنند و آن كشتار يهوديان به وسيله هيتلر ميباشد. براي رفع يك بيدادگري، دست به بيدادگري ديگر زدن. و اين درحالي است كه ملت فلسطين كوچكترين سهمي در اعمال هيتلر عليه يهوديان نداشته است. به تعبير ديگر جبران خسارت از جيب كساني پرداخت مي شود كه مرتكب چنين جنايتي نشده اند. صهيونيسم سياسي معتقد است كه تنها راه حل مشكل امنيت يهوديان ايجاد يك كشور يهودي است .
در اسرائيل، انسانهاي اسرائيلي وجود ندارد. بلكه حيوانات و نباتات هم به يهودي و غير يهودي دسته بندي شدهاند اما وضعيت غير يهوديان، در اين كشور چگونه است! آيا آنها هم مثل يهوديان اجازه دارند در كشور يهود زندگي كنند. پاسخ اين پرسش آن است كه در اغلب جاها آنها حق زندگي كردن ندارند.
اكثريت زمينها به دولت تعلق دارد و در اكثريت زمينها، يك غير يهودي از حق ساختن يا اجاره كردن يك منزل و از حق اشتغال و خلاصه از حق زندگي كردن محروم است.
زمينهائي كه غير يهوديان در آنجا حق زندگي كردن ندارند در واقع به فلسطينيهايي تعلق دارد كه به غير يهودي وصف شده اند. دولت اسرائيل محله هاي جديدي با ساختمانهاي مسكوني مدرن ساخته است اين محله رسما به يهوديان اختصاص دارد مثلا يك نفر كه ساكن بيتالمقدس است و يهودي نيست ممكن است بتواند افسر پليس يا سرباز شود. اما نميتواند در اين محلههاي بزرگ و مدرن زندگي كند. بر عكس يك فرانسوي اهل پاريس، وقتي به بيتالمقدس ميآيد و ثابت ميكند كه مادر يا مادر بزرگش و يا مادر بزرگ مادر بزرگش يهودي بوده و يا اگر در محضر يك خاخام به دين كليمي در آيد نه تنها اجازه سكونت در اين محلهها را دارد بلكه ميتواند وام زيادي بگيرد و چندين سال از پرداخت ماليات بر درآمد و حقوق گمركي معاف باشد و از بسياري از مزاياي مادي ديگر استفاده كند. همه اينها در مقابل چشمان غير يهودياني كه صاحب اين كشور هستند انجام ميشود.
روابط بين كارگران عرب و كارفرمايان يهودي مانند روابط بين ارباب و برده مي باشد از نظر يهوديان زمينهايي كه در دست غير يهوديان ميباشد زمينهاي آزاد شده است . در كشور اسرائيل حتي ميتوان گفت كه فقط قبرستانهاي يهودي قابل احترام است و ساير قبرستانها اگر لازم باشد دولت اسرائيل به ويران كردن آنها اقدام ميكند. مثلا هتل هيلتون تل آويو بر روي گورستان قديمي فلسطينيها در يافا بنا شده است.
نژاد پرستي بر حسب تصادف در اسرائيل بوجود نيامده و يك جنبه موقتي و گذرا در حيات اجتماعي اسرائيل نيست. نژاد پرستي جزء لاينفك و ثابت دولت اسرائيل است به اين دليل كه خود جزئي از ايدئولوژي صهيونيسم و يكي از انگيزههاي ايجاد دولت صهيونيستي است. قوانين حقوقي و رويههاي قضايي دولت اسرائيلي نشان ميدهند كه تنها تعلق داشتن به قوم يهود يعني فرزند يهودي بودن است كه فرد را از نظر صهيونيسم يهودي ميشناسد. در نتيجه، اين تعلق تنها يك وابستگي بيولوژيكي است و بس، مطابق نظريه صهيونيستي هر نوع جذب شدن در جوامع ديگر به منزله از دست دادن جوهر يهودي است و آغازي براي نابودي ملت يهودي ميباشد. پيرو اين اصل، اصل كلي ديگري تبليغ مي شود كه عبارت است از حفظ خلوص نژاد يهود و خودداري از آميزش با مردم غير يهودي در سرزمين فلسطين. نتيجه آنكه عقيده صهيونيستي (خلوص نژادي)، همزيستي يهوديان با غير يهوديان را در يك سرزمين غير ممكن ميسازد.
به نظر يهوديان، اين خلوص نژادي تنها با مهاجرت يهوديان به اين سرزمين موعود و بيرون كردن غير يهوديان تحقق مييابد. ليكن جهت حفظ برتري دائمي جمعيت يهوديان، رهبران اسرائيل براي تحريك يهوديان كشورهاي ديگر به مهاجرت به فلسطين اشغالي تمام امكانات را بكار ميگيرند مثلا تلاش ميكنند اين اعتقاد را در ميان يهوديان بوجود آورند كه هر روز يهوديان در لب پرتگاه نابودي و (قرباني شدن تازه اي) قرار دارند براي نيل به اين اهداف آنها به احساسات ضد يهودي در خارج و به مترسك تهديد اعراب در خاورميانه نياز دارند.