سياسي. فلسطين. اشغال
از زمان تشكيل رژيم صهيونيستي در ۱۴مي ۱۳۲۷ ) ۱۹۴۸ش) مساله امنيت درصدرعناصر تشكيلدهنده استراتژي داخلي اين رژيم قرارگرفته و مهمترين دغدغه براي آن حفظ امنيت به مثابه يك ابزار حياتي است. تلاش براي افزايش امنيت، هم چنين يكي از اولويتهاي اصلي سياست خارجي اين رژيم را تشكيل مي دهد.
از آنجا كه مقوله امنيت با موجوديت و بقاي رژيم صهيونيستي مترادف است لذا تمام امكانات داخلي و خارجي اين رژيم براي حفظ امنيت و تلاش براي ارتقاي سطح آن بسيج شده است. برقراري مناسبات سياسي و اقتصادي، تقويت توان نظامي و دفاعي، جست وجوي متحد، بستن پيمانهاي نظامي و همراهي با نظام امنيت جمعي، همه براي دستيابي به چنين هدفي است.
اين اقدامات، متاثر از تهديدهاي امنيتي است كه منافع رژيم اسرائيل را در منطقه تهديد ميكند؟ البته بايد گفت كه درك تهديد، فرايندي پيچيده است و تعريف آن به آساني امكان پذير نيست.
مسائل و مشكلات تهديدكننده بقا و توان رژيم صهيونيستي به طور كل به سه دسته علل اصلي باز ميگردد:
الف)فقدان مشروعيت:
شايد بتوان اين علت را پايهايترين دليل در ناامني رژيم صهيونيستي دانست . رژيم صهيوينستي به دليل فقدان برخورداري از وجهه مناسب از سوي كشورهاي منطقه خاورميانه هميشه در نگراني به سر ميبرد و در راس سياستهاي خارجي اين رژيم ، يافتن هم پيمانان وفادار در منطقه قراردارد. نزديكي به تركيه و جمهوري آذربايجان از سياستهايي است كه جهت رفع اين مشكل صورت پذيرفته است .در اين راستا ميتوان به نمايش وجهه مثبت اشاره كرد كه با ژست بشردوستانه و پاي بندي به الزامات بينالمللي و منطقهاي نام برد مانند خروج از لبنان و عقب نشيني از غزه. كه در اين راستا صورت پذيرفت . اما هيچ كدام از اين اقدامات نتوانسته كارگر واقع شود.
ب) موقعيت نامناسب ژئوپلتيك:
امنيت ملي اسرائيل تحت تاثير منفي عامل جغرافياي سياسي قرار دارد. فقدان عمق استراتژيك قابل قبول براي رژيم صهيونيستي به عنوان يك آسيب پذيري استراتژيك مطرح است. كوچكي سرزمين و محدوده جغرافيايي از ديگر مسائل بغرنج ژئوپليتيك رژيم صهيونيستي است. در اين راستا استراتژيهاي انتقال جنگ به خاك دشمن و رفتار هجومي اين رژيم قابل ارزيابي است.
اين ضعف رژيم صهيونيستي به ويژه در سالهاي اخير كه نيروهاي مقاومت منطقه اي در فلسطين و لبنان به سلاحهاي گرم دسترسي مناسيت تري پيدا كرده اند نمود بيشتري يافته است. جنگ سي و سه روزه نيروهاي رژيم صهيونيستي با حزب الله لبنان شاهد مثال در اينباره است. شليك موشكهاي حزب الله در طول جنگ ، اگرچه برد زيادي نداشت اما به دليل نداشتن عمق استراتژيك اسرائيل، تبديل به يك چالش بزرگ در مسائل امنيتي و دفاعي رژيم صهيونيستي شد و هشداري بود براي اسرائيل كه آيا در صورت ادامه جنگ و تداوم حملات موشكي حزب الله آيا نقطه امني كه خارج از تيررس نيروهاي مقاومت باشد وجود دارد؟ شليك موشكهاي قسام توسط حماس به درون خاك فلسطين اشغالي اين روزها تبديل به پيچيدهترين بحران امنيتي براي اين رژيم شده است.
از مولفههاي ديگر ژئوپليتيكي ميتوان به كمبود منابع سوختي و مشكل آب هاي سطحي و آشاميدني اشاره كرد كه سياست كسب منابع انرژي غيرنفتي مانند انرژي هسته اي، تسلط بر بلنديهاي جولان و تضمين آب درياچه طبريه ، نمود تلاش براي رفع مسائل ناشي از اين كاستي هاست.
ج) جمعيت :
جمعيت و مسائل جمعيتي از حادترين و ريشه دارترين معضلات اجتماعي در رژيم صهيونيستي بشمار مي
رود كه به رغم مهاجرتهاي گسترده يهوديان از ساير كشورها ، هنوز به نحوي دامنگير اين رژيم است.
اين مساله در سطوح مختلف پي آمدهاي گوناگوني به دنبال داشته است. تمركز جمعيتي در منطقهاي كوچك و فاقد عمق استراتژيك و كم بودن ميزان جمعيت نسبت به همسايگان و به زغم اين رژيم، دشمنان منطقهاي از اين گروه بشمار ميروند. ۸۰درصد ساختار اقتصادي و جمعيتي رژيم صهيونيستي در سه شهر بيتالمقدس ، حيفاءو تل آويو قرار گرفته است كه با توجه به حساسيت شهروندان نسبت به تلفات انساني در صورت تهاجم ، ضربه شديدي به موجوديت رژيم صهيونيستي وارد خواهد كرد. سياست تامين يك سرزمين ژئوپلتيك از طريق اجراي طرحهاي اسكان و حفظ كرانه باختري و حفظ بيتالمقدس در راستاي پراكندهسازي جمعيت ذيل اين مسئله قرار ميگيرند.
مشكل ديگر در اين راستا، شكاف زياد جمعيتي اسرائيل با كشورهاي معارض در منطقه است. به اين منظور سياست تجهيز ارتش قوي و توجه به برتري نظامي از جنبه كيفي مورد نظر سياستگذاران اسرائيلي قراردارد.
در مورد شكاف جمعيتي ميان اسرائيل و فلسطينيان كه در درجه اول حساسيت براي اسرائيليها محسوب ميشود بايد گفت كه واقعيت اين است كه جمعيت فلسطينيان رو به افزايش است.عاملي كه نه آمريكا و نه اسرائيل نميتوانند جلوي آن را بگيرند.تنها كافي است بدانيم كه ميزان باروري در زنان فلسطيني چهار و شش دهم درصد است. اداره آمار فلسطين در پايان سال ۲۰۰۷اعلام كرده است كه تعداد فلسطينيان كل فلسطين (سرزمينهاي ۱۹۴۸و كرانه باختري و نوارغزه)در پايان اين سال به پنج مليون و سيصد هزار نفر رسيده است.تعداد يهوديان اين منطقه در همين تاريخ ، پنج مليون و پانصد هزار نفر بوده است.
تا پايان سال ۲۰۱۰انتظار ميرود كه تعداد فلسطينيان به رقم پنج مليون و هفتصد هزار نفر برسد.
طبعا هر رژيمي براي مقابله با تهديدهاي امنيتي خود راهبردي را اتخاذ خواهد كرد كه خطرات امنيتي خود را دفع كند.رژيم صهيونيستي نيز از اين قاعده مستثني نيست.اما با مروري بر دكترين امنيتي و دفاعي اين رژيم در سالهاي اخير به اين مساله پي ميبريم كه اين سياستها و اقدامات نه تنها مشكل امنيتي اسرائيل را حل نكرده بلكه باعث شده خطرات امنيتي اين رژيم گسترده تر و پيچيده تر شود.
رژيم صهيونيستي به جاي اينكه سعي كند بحران امنيتي خود را موشكافي كند و به اين نكته پي ببرد كه دليل اصلي ناامني اين رژيم فقدان مشروعيت اين رژيم در منطقه است و براي اين مساله چاره جويي كند و در درجه اول دست از اقدامات تروريستي خود بر ضد مردم مظلوم و بيدفاع فلسطين و لبنان بردارد، سياست مشت آهنين خود را ادامه ميدهد. اقدامات كنوني رژيم صهيونيستي در صحنه فلسطين و كشتار بيرحمانه مردم مظلوم فلسطين و لبنان كه اكثر آنها را زنان و كودكان تشكيل ميدهند مويد اين مطلب است.طبعا اين گونه اقدامات سبب خشم و كينه مردم منطقه ميشود و باعث ميگردد كه آنان نيز در دفاع از جان و مال خود دست به اقدامات تلافي جويانه بزنند.گسترش عمليات شهادت طلبانه حتي در بطن رژيم صهيونيستي و شليك موشك به داخل سرزمينهاي اشغالي توسط نيروهاي مقاومت ، نمونهاي از اين اقدامات است.مسالهاي كه تبديل به چالش امنيتي بزرگي براي اسرائيليها شده و موجب اعتزاض بسياري از اسرائيليهاي ساكن اين منطقه عليه مقامات اين رژيم شده است.
حوادثي كه در جريان جنگ سي و سه روزه رژيم صهيونيستي و حزب الله لبنان اتفاق افتاد كاملا مويد اين نكته است.اسرائيل با داشتن پنجمين ارتش بزرگ جهان نه تنها نتوانست ضربه اساسي به نيروهاي مقاومت حزب الله بزنند بلكه شليك موشكهاي حزب الله به داخل سرزمينهاي اشغالي باعث شد سراسر اين رژيم دچار اضطراب و احساس شكست شود. تبعات اين مساله به حدي بود كه به رغم گذشت نزديك به ۲سال از آن حادثه اما همچنان محافل سياسي و نظامي در اين رابطه بحثهاي مختلفي ميكنند و معتقدند موجوديت اسرائيل به رغم داشتن اين همه سلاح به راحتي تهديد پذير است.حتي بسياري در داخل خود اسرائيل برآنند كه داشتن كلاهكهاي هستهاي كه نتواند براي اين رژيم امنيت بياورد هيچ سودي نخواهد داشت و حتي باعث خواهد شد توجه از بخشهاي با اهميت ديگر، كم شود.
در جديدترين نظرسنجي كه در فلسطين اشغالي انجام شدهو روزنامه صهيونيستي هاآرتص آن را منتشر كرد، ترس و نگراني گسترده امنيتي در ميان مردم اسرائيل به وضوح روشن و نمايان است.
نظرسنجي مذكور نشان ميدهد ۳۴درصد اسرائيليها از دستيابي كشورهاي ديگر منطقه به سلاح هسته اي، ۲۲درصد از بحران اقتصادي و ۲۱درصد از جنگ جديد با لبنان در ترس و وحشت بسر ميبرند.
اين نظرسنجي همچنين نشان ميدهد ۱۴درصد ديگر اسرائيليها از مجموعه اي از امور مختلف در حالتي از ترس به سر ميبرند، ۴درصد ديگر نيز اعلام كردند كه اصلا نميدانند از چه چيزي بايد بترسند و در اين ميان تنها ۴ درصد هستند كه اعلام كردند از چيزي احساس هراس نميكنند.
در اين نظرسنجي همچنين مشخص شد ۵۲درصد اسرائيليها مهاجرت و ترك اسرائيل را بعيد نميدانند و تنها ۳۲درصد اعلام كردند عاملي نميتواند آنها را وادار به مهاجرت كند.
از سوي ديگر ۲۴درصد نيز اعلام كردند: ترس از آينده اسرائيل و بياعتماد بودن به آن و نگراني از آينده فرزندانشان ممكن است آنان را به ترك اسرائيل مجبور كند.
بنا بر اين گزارش ۱۲درصد از اسرائيليها اوضاع امنيتي و ترس از درگيري و جنگ را عاملي براي مهاجرت احتمالي خود از اسرائيل بيان ميكنند و در اين ميان ۱۰درصد نيز وجود شغلي مناسب را دليلي براي ترك احتمالي اسرائيل مي دانند.
در ادامه اين نظرسنجي همچنين آمده است ۳۰درصد اسرائيليها به دليل اوضاع زندگي و معيشتي خود از اينكه اسرائيلي هستند ابراز شرمندگي كرده اند.
در پايان بايد ذكر كنيم كه به رغم گذشت ۶۰سال از تاسيس رژيم صهيونيستي ، اين رژيم نتوانسته نخستين و اساسيترين نياز مردم خود را كه همانا امنيت است تامين كند.حتي اين رژيم در جهت بهبود اوضاع امنيتي نيز حركت نميكند .بلكه با مروري به تاريخ اسرائيل پي ميبريم كه وضعيت امنيتي اسرائيل روز به روز بدتر شده است و امروز كه شصت سال از تاسيس اين رژيم ميگذرد مي توان اذعان كرد كه در هيچ دورهاي به اين اندازه اسرائيل ضربه پذير نبوده است.