ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪پنجشنبه، ۳ مرداد ۱۳۸۷‬

اعراب به چه اميد با دشمن خود صلح مي‌كنند ؟!(قسمت اول)

تهران ، ايرنا ۱۸/۰۲/۸۷‬

خارجي. فلسطين. اشغال. 60.

از: محمد علي فقيه (استاد دانشگاه بين‌المللي ناصر در ليبي ) متن حاضر پژوهشي است كه محمد علي فقيه استاد دانشگاه ناصر ليبي خطاب به جوانان عرب بيان مي‌كند . جواناني كه با ابزارهاي تبليغي و فرهنگي ، دچار استحاله عقيدتي و حتي مليتي

...شده‌اند . جواناني كه صلح با دشمن خود را به عنوان واقعيت مي‌پذيرند در حاليكه ماهيت دشمن خود را نمي‌شناسند . جواناني كه تنها به اميد صلح ، واقعگرايي پيشه كرده اند.

فقيه دراين پژوهش به بهبود روابط با صهيونيستها اشاره كرده و آن را چالشي در پيش روي جوانان عرب و خطري براي منطقه و كل جهان دانسته است .

استاد دانشگاه ناصر ليبي درادامه تاكيد مي‌كند كه : در اين مرحله چالشي مهمتر از مساله بهبود روابط با صهيونيستهارا در برابر جوانان عرب نمي بينم ، چراكه دشمني با رژيم صهيونيستي همچنان ميان ملتهاي عرب و از جمله نخبگان و جوانان آن مستحكم مي‌ماند ، و اينان بنحوي نمود عيني وجدان امت هستند و همچنان به مخالفت خود با روند بهبود روابط با صهيونيستها پايبندند و بر ادامه دشمني با صهيونيستها اصرار مي‌ورزند و آنرا يك انتخاب استراتژيك مي‌دانند . هر چند كه اين كشورها تصميم بر ايجاد روند صلح داشته باشند .

بايد بگويم كه وقتي جوانان بر يك تقسيم دسته جمعي اتفاق نظر كنند ، نبايد آن را به اين بهانه كه فاقد عقلانيت و ناشي از احساسات سنين جواني است كوچك شمرد، بلكه بايد بپذيريم كه چنين موضع دسته جمعي ، نشانگر تعقل و يك ديدگاه روشن است .

بحث خود را با حسن نيت و به دور از تكلف آغاز و مجددا تاكيد مي‌كنم كه هدف گفتگوهايمان همانا منافع امت عربي است و بايد قبول كنيم كه منافع هر كشور عربي با منافع امت عربي در تناقض نيست .

مقصودمان از منافع هر كشور عربي عبارت است از : امنيت مردم ، تماميت ارضي ، قدرت نظامي ، رشد اقتصادي ، ثبات سياسي ، فضاي باز سياسي و اجتماعي و دستاوردهاي نوين فرهنگي.

در اين بحث سعي خواهم كرد تفسير و ديدگاه شخصي خود را در مورد دلايل اصرار بر دشمني با رژيم صهيونيستي بيان كنم و منظورم آن دسته از دلايل بسيار موجه و حقيقي از ويژگيهاي غير عادي و غير طبيعي رژيم صهيونيستي است كه محال است بتوان با آن همزيستي طبيعي داشت .

من بر چهار دليل اصلي تاكيد خواهم كرد و بحث خود را به آنها اختصاص خواهم داد . اين دلايل مجددا بر طبيعت كشمكش ميان اعراب و صهيونيستها بعنوان كشمكشي ماهوي و نه درگيري براي تعيين خطوط مرزي تكيه مي‌كند . ‪۱‬ الف : شهرك‌سازي رژيم صهيونيستي هيچ وقت قطع نمي‌شود !
كسي كه مساله شهركهاي صهيونيستي را دنبال مي‌كند ، كاملا پي مي‌برد كه هدف از ساختن آنها ادامه سياست توسعه‌طلبانه در سرزمينهاي فلسطيني و ايجاد تقسيمات جمعيتي و جغرافيايي جديد در منطقه است كه به نوبه خود بر فرايند مذاكرات صلح (سازش) موثر خواهد بود .

-مسلما نمي‌توان از اين نقشه صهيونيستي كه استعمار سرزمينهاي عربي را در پي دارد ، به سادگي چشم پوشيد چراكه از ابتدا چنين سياستي بعنوان عصاره انديشه صهيونيسم به عنوان يك استراتژي ثابت در سرزمينهاي اشغالي قابل پيگيري بوده است .

اين ايده همچنان پس از برپايي رژيم ادامه يافت و هنوز هم عليرغم گذشت يك قرن كامل از ظهور و پيدايش صهيونيسم ادامه دارد ؟ تا اينكه هدفهاي دوگانه قديمي خود را كامل كند و آن برپايي دولت بزرگ عبري و جلوگيري از تاسيس هرگونه دولت فلسطيني است .

لذا اين يك استراتژي ملي است كه دولتهاي صهيونيستي بدون در نظر گرفتن گرايشهاي حزبي ، ملزم به پيروي هستند تا تمامي عهدنامه‌ها را اجرا كنند ، هرچند ممكن است شيوه اجرا فرق كند ، ولي همچنان اهدافشان استوار و بدون تغيير باقي مي‌ماند‪<. ۲‬
تاريخ معاصر ، كوچ و اسكان يهوديان به فلسطين اشغالي را در پنج مرحله متمايز نشان مي‌دهد :
‪ -۱‬مرحله پيش از تاسيس رژيم صهيونيستي كه در آن سازمان صهيونيسم جهاني نقش سرنوشت‌سازي را در مهاجرت جهودان و اسكان آنان در فلسطين اشغالي ايفا كرد . -عليرغم تلاشهاي انجام شده براي تشويق به مهاجرت (به سرزمين موعود) جهودان تا بهار سال ‪ ۱۹۴۸‬نتوانستند بيش از ‪ ۵/۶۶‬درصد كل مساحت فلسطين را به تملك خود در آورند.‪ <۳‬و در سه دهه مياني سال ‪ ۱۹۱۷)‬صدور اعلاميه بالفور) تا سال ‪ ۱۹۴۸)‬استقرار رژيم صهيونيستي) شاهد اوج فعاليتهاي صهيونيستي هستيم . در آن برهه و در سايه دوره قيموميت -گروهكهاي نظامي صهيونيستي به حملاتشان عليه روستاهاو قتل عامهاي دسته جمعي افزودند ، جهودان توانستند با فشار اسلحه يازده درصد از زمنيهاي فلسطيني را پيش از پايان دوره قيمومت در ‪ ۱۵‬مه ‪ ۱۹۴۸‬بدست آورند و رژيم صهيونيستي را روي همين زمينها ايجاد كنند .‪< ۴‬
با تعهد و پايبندي انگلستان مبني بر تاسيس يك دولت براي قوم يهود و پيدايش تفكر تجزيه فلسطين ميان اعراب و جهودان ، فعاليت يهوديان براي اسكان و به چنگ آوردن مساحت زمين‌هاي بيشتر و آماده شدن براي لحظه موعود ، متمركز شد ، بطوريكه تعداد يهوديان در فلسطين به ‪ ۶۵۰‬هزار نفر در سال ‪ ۱۹۴۸‬رسيد و هنگامي كه سازمان ملل قطعنامه خود را مبني بر تجزيه فلسطين و دادن ‪ %۵۵‬از زمينهاي فلسطيني به يهوديان صادر كرد ، اين تصميم بر اساس ميزان و چگونگي تراكم واقعي يهوديان در آن زمان اتخاذ گرديد .

‪ -۲‬پس از اعلان تاسيس رژيم صهيونيستي روند شهرك‌سازي و اسكان يهوديان جهت تقويت دولت و پشتيباني از آن ادامه يافت و اخراج ‪ ۷۵۰‬هزار فلسطيني ، آنها را به پناهندگاني در خارج از سرزمين خويش تبديل كرد .

بخش مهمي از سياست اسكان پس از سال ‪ ۱۹۴۸‬معطوف به اشغال هزاران خانه خالي متعلق به اعراب و همچنين توسعه طلبي در سرزمينهاي عربي شد ، بنحوي كه كنترل ‪ %۷۸‬آن را تا سال ‪ ۱۹۶۷‬در اختيار گرفت . علاوه بر آن توسعه طلبي و شهرك‌سازي انبوه در داخل مرزهاي رژيم صهيونيستي بويژه در مناطق الجليل ، نقب و قدس در پيش گرفته شد .

‪ -۳‬پس از جنگ ‪ ۱۹۶۷‬روند شهرك‌سازي و اسكان يهوديان در مناطق جديد اشغالي يعني كرانه باختري ، نوار غزه ، جولان و صحراي سينا نيز پيگيري شد. تراكم شهرها در اين مناطق بر اساس سياست عمل انجام شده و بر اين واقعيت سياسي استوار بود . بر خلاف اوضاع پيش از سال ‪ ۱۹۶۷‬كه دولت انحصار طراحي اسكان ، شهرك‌سازي و اجراي آن را بر عهده داشت .

در سرزمين‌هاي اشغالي شاهد آن هستيم كه اقدامات و ابتكارهاي > مردمي - از سوي گروه‌هاي يهودي كه خود را موظف به محقق ساختن خيال بازگشت به سرزمين نياكان خود مي‌دانستند صورت مي‌گيرد . پنج هفته پس از جنگ ژوئن ‪۱۹۶۷‬ ساخت اولين شهرك در كرانه باختري شروع شد و در پي آن بسرعت روند ساختن اين شهركها چه در قدس شرقي و چه در ساير مناطق كرانه باختري و يا مناطقي مثل : نوار غزه ، جولان و صحراي سينا پا گرفت .

‪ -۴‬تعداد شهرك نشينان در زمان حكومت حزب كارگر در سالهاي مياني ‪ ۱۹۹۲‬تا ‪ ۱۹۹۶‬در سرزمينهاي اشغالي بالغ بر ‪ ۶۹‬هزار نفر (بجز قدس) بود . اما در زمان حكومتهاي رابين و پرز ‪ ۴۹‬هزار نفر ديگر در مناطق كرانه باختري و نوار غزه بر تعداد فوق افزوده شد . بطوريكه تعداد آنها به ‪ ۱۵۰‬هزار نفر رسيد . در قدس شرقي نيز به تعداد شهرك نشينان به ميزان ‪ ، %۳۳‬يعني ‪۵۸‬ هزار نفر اضافه شد .

موضعگيري دو حزب سياسي موجود در اسرائيل (ليكود و كارگر) در قبال شهرك نشينان تا حدودي بهم نزديك است و كلا چندان اختلاف نظري در مورد آن ندارند ، بنحوي كه جفري ارنسون مي‌گويد : دولت حزب ليكود از ساختن ‪ ۱۰‬شهرك جديد سخن به ميان مي‌آورد ، در حاليكه بيشتر از يك شهرك نمي‌سازد و دولت حزب كارگر اعلام مي‌كند كه تنها يك شهرك ساخته شده است ولي ده شهرك احداث مي كند .‪۵‬
در زمان حكومت حزب كارگر ميزان مصادره زمينها بطور بي‌سابقه‌اي افزايش يافت در حاليكه ميزان مصادره زمينها به ‪ ۸۴۰۰‬هكتار رسيد ، در ضمن بيش از ‪ ۳۰۰‬هزار هكتار از سرزمينهاي اشغال شده فلسطين از زمان امضاي قرارداد اسلو مصادره شده است .

( بر اساس قرارداد فوق) دولت حزب كارگر متعهد شده بود كه جهت رسيدن به راه حلي مشترك در مورد اختلافات اعراب و اسرائيل تا اطلاع ثانوي مجوز ساخت براي هيچ شهرك جديدي صادر نكرد . اما دولت مذكور عليرغم چنين تعهدي دست به ابداع ترفندي جديد زد و آن اين بود كه روند ساخت و ساز را در شهركهاي قديمي توسعه داد و در مقابل ، آن را امري معمولي توجيه نمود . ‪<۶‬ نتانياهو از چنين ترفندي پرده برداشت و ضد و نقيض بودن ادعاي حزب كارگر مبني بر مخالفت با روند شهرك‌سازي را روشن ساخت . وي عنوان نمود : ميزان رشد تعداد شهرك‌ها در زمان حكومت حزب كارگر تنها در مدت چهار سال به %‪۵۰‬ رسيد كه كار بي‌سابقه‌اي بوده است .‪۷‬
- در شرايطي كه در ‪ ۱۰۰‬شهرك شاهد سير صعودي جمعيت هستيم اما در اين ميان فقط ‪ ۱۳‬شهرك با كاهش جمعيت روبرو بوده است . بطور خلاصه مي‌توان گفت دولت حزب كارگر در زمان نتانياهو باني طرح مهمي براي ساخت و ساز شهركهاي جديد بوده است كه از نظر سياسي ، اقتصادي و جغرافيايي در قياس با شهركهايي كه دولت حزب ليكود در سال ‪ ۱۹۹۲‬احداث نمود ، از موقعيت بهتر و مستحكم تري برخوردارند .‪<۸‬
دان مريدور وزير دارائي اسرائيل علنا اظهار داشت كه : ما به اسحاق رابين و پرز مديون هستيم ، چون در زمان حكومت آنها هزاران خانه ساخته شد و ميزان جمعيت يهوديان در يهودا و سامريه (كرانه باختري) از ‪ ۱۰۰‬هزار نفر به ‪ ۱۴۰‬هزار نفر افزايش يافت .‪۹‬
‪ -۵‬نخستين هدف نتانياهو از همان ابتدا كه قدرت را بدست گرفت آن بود كه ضمن فعال نمودن روند ساخت و ساز شهركها آن را توسعه دهد . در آوريل ‪۱۹۹۷‬ مردخاي وزير جنگ رژيم صهيونيستي دو مجوز براي احداث دو شهرك ‪ ۴۰۰‬واحدي مسكوني را در زميني به مساحت ‪ ۴۸‬هكتار در دو ناحيه جانيم و شعارتكفا واقع در منطقه اشغالي كرانه باختري و در نزديكي شهر فلسطيني جنين صادر كرد .

همچنين مردخاي با طرح احداث ‪ ۵۳‬واحد مسكوني در زميني به مساحت ‪ ۲۹‬هكتار واقع در تپه وسطي و در نزديكي شهرك كارني شمرون در غرب كرانه باختري موافقت كرد .

دو هفته پيش از اين مردخاي با طرح ساخت ‪ ۱۵۵۰‬واحد مسكوني در جبعات زئيف واقع در شمال قدس موافقت كرد ، همچنين طرحي در دست است كه شهرك معاليه ادوميم را به شهر قدس ، از طريق احداث ‪ ۱۵۰۰‬واحد مسكوني و يك هتل ‪۳۰۰۰‬ اطاقه مرتبط مي‌كند.

...ادامه دارد

---> ايرنا.

ارسال خبر: ۱۸:۱۱ ‪چهارشنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ

اخبار مرتبط