داخلي . فرهنگي. تلويزيون. فيلمنامه. سينما.
از : حسن معظمي- توليد انبوه تله فيلم دو سالي است كه در دستور كار رسانه ملي براي تامين برنامه شبكههاي مختلف سيما قرار گرفته و مقوله تهيه فيلمنامههاي اين آثار بازارمناسب اما نا مطمئن كاري براي نويسندگان بوجود آورده است.
نبود قانون كپي رايت در كشور ، مسالهاي است كه از دامنه امنيت كاري خالقان اثر بويژه نويسندگان فيلم چه در حوزه سينما و چه حوزه تلويزيون مي كاهد به نحوي كه در حوزه فيلمنامه، موجب تنظيم قراردادهاي يك سويه كاري از سوي سازمان سفارشدهنده به عنوان كارفرما و از سوي ديگر موجب دلخوري و دلزدگي فيلمنامه نويسان در تغيير آثارشان ميشود.
همواره پيش آمده است كه از زبان فيلمنامه نويسي ، پس از ساخت اثري از روي فيلمنامهاش بشنويم كه اثر ساخته شده با آنچه وي نوشته است فاصله زيادي دارد.اين تغييرات گاه از سوي كارگردان و گاه از سوي سازمان سفارش دهنده رخ ميدهد.
در چند ساله گذشته ، تلويزيون تلاش نكويي را براي تامين فيلم جهت پاسخگويي به سلايق مختلف ، و جذب هر چه بيشتر مخاطب داشته است ، اما در عين حال گاهي پيش ميآيد كه اصرار برخي از كارشناسان اين رسانه بر حركت در يك خط رايج كاري در حوزه توليد و از سوي ديگر بازنويسي برخي از فيلمنامهها به صورت غيركارشناسانه، به توليد تله فيلمهايي منجر ميشود كه آه از نهاد فيلمنامه نويس بلند ميسازد.
تلويزيون قاب كوچكي است كه بنا به ويژگيهاي خاص اين پديده ، در پخش جذاب بسياري از آثار سينما ناموفق است ، چرا كه مخاطبي كه جلوي تلويزيون نشسته است ، تمركز كافي سالن سينما را ندارد، او متوجه بسياري از صحنه هاي شلوغ و پرسروصدا ، قصههاي پرشخصيت و حادثه محور و جزئياتي كه در برخي سكانسها برآن تاكيد ميشود نخواهد شد و همه اينها براي او كه خسته از كار روزانه در محيط احتمالا پرسروصدا ي منزل به تماشا نشسته لذت بخش نخواهد بود.
به عقيده سپيده ابر آويز از منتقدان سينمايي، تلويزيون در همان سالهاي آغازين بدرستي متوجه اين نكات ميشود و به همين منظور است كه به فكر توليدات مجزايي تحت عنوان فيلم تلويزيوني نود دقيقهاي (تله فيلم) مي افتد.
در دهه ۶۰ميلادي كمپانيهاي بزرگ سينمايي نظير يورنيورسال با توجه به اين نياز از فيلمنامه نويسان و فيلمسازان دعوت ميكنند تا بانگاهي صدرصد تلويزيوني كار خود را در اين حوزه آغاز كنند. استيون اسپيلبرگ، جورج لوكاس و جيمز كامرون از جمله اين افراد هستند كه از طريق تلويزيون وارد شدند و در نهايت سر از سينما و هاليوود در آوردند و مجموعههايي چون مك ميلان، كلمبو و بالاجك را در تلويزيون به يادگا رگذاشتند.
پس از اين سري فيلمنامه نويسان و فيلمسازان به تدريج آثاري در تلويزيون باب شد كه زمان آنها از ۷۵دقيقه فراتر ميرفت و همان تعاريفي را در خود داشت كه مشخصه فيلم سينمايي - تلويزيوني است .
امروز با گذشت زمان، فيلمنامه نويسي براي تلويزيون چنان جذابيتي پيدا كرده كه بيشتر فيلمنامه نويسان هاليوودي و اروپايي در اين عرصه به كسب تجربه ميپردازند.
در كشور ما نيز نخستين بار در سال ۱۳۴۰موسسهاي با عنوان تل فيلم براي توليد فيلم نود دقيقهاي تاسيس شد ، نويسندگان و فيلمسازاني كه با اين موسسه همكاري ميكردند ، اكثرا سفري به فرانسه داشتند و در آنجا با شيوه فيلمنامه نويسي ژان كلود كارير و نظام فرانسوي آشنا شده و با همان قالب آماده نگارش در فرمت ايراني شدند.
سالها پس از انقلاب اسلامي در دهه ۷۰شمسي نيز موسسهاي توسط صداوسيما با عنوان سيما فيلم در امتداد حركت موسسه قبلي تاسيس شد .
ساخت فيلم تلويزيوني پس از انقلاب در سال ۷۳با تاسيس سيما فيلم آغاز شد ، اين حركت در واقع تلاشي در جهت ايجاد پايگاهي بين سينما و تلويزيون ، كم رنگ كردن فاصلهها كه با كمك مديران وقت بنياد سينمايي فارابي و مديريت صداوسيما صورت گرفت .
براي تحقق اين هدف جمع زيادي از فيلمنامه نويسان سينمايي دعوت شدند تا براي فيلم تلويزيوني (تله فيلم) فيلمنا مه بنويسند .اين اتفاق افتاد و تعدادي فيلمنامه اماده براي توليد و پخش شد و بعدها توليد فيلم با ايجاد تغييراتي در مديريتها در اختيار شبكهها نيز در كنار اين موسسه گذاشته شد و در اين دوران بنا به علايق و سلايق مديران آثاري ساخته شد .
به اعتقاد برخي از كارشناسان سينمايي، آثار توليدي سيما كه با نشاني فيلم هاي سينمايي تبليغ ميشود فارغ از حجم اكثرا، به كيفيت مطلوب ، خواست و نياز مخاطب و جامعه نزديك نبوده است .
بسياري از صاحب نظران تمركز مديران سيما روي مباحث خاص از جمله معناگرايي ، اجتماعي و يا خانوادگي كه دربرگيرنده فضاي غير واقعي و غيرملموس براي مخاطب تنوع طلب تلويزيوني است را يكي از مشكلات اين تله فيلمها ميدانند كه فارغ از جنبههاي سرگرمي قرار دارد.
به باور اين عده، اكنون كه تلويزيون به تعهدات خود به سينما در كمك ميليوني به سينماي ملي عمل نكرده ،و ميل به توليد انبوه تله فيلم را براي غنيسازي و تامين برنامه خود دستمايه كار قرار داده است، به نظر مي رسد كه در صورت عدم ارتقاي مضموني و تكنيكي اين دست آثار تلويزيوني ، مخاطبين به سمت شبكههاي ماهوارهاي و هم چنين اينترنت خواهند رفت.
شادمهر راستين عضو شوراي مركزي كانون فيلمنامه نويسان معتقد است كه تلويزيون اگر تمايل دارد كه كاركرد ملي خود را در جذب مخاطب حفظ كند بايد برنامه ريزي و اختصاص منطقي بودجه در اين زمينه ومسيري را كه از ساليان گذشته آغاز شده بدرستي ترسيم و بدور از انتخاب و توليد سليقه اي كه دور از علايق مخاطب و نياز جامعه است ، تداوم در اين راه را به نظاره بنشيند.
تله فيلم ميتواند به عنوان نياز امروز تلويزيون براي تامين برنامه و ايجاد تراز مالي در جهت افزايش قدرت توان براي خريد رايتهاي تلويز يوني فيلمهاي سينمايي البته نه خارجي باشد و ايجاد رونق اقتصادي در حوزه سينما را موجب شود.
مقوله توليد فيلمهاي بلند تلويزيوني ميتواند فارغ از رقابت غير منطقي با سينما در فرآيندي منطقي موجب اشتغال زايي و البته با رعايت حقوق معنوي براي فيلمنامه نويسان و ايجاد تعامل سازنده ميان اين رسانه و سينماگران باشد.
موضوعهاي بسياري وجود دارد كه داراي قابليت تبديل شدن به فيلمهاي بلند تلويزيوني و يا مجموعههاي مختلف را دارند و فيلمنامه نويسان بنا به اعلام كانون فيلمنامه نويسان به عنوان صاحبان اين طرحها آمادگي همكاري با رسانه ملي را دارند.
به اعتقاد دست اندركاران كانون فيلمنامه نويسان، رعايت حقوق معنوي طرح هاي نگارشي و پرهيز از يكسونگري
مي تواند زمينه توليد و پخش آثار كيفي را براي جذب مخاطب مشتاق تلويزيوني فراهم سازد.
تلويزيون نيز ميتواند با رعايت مصالح عمومي و درنظر گرفتن جنبههاي حرفه اي در قالب همكاري با فيلمنامه نويسان و سينماگران و قرار گرفتن در مسير انتخاب صحيح و سفارش منطقي براي توليد طرحهاي تلويزيوني اقدام كنند.
---> ايرنا.فرهنگي.
خبر تكميلي