داخلي. فرهنگي. صنايع دستي.
نمدمالي، هنر هزاران ساله و اصيل ايراني كه ميتواند همچنان در اوج باقي بماند، اكنون در آستانه انقراض و نابودي قرار گرفته است. كارشناسان، نمدمالي را هنري زنده و سودآور ميدانند اما هشدار ميدهند در صورتي كه روند بيتوجهي كنوني به آن ادامه يابد، بزودي جز نامي از آن نخواهد ماند.
نمد سادهترين نوع كف پوش است و ساخت آن احتياج به دستگاه خاصي ندارد. در نمد مالي از خاصيت طبيعي پشم يعني در هم پيچيدن و متراكم كردن الياف آن در اثر رط وبت و فشار استفاده ميشود و با نقوش زيباي هنري و رنگهايي كه اغلب طبيعي است، زينت ميگيرد.
به عقيده كارشناسان، ساخت كف پوشهاي نمدين ، به مراتب ساده تر از تهيه ساير كف پوشها مانند قالي و گليم است و با اينكه از لحاظ مقدار مواد اوليه مورد نياز تفاوت چنداني با قالي و گليم ندارد، با اين حال ،به واسط ه سهولت و سرعت عمل توليد بسيار ارزانتر از آنهاست .
از آنجا كه توليد نمد نياز به قدرت بدني فراوان دارد، لذا در اغلب نقاط ايران، نمد مالي به وسيله مردان انجام ميشود.
ماده اصلي نمد، پشم گوسفند به رنگهاي طبيعي مانند سفيد، قهوه اي، سياه و يا تركيبي از آنها براي زمينه و مقداري پشم رنگ شده به رنگهاي گوناگون جهت ايجاد نقوش است. در برخي مناطق، پشم زمينه را هم گاهي رنگ ميكنند و در نقاطي ديگر، گاه براي نقوش روي نمد نيز از رنگ خود پشم استفاده ميكنند.
چگونگي ساخت نمد
ساختن يك قطعه نمد معمولا يك روزه انجام ميشود و نمدمالان اغلب به صورت دو نفري كار ميكنند. صبح تا ظهر به حلاجي پشمها ميگذرد و بعد از ظهر كار اصلي شروع ميشود. ابتدا يك قطعه كرباس را پهن ميكنند و روي آن قطعه حصيري را كه اصطلاحا قالب مينامند ميگسترانند. اين حصير مشخصكننده اندازه نمد است، سپس پشمهاي رنگين را به صورت رشته هايي در آورده و به شكل نقوش گوناگون كه اغلب نمدمالان مانند گنجينه اي از پيشينيان خود، سينه به سينه به ارث بردهاند بر روي حصير رسم مي كنند. وقتي كار نقش بندي پايان پذيرفت ، پشم حلاجي شده مخصوص متن را به قط ر يكسان روي نقوش ميريزند، سپس به اندازه مورد لزوم روي پشمها محلول نيمگرم آب و صابون ريخته و آن را به همراه حصير و كرباس زيرين آن لوله ميكنند و با طنابي دور آنرا ميبندند و كار طاقت فرساي ماليدن نمد آغاز ميشود.
در اين مرحله ضمن وارد كردن فشار، نمد لوله شده را از اين سر به آن سر كارگاه ميغلطانند و هر چند بار يك مرتبه آن را باز كرده و به آن محلول آب و صابون ميافزايند تا الياف آن بهتر در هم روند. چون در ضمن ماليدن نمد، اطراف آن از حدود حصير فراتر ميرود، كنارههاي نمد را تا زده و روي نمد بر ميگردانند و مجددا نمد را با حصير و كرباس لوله كرده و عمل مالش نمد ادامه مييابد...
نزديك به غروب كار نمد مالي پايان ميگيرد، سپس آن را به مدت سه تا چهار روز در فضاي باز ميگذارند تا رط وبتش خشك شود.
شيوه كار نمد مالي از دير باز تاكنون تغيير زيادي نكرده و تفاوت كار نمد مالان مناطق مختلف ايران اندك است .
امروزه نمد در بيشترين نقاط ايران توليد ميشود اما مراكز عمده آن استهبان فارس ، شهرهاي مختلف گيلان و مازندران، سمنان، دامغان، قوچان، كرمانشاه و استان خراسان است.
توليدكنندگان نمد اكثرا ساكن شهرهائي هستند كه در مسير كوچ عشاير قرار دارند زيرا مصرفكنندگان اصلي نمد ايلات و عشاير ايران هستند و اينان كه اغلب كارشان دامپروري و دامداري است ، پشم مورد نياز نمد مالان را در اختيار آنان قرار داده و متقابلا محصولات آنان را خريداري مي كنند و يا به شيوه قديمي معامله را به صورت پاياپاي انجام ميدهند.
عشاير از نمد به صور گوناگون مانند كف پوش چادرها، كلاه، تزئين ديواره هاي چادرها، جل اسب و لباس چوپانان استفاده ميكنند.
بازار محصولات نمدي
امروزه محصولات نمدي در اغلب كشورهاي دنيا مورد اقبال عموم هستند، حال آنكه اين محصولات در ايران با وجود قدمتي كه دارند رو به منسوخ شدن نهاده و روز به روز از تعداد نمد مالان كاسته ميشود.
احمد دهاز، معاون سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر در اينباره گفت: نمدمالي تا حدود ۴۰سال پيش يكي از رشتههاي فعال و كاربردي در شهرستان دشتستان محسوب ميشد اما تغيير شيوههاي زندگي و سلايق مردم باعث شده است تا اين رشته كه در روستاها و بين عشاير رواج داشت از رونق بيفتد و كم كم منسوخ شود.
وي افزود: در آن زمان نمد به دليل مقاومت بسيار بالا در برابر نفوذ آب و سرما به عنوان بالاپوشي براي مردم به ويژه چوپانان محسوب ميشد كه از آن با نام كردك ( (KORDAKياد ميكردند.
دهاز ، تراكم بالا و محكم بودن نمد را دليل استفاده از اين دست بافته به عنوان زيرانداز به ويژه درمناطق كوهستاني وسنگلاخي و عشاير دانست و اظهارداشت: به رغم ضرورت احياي نمدمالي به عنوان يك دست بافت سنتي و بومي به دليل نبود اعتبار، اين رشته تاكنون احيا نشده است.
وي، كوتاه بودن مدت آماده شدن يك نمد با ابعاد يك در دو متر مربع كه نصف تا يك روز كامل طول ميكشد،را از ديگر دلايل كاربردي بودن اين رشته در آن زمان ذكر كرد.
دهاز در عين حال نبود استاد كار براي آموزش اين رشتهها در استان بوشهر و لزوم دعوت ازمربيان استانهاي ديگر به اين استان، رونق و توجه دوباره مردم به آموزش واستفاده ازمحصولات اين رشته را كه به دليل تغيير سلايق، تنوع و تعدد بازار توليدات ماشيني منسوخ شده است، نيازمند هزينههاي بالايي دانست.
استفاده از رنگهاي تيره و مرده ، طرحهاي تكراري و ساده و فاقد خلاقيت و نوآوري و توليد دشوار نمد نيز از ساير دلايل مهم كنارگذاشته شدن نمد عنوان ميشود كه با اجراي برنامههايي مانند توليد محصولات متناسب با نيازهاي امروزي ،تنوع در توليدات نمدي، ايجاد بازارهاي دائمي و حمايتهاي مادي و معنوي نمد مالان ميتواند زمينهاي براي احياي مجدد اين هنر و نجات آن از خطر انقراض باشد.
علاوه بر راهكارهاي يادشده براي احياي صنعت نمدمالي، كارشناسان بر اين باورند كه به دليل نبود بازار داخلي، بايد براي حضور موثر محصولات نمدي ايران در بازارهاي بينالمللي اقدامات موثر به عمل آورد.
به عقيده آنان، بازار و ميزان تقاضا از موثرترين عوامل زنده ماندن هنر و صنايع دستي است و در سرنوشت و آينده نمد مالي ايران نيز نقش بسزايي دارد.
علي حلاجيان ، نمد مال پيشكسوت مازندران ضمن انتقاد از وضعيت عرضه نمد در بازارهاي داخلي گفت: نمد در بازارهاي داخلي متقاضي زيادي ندارد ولي بازارهاي بينالمللي خيلي به دنبال نمدهاي ايران هستند.
وي كه توليداتش را به آمريكا و اروپا صادر ميكند، افزود: اگر دولت زمينه حضور ما را در نمايشگاههاي بينالمللي فراهم كند، حتما ميتوانيم اين بازارهاي بينالمللي را افزايش دهيم.
احمد دهاز، معاون سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر نيز تصريح كرد: با توجه به تاكيد دولت بر توسعه صادرات غيرنفتي و اهميت و جايگاه صنايع دستي در اين زمينه ، توجه ويژه مسوولان به رشد و احياي صنعت نمدمالي ضروري است.
وي افزود: حمايت دولت از صنايع دستي نيز براي ورود به بازار داخلي با قيمتهاي قابل قبول ومطابق با ميزان دستمزد عموم، علاوه بر حمايت از توليدات داخلي موجب كاهش واردات و تمايل مردم براي استفاده از محصولات بومي و سنتي ميشود.
در مجموع، بايد دانست احياي صنايع دستي ، احياي هويت ايران است و در اين ميان، نمد به عنوان يكي از صنايع اصيل ايراني در شرايطي است كه اگر به سرعت چارهاي براي آن نينديشيم فردا شايد دير باشد.
---> ايرنا