كليات. خارجي. سياسي.
گوردون براون نخست وزير انگليس شامگاه چهارشنبه با شركت در كنيسه اي در شمال لندن ، در مراسم ويژه شصتمين سالگرد تاسيس رژيم صهيونيستي كه توسط مردم تحت اشغال و ستمديده فلسطين روز "نكبت" نامگذاري شده است ، شركت كرد.
اين گزارش كه در دفتر ايرنا در لندن تهيه شده ، با عنوان مرور روابط لندن و تل آويو به همين مناسبت و همچنين شصتمين سالگرد به رسميت شناخته شدن اسراييل توسط لندن ، به عناصر تاثيرگذار بر سياستهاي انگليس در برابر رژيم صهيونيستي ميپردازد.
الف ) درآمد:
علايق امپراتوري بريتانيا به مساله صهيونيسم و تاسيس حكومتي منتسب به يهوديان در فلسطين امري جديد نبوده و دستكم به اواسط قرن نوزدهم و بيش از يك سده قبل از تاسيس دولت اسراييل و اهميت يافتن خاورميانه و نزديك براي لندن باز ميگردد.
در سال ۱۸۴۰ميلادي و به هنگام سياست كشمكش بين روسيه و انگليس كه بعدها به بازي بزرگ شهرت يافت ، لرد پالمرستون سياستمدار انگليسي كه بعدا به نخست وزيري اين كشور برگزيده شد، از ضرورت انتقال يهوديان به سرزمينهاي فلسطيني به بهانه انتقال سرمايه آنان براي افزايش ثروت سلطان عثماني سخن گفته بود.
در سالهاي پاياني جنگ جهاني اول و شورش مورد حمايت بريتانيا توسط اعراب در سال ۱۹۱۷عليه حكومت عثماني كه نهايتا به تجزيه آن امپراتوري منجر شد، نيروهاي بريتانيا به رهبري ژنرال آلنبي مناطق سوريه و فلسطين را به اشغال درآوردند. در همين سال در تاريخ دوم نوامبر ۱۹۱۷آرتور بالفور وزير خارجه بريتانيا در نامهاي به لرد والتر روچيلد رهبر جامعه يهودي آن كشور حمايت خود را از انتقال فدراسيون صهيونسيت به اراضي تحت امر عثماني در فلسطين ابراز داشت .
برخي محققان از اعلاميه بالفور به عنوان تلاش يك ملت (بريتانيا) براي تصرف سرزمين ملتي دوم (فلسطين ) توسط ملتي سوم (صهيونيستها) نام برده اند دو سال بعد بر اساس مصوبه ۱۹۱۹كنفرانس صلح ورساي كه در سال ۱۹۲۰به اجرا درآمد، حكومت مناطقي كه امروزه اردن ، اسراييل و سرزمينهاي اشغالي خوانده ميشود به دولت بريتانيا واگذار شد. در آن هنگام مجمع ملل هربرت ساموئل ذيحساب كل سابق در دولت بريتانيا را به عنوان حكمران فلسطين برگزيد.
ساموئل تلاش كرد تا مفاد اعلاميه بالفور در مورد انتقال صهيونيستها به اراضي فلسطيني را عملياتي و اجرايي كند. اين در حالي است كه صهيونيستهاي توسعه طلب و افراطي مدعي هستند كه اساسا اراضي و كشوري بنام فلسطين وجود تاريخي نداشته و اين بريتانياييها بودهاند كه اين نام را بر مناطق حاشيه مرزي سوريه و اردن كنوني گذارده اند.
در اين زمان دولت بريتانيا از يك سو با وعده تاسيس دولتهاي كوچك عربي حمايت همه جانبه اقوام و قبايل عرب از منافع خود در منطقه خاورميانه را بدست آورد و از سوي ديگر با حمايت همه جانبه از صهيونيستها براي اشغال فلسطين و تاسيس يك دولت يهودي جاي پاي محكمي براي خود پس از فروپاشي امپراتوري عثماني كسب كرد.
جامعه ملل يك بار ديگر در ژوئن سال ۱۹۲۲قيموميت فلسطين را به بريتانيا واگذار كرد. پس از اين امر دولت بريتانيا در يك اعلاميه رسمي صريحا از تاسيس يك حكومت يهودي در فلسطين حمايت و اعلام كرد: نظر دولت اعليحضرت پادشاه بريتانيا مبتني بر تاسيس يك ماواي ملي براي مردم يهود در منطقه فلسطين است و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نميكند.
در فاصله سالهاي ۱۹۱۷تا ۱۹۳۰به لطف اعلاميه بالفور و حمايت كامل دولتهاي بريتانيا از صهيونيسم و تاسيس دولت اسراييل ، خيل مهاجران يهودي به فلسطين سرازير شد و تعداد سكنه يهودي آن سرزمين از ۵۵هزار نفر به ۱۶۲ هزار نفر رسيد.
با اين همه از ابتداي دهه ۱۹۳۰و با تحولات بينالمللي در سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم و مطرح شدن خطر حمايت اعراب از ايتاليا و آلمان به دليل سياستهاي حمايت از صهيونيسم لندن ، روابط بريتانيا با يهوديان مهاجر به فلسطين به مرور رو به سردي نهاد.
در واقع از آن زمان تا پايان جنگ جهاني دوم و تاسيس دولت اسراييل در سال ،۱۹۴۸دولت بريتانيا از هيچ تلاشي براي ايجاد يك دولت صهيونيستي در سرزمينهاي فلسطيني و تحكيم آن از راههاي مختلف فرو گذار نكرد.
با پايان يافتن جنگ جهاني دوم ، با وجود سرازير شدن مهاجران غيرقانوني يهودي به سرزمين فلسطين و همچنين فعاليت بدون وقفه و خشونتطلبانه گروه هاي تروريست مسلح صهيونيست در سراسر جهان ، كمتر از يك سال پس از تاسيس دولت صهيونيستي در اراضي فلسطيني ، در سي ام ژانويه سال ،۱۹۴۹دولت كارگري بريتانيا به رهبري كلمنت اتلي رژيم اسراييل را به صورت دوفاكتو و كمتر از ۱۵ماه بعد در ۲۷آوريل ۱۹۵۰نيز به طور كامل موجوديت اسراييل را به رسميت شناخت و مدت كوتاهي پس از آن نيز روابط كامل ديپلماتيك بين لندن و تل آويو برقرار شد.
در آن زمان در سياست خارجي بريتانيا در قبال اسراييل دو دستگي آشكاري وجود داشت . اين دودستگي لزوما بر اساس خط كشيهاي حزبي و جريانهاي چپ و راست صورت نميگرفت .
عدهاي از سياستمداران از جمله اتلي نخست وزير وقت و همچنين وينستون چرچيل رهبر اقليت از حزب محافظه كار و نخست وزير بعدي بريتانيا خواستار حمايت از دولت اسراييل بودند، ولي كساني چون ارنست بوين وزير خارجه و يا جان تروتبك سفير لندن در قاهره معتقد بودند كه تاسيس حكومت اسراييل و برسميت شناخته شدن آن توسط بريتانيا عواقب ناگواري را براي جهان و منطقه به همراه خواهد داشت .
لطفا ادامه اين خبر را دربخش خارجي ايرنا پيگيري فرماييد.
---> بريتانيا. تاسيس. ايرنا.