كابل عضو هيات علمي دانشگاه كابل گفت كه افغانستان از لحاظ قومي در آسيا بيشترين تنوع قومي را دارد.
به گزارش ايرنا ، خبرگزاري صداي افغان روز چهارشنبه به نقل از علي اكبر فياض ، شمار اقوام افغانستان را ۱۴قوم ذكر كرد و نوشت جمهوري اسلامي ايران از لحاظ تنوع قومي در آسيا، پس از افغانستان در رديف دوم قرار دارد اين نويسنده تاريخ افغانستان از پشتون ها، تاجيك ها، هزاره و ازبك ها به عنوان بزگترين اقوام اين كشور يادكرد و گفت :اقوام بلوچ ، قرقيز، تركمن ، قزاق ، سادات عرب ، يوناني تبارها(پشهاي )،هندوان ،تاتارها و اويغورها از ديگر اقوام ساكن اين كشور نيز ميباشد.
وي تاكيد كرد: براساس آخرين بررسي ها، ۹۸درصد اقوام افغانستان مسلمان و دو درصد يهودي و سيك (هندوي بودايي )مي باشند .
فياض اظهار داشت : اين كشور در طول تاريخ در مسير حركت اقوام متعدد قرار داشت ، و در گذشته اقوام كوچنشين با تمدن كهن از آسياي ميانه و شمال شرق به اين كشور مهاجرت كردند كه اقوام امروز افغانستان را تشكيل مي دهند.
وي درباره اهميت تنوع قومي اظهار داشت : تنوع قومي از نظر تحقيقات ، نحوه رفتار، عقايد و باورها و چگونگي تعامل اقوام همواره مورد توجه جامعه شناسان و روانشناسان قرار گرفته است .
وي تاكيد كرد كه از نظر جامعه شناسي؟ زدواجهاي بين قومي باعث ميشود فرهنگ اقتصاد و علوم هر قوم در جريان تعامل به سمت پيشرفت و بالندگي حركت كند.
وي يادآور شد از لحاظ پزشكي نيز اين گونه ازدواجها نسلي با جسم و روح سالم را پرورش ميدهد و احتمال معلوليتهاي جسمي و بيماريهاي رواني ناشي از اختلالات ژنتيكي را كاهش ميدهد.
فياض افغانستان گفت : در حال حاضر پشتونها بيش ازنيمي از جمعيت كشور را تشكيل ميدهند.
جمعيت اين كشور حدود ۲۴ميليون نفر است .
از افغانستان به عنوان گنجينه اقوام ياد ميشود ،وجود اين ويژگي باعث شد كه در طول تاريخ گذشته دولتهاي خارجي كمتر موفق شدند حاكميت خود را بر اين كشور استيلا ببخشند.
جان گرفيتز در كتابش نوشته است تمام مهاجماني كه به افغانستان يورش آوردند، همگي با شكست رو به رو شدند، گرچه موفق به فتح آن شدند ، اما نتواستند آن را كنترل كنند.
وجود اقوام كه خود يك نكته مثبت در كشور بود مضراتي هم داشت كه يكي از علل جنگهاي دهه ۹۰در قرن بيستم و كمي بعد از آن ناشي از حاكميت و گرايشهاي قومي بود .
نظام قومي در افغانستان در گذشته تاثير خود را داشت امروز پاسخگوي شرايط زندگي جديد نيست بلكه همه اقوام نياز به زندگي مسالمت آميز با هم دارند.
اقوام افغانستان در زمان سلطان محمود غزنوي ، بابر، احمدخان ابدالي و تا حدودي در زمان محمد ظاهر شاه سابق افغانستان با يكديگر متحد شدند.
در زمان حمله ارتش سرخ اقوام اين سرزمين با هم متحد شدند اما بسياري در برابر تهاجم خارجي به صورت متفرق جنگ كردند،حتي پس از خروج شوروي نبردهاي داخلي كه ريشه قومي داشت ، شروع شد.
پس از سقوط طالبان و تشكيل دولت جديد همگرايي اقوام و گروهها بيشتر شد و همه اقوام در آن حضور دارند به نظر ميرسد تعصبات قومي رو به كاهش است آساق **۱۴۵۹**۳۳۲