داخلي. اجتماعي. صفويان. اردبيل.
همه ساله روز ۲۹تيرماه سالروز استقرار سلسله صفويان در ايران از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بعنوان روز اردبيل نامگذاري شده است.
اردبيل چون گوهري در آذربايجان يكي از كهنترين شهرهاي ايران است كه به اعتباري پيشينهاش تا هزاره دوم پيش از ميلاد ميرسد.
نام اين شهر نخستين بار در لوحهاي گلي سومريان در پنج هزارسال پيش در شهر نيپور باستاني بصورت "اراتا" آورده شده و ساكنين اوليه آن آراتايي بودهاند.
مورخان ميگويند: نام ديگر اين شهر"آرتاويل" به معني مكان مقدس بود كه بعدهابه نامهاي دارالارشاد، دارالملك، دارالعرفان، دارالاامان ملقب شد.
اردبيل درطول تاريخ سياسي خود سالهاي متمادي مركز آذربايجان و زماني پايتخت كشور بزرگ ايران و در دوره صفويه از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بشمار ميآمد.
بهگزارش خبرنگار ايرنا، اين شهر شخصيتهاي بزرگي را دردامن خود پرورانده است كه به قولي زرتشت ، شيخ صفيالدين اردبيلي، شاه اسماعيل، مقدس و محقق اردبيلي و دهها شخصيت علمي ، مذهبي ديگر ازجمله آنها هستند.
از افتخارات بزرگ اردبيل به عنوان خاستگاه صفويه و نقش مهم آن در رسميت بخشيدن به مذهب تشيع در يكپارچگي كشور اسلامي ايران است و به تاسي از اين اقدام تاريخي هماكنون نيز اين شهر مهد تشيع بوده و مردم آن بهائمه اطهار (ع) و ميهن اسلامي عشق وارادت خاصي دارند.
يكي ازفرزندان اين ديار، عارف نامي شيخصفي اردبيلي است.
شيخ صفي در عهد تسلط مغول بر آذربايجان يعني در سال ۶۵۰هجري قمري در كلخوران در سه كيلومتري شمال شهر اردبيل ديده به جهان گشود و اجداد او هم از زمانهاي قديم در اين روستا زندگي ميكردند.
بهنوشته منابع تاريخي جد پنجم او بهنام فيروز شاه زرينكلاه در اواخر قرن پنجم هجري به ولايت اردبيل منصوب شد و مراتع منطقه را براي پرورش دامها مناسب ديد.
شادروان بابا صفري در كتاب اردبيل در گذرگاه تاريخ مينويسد فرزند فيروز شاه را عوضالخواص ميگفتند كه در قريه اسفرنجان در اطراف اردبيل زندگي ميكرد ولي پساز فوت ، جنازهاش را در كلخوران دفن كردند.
عوضالخواص پسري بهنام محمد داشت كه در هفت سالگي در جلوي درب خانه خود ناپديد شد و پساز جستجوي زياد سرانجام عزاي او را گرفتند اما بعد از هفت سال روزي او را جلوي همان نقطه ايستاده ديدند درحاليكه دستار سفيدي بر سر و جامه عنابي رنگي بر تن داشت و قرآني بر گردناش حمايل بود.
دربعضي از كتابها درباره علت غيبت او آمده است كه او را جنيان دزديده و با خود بردند و بعد از هفت سال در همان نقطه آزاداش كردند در حاليكه قرآن را از حفظ فرا گرفته و احكام مذهبي را آموخته بود و از آن به بعد او محمد حافظ لقب يافت.
فرزند محمد، صلاحالدين نام داشت و او مرد كشاورزي بود در قريه كلخوران كه در آنجا از دنيا رفت و مدفون شد.
صلاحالدين پسري داشت كه او را قطبالدين ميگفتند و او همان كسي است كه به دست گرجيها مجروح شد اما چون رگها و اعصاب گردناش قطع نشده بود سرانجام بهبود يافت.
شيخ صفيالدين كه در كودكي جد خود را ديده بود از جاي زخم گردن او ياد كرده و گفته است هر وقت جدم مرا بهگردن خود مينشاند بهاندازه چهار انگشت بر گردن او موضع شمشير ميديدم.
بهنوشته منابع تاريخي قريه قطبآباد در اردبيل را او آباد كرده است .
امينالدين جبرييل ، پدر شيخ صفيالدين بعداز پدراش قطبالدين وارث او شد و بهسلك مريدان خواجه كمالالدين عربشاه اردبيلي درآمد.
امينالدين به كشاورزي مشغول بود و از اين راه ثروتي حاصل كرد ولي مرد سخاوتمندي بود و به بخشش و كرم شهرت داشت.
او با دختر صاحب عصمتي از خاندان جمال باروقي ازدواج كرد و شيخصفيالدين اسحاق از اين مادر با تقوا كه دولتي نام داشت، متولد شد.
دوران حيات شيخ صفي با دانشمندان و عارفان بزرگي چون مولانا جلالالدين رومي، امير عبدالله شيرازي، شيخ نجيبالدين بزغوش ، شيخ محمود شبستري و شيخ محمد كچهچي مصادف بود.
اجداد ديگر شيخ امينالدين بعداز فيروزشاه بهحضرت امام موسي بن جعفر (ع) منتهي ميشود.
شاه اسماعيل سرسلسله صفويه كه از اردبيل برخاست و جانشينان وي توانستند تماميت ارضي ايران را تثبيت و مذهب شيعه را رسميت بخشند كه اين دو كار بزرگ از افتخارات صفويه و مردم اردبيل محسوب ميشود.
به گزارش خبرنگار ايرنا ، مقام معظم رهبري در سفر سال ۱۳۷۸به استان اردبيل با اشاره خدمات نيك سلسله صفويه در ايران فرمودند، صفويه به ايران عزت دادند و اين صفويان بودند كه ايراني متحد، مقتدر، سربلند و پيشرفته در دنياي آن روز را معرفي كردند و مذهب فقه جعفري را در سراسر ايران استقرار ساختند.ك/۴