علمي آموزشي
نتايج يك تحقيق نشان ميدهد مردم هنگام تصميمگيري براي تقسيم جيرههاي غذايي بين كودكان يتيم گرسنه، برابري را بر بهره وري ترجيح ميدهند. حتي اگر اين كار به هدر رفتن بخشي از غذا بينجامد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از واشنگتن، محققان براي بررسي اين نكته تحقيقي را به صورت يك سوال انجام دادند و آن اينكه آيا بهتر است غذا را به برخي كودكان گرسنه بدهيم درحالي ساير كودكان گرسنه ميمانند؟ يا آنكه بهتر است هر كودكي سهمي دريافت كند ولوآنكه سهم كوچكي باشد؟
پژوهشگران دانشگاه ايلينويز و موسسه فناوري كاليفرنيا به اين منظور به طور فرضي از ۲۶فرد داوطلب خواستند غذا را بين كودكان در يتيم خانهاي در اوگانادا توزيع كنند.
براي تعدادي از شركتكنندگان اين كار بدترين تجربه بيان شده است كه ديگر تمايلي به تكرار آن ندارند.
اين آزمايشها نشان داد بيشتر مردم برابري را در توزيع غذا ترجيح ميدهند بطوري كه بجاي آنكه يك يتيم هيچ چيزي دريافت نكند و هيچ غذايي نيز هدر نرود، تمام افراد به طور مساوي غذا دريافت كنند.
مينگ هسو سرپرست اين تحقيق خلاصهاي از اين تحقيق را كه به منظور بررسي جنبه عصب شناختي تصميمگيري اخلاقي و نيز نقش عواطف در اين ميان انجام شده ارايه كرد.
محققان با روش تصويربرداري ام آر آي كاربردي مغز افراد را هنگامي كه انتخابهاي مختلف به عهده آنها گذاشته شد بررسي كردند.
اين انتخابها نشانگر تمايل افراد به سمت انصاف و برابري يا بهره وري بود.
يك برنامه رايانه اي، تصاوير يتيمهاي گرسنه را به شركتكنندگان نشان مي داد و شركتكنندگان ميبايد از طريق يك توپ متحرك جيرههاي غذايي را بين آنها تقسيم كنند.
هم زمان با نمايش اين تصاوير به شركتكنندگان اطلاع داده ميشد كه برخي انتخابها منجر به كاهش بهره وري و درعوض حفظ برابري ميشود درحالي كه برخي انتخابها بهره وري را بالا ميبرد هرچند برابري رعايت نميشود.
اين آزمايش نشان داد شركتكنندگان حتي زماني كه بهره وري پايين ميآمد در تقسيم غذا بين كودكان يتيم منصفانه عمل ميكنند.
به گفته هسو، همه افراد از بيعدالتي بيزار بودند.
تصاوير ام آر آي نشان داد نواحي مختلف مغز در زمانهاي مختلف در فرايند تصميمگيري نقش دارند.
فعاليت بخش putamenمغز كه اغلب با يادگيري مرتبط با پاداش فعال ميشود، ظاهرا با تغييرات در بهره وري ارتباط داشت.
فعاليت بخش Insulaمغز با تغييرات در مسائل برابري مرتبط بود، و نقش عواطف در احساس افراد نسبت به نابرابري را نيز تاييد ميكند.
بخش caudateمغز ظاهرا هم در برابري و بهره وري نقش دارد، اما فقط وقتي تصميمي گرفته ميشود.
اين تحقيق علت رفتار اخلاقي و نحوه سبك سنگين كردن در موقعيتهاي دشوار را روشن ميكند.
محققان ميگويند اين عقيده كه همه چيز بايد به طور مساوي بين اعضاي يك گروه تقسيم شود يك مسئله فرهنگي يا منطقي نيست بلكه يك مسئله عاطفي است كه در مغز انسان نهادينه شده است.
هنگامي كه همه چيز برابر است مردم عدالت را بر بهره وري ترجيح ميدهند.
هنگام تصميمگيري ميان دو گزينه برابري يا بهره وري، بخشهاي مختلف مغز دخالت دارند.
اين يافتهها ساير تحقيقات را كه نشان ميدهد بيشتر مردم بيعدالتي را تحمل نميكنند تاييد مينمايد و ثابت ميكند اهميت برابري از نظر مردم بسيار عميق است.
برايان كنوتسون استاديار روان شناسي و علوم اعصاب دانشگاه استنفورد مي گويد اين يافتهها نقش عواطف در تصميمسازي را نشان ميدهد.
براساس بسياري از فرضيههاي اقتصادي مردم در تصميمگيري از عقل و منطق استفاده ميكنند. اما اين تحقيق نشان داد نواحي از مغز كه در تصميمگيري در مورد برابري و بهره وري فعال هستند درواقع نواحي هستند كه عواطف آنها را فعال ميكند.
نتايج اين تحقيق در شماره هشتم ماه مه مجله ساينس منتشر شده است.