داخلي. فرهنگي. صنايع دستي.
گزارش از : ناهيد اميري
شايد در نگاه اول كلمه گيوه يادآور يك جفت كفش سنتي باشد كه ميتوان آن را كادو كرد و به دوستي هديه داد ، اما اين همه ماجرا نيست ، اين پاپوش سنتي تاريخچهاي شگفت و زيبا دارد.
در كتابهاي زبان شناسي مصدر گيوه از "گيو" ميآيد و گيو در زبان شيرين فارسي يعني پهلوان و گيوه يعني پهلوان كوچك.
اين هنر زيبا و با ظرافت كه در گذر قرنها با عبور از پيچ و خمهاي بسيار به ما رسيده است ، نوعي پاي افزاراست كه رويه آن از ريسمان و نخ پرگ و ريسمانهاي پنبهاي بافته شده و زيره يا ته آن را گاه از چرم و به طور غالب از لتههاي به هم فشرده و در هم كشيده ميسازند.
گيوه، اصولا پاي پوشي است سبك، بادوام و مناسب براي راهپيماييهاي طولاني در مسيرهاي ناهموار و با توجه به اين خصوصيات ، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگاراني خيلي قديم تر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت دادهاند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانهها پيوند بخورد.
در برخي منابع تاريخي، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستاني ايران ( كه به روايت فردوسي پسر گودرز و داماد رستم بوده است ) نسبت دادهاند.
مولف كتاب بهار اجم (عجم) به نقل از فرهنگ قوسي نوشته است: گيو منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگرداني در توران زمين ترتيب داد.
ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كردهاند كه گيو وقتي براي بازگرداندن سياوش (نوهي كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون براي راهپيماييهاي طولاني خود نياز به پايافزاري بادوام، سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همهي كساني كه چنين مختصاتي را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتي در آن بوجود آوردند.
قرنهاست عشاير ايراني و نيز بسياري از روستاييان نقاط كوهستاني و نواحي خشك كشورمان گيوه را به هر نوع كفش ترجيح ميدهند و از آن استفاده ميكنند.
هر چند نميدانيم گيوههاي ابتدايي از چه جنسي ساخته ميشده و چه شكلي داشته، اسنادي در دست داريم كه نشان ميدهد قرن هشتم هجري قمري دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجستهاي داشته است.
اين معنا از آنجا استنباط ميشود كه ابوالعباس زركوب شيرازي در كتاب شيرازنامه كه در سالهاي پيش از ۷۵۴قمري نوشته شده از بازار گيوهدوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضلالله، گيوه به عنوان يكي از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است.
در همين خصوص عبيد زاكاني و نظامالدين قاري مصنف كتاب ارزندهي ديوان البسه نيز نكاتي را متذكر شدهاند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش براي همگان مقدور نبوده است مستناد ميگردد.
خصوصا كه نظامالدين قاري در بيتي، دوام گيوه را نسبت به ساير كفشها متذكر شده است.
از دورهي صفوي به بعد به موازات ساير تغييراتي كه در شوون مختلف زندگي مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونيهايي شد.
آنچه از تاريخ پوشاك در ايران بر ميآيد دلالت دارد بر آنكه در دورهي صفوي طبقات بالاي جامعه عموما از كفشهاي تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادي گيوه ميپوشيدهاند.
و باز در همين دوره است كه ميبينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتي رخ ميدهد و پاپوشدوزان قديمي در راه تطابق كارآييهاي گيوه با موقعيت اقليمي منطقهاي كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد، برميآيند.
در اين دوره علاوه بر شيراز كه داراي بازار گيوهفروشان بوده در اصفهان نيز بازاري براي توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالي بازار عليقليخان بوده است.
در بين اسناد و مدارك دورههاي بعدي نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهاي آن و حتي مشخصات افراد معروفي كه به گيوهدوزي اشتغال داشتهاند، بر ميخوريم.
گيوه كه بايد آن را جزو يكي از توليدات كاملا كاربردي روستايي و عشايري دانست، هم اكنون در بسياري از مناطق كشور توليد ميشود و قسمتهاي مختلف كرمانشاه، بخشهايي از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان، بخشي از اصفهان، چهارمحال و بختياري ، روستاي وفس و سنجان در استان مركزي جزو مناطق اصلي توليد گيوه در ايران هستند.
البته در گذشته تعداد نقاطي كه گيوه در آن توليد ميشده به مراتب بيشتر از امروز بوده و تعداد كارگاهها نيز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتري قرار داشته است.
انواع گيوه:
از دورهي صفويه به بعد تغييراتي در ساختمان و شكل گيوه بوجود آمد و هم اكنون نيز گيوههايي به اشكال و نامهاي مختلف توليد ميگردد و مهمترين آنها عبارت است از:
-۱ملكي: نوعي كه داراي رويهي نفيس و گران قيمت است و نوك(پنجه) درازي دارد، اين نوع گيوه رويهاش بلندتر از گيوههاي ديگر بوده و به قسمت پشت آن نيز يك قطعه چرم دوخته ميشود.
-۲گيوه آجيده يا آجده: نوعي گيوه است كه داراي رويهي درشت باف و تخت چرمي بخيهدار ميباشد.
-۳لتهاي: نوعي كه تنها تفاوتش با ساير انواع گيوه تخت لتهاي آن است.
-۴گيوه تخت چرمي: نوعي گيوه شبيه كفشهاي معمولي كه تخت آن چرمي است و بيشتر در شهرها مورد استفاده قرار ميگيرد و به همين اعتبار گيوه شهري نيز ناميده ميشود.
-۵تخت لاستيكي: نوعي گيوه درشت باف و ارزان قيمت كه داراي زيرهي لاستيكي است.
-۶گيوه ابريشمي: نوعي گيوه تزييني و تشريفاتي با تخت چرمي يا لاستيكي ظريف كه رويهاش با نخ ابريشمي رنگين بافته ميشود و گاهي با منجق دوزي همراه است.
همه مراحل توليد گيوه، دستي است و مواد اوليه آن بسته به اقليم منطقه- اي كه گيوه در آن بافته ميشود متفاوت است.
رويه گيوه بدست زنان و توسط گونهاي سوزن كه جوالدوز خوانده ميشود بافته ميشود و قسمت كفي آن بدست مردان با استفاده از ابزاري كه تخت ناميده ميشود به اصطلاح آجيده ميشود.
در صورت لزوم رويه اين پاپوش با استفاده از سريشم اندوده ميشود تا در كشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود.
در استان كرمانشاه كه مهد هنر و صنايع دستي است گيوهبافي يا در اصطلاح محلي گيوه چيني از جمله صنايع دستي رايج و مطرح است كه اكنون بيش از دو هزار و ۵۰۰هنرمند خوش ذوق و پر تلاش را به خود مشغول داشته است.
در استان كرمانشاه چهار نوع گيوه توليد ميشود:
گيوه تخت آجيده كه كف تخت آن با نخ آج خورده است و استحكام زيادي داشته و بهترين نوع گيوه به شمار ميآيد، گيوه تخت چرمي كه كف آن يك تكه چرم گاوميش است، گيوه تخت پلاستيكي كه ارزانترين است و گيوه با رويه ابريشمي كه رويه آن از نخهاي ابريشمي رنگارنگ و داراي نقشهاي هندسي است.
كلاش كردي كرمانشاه يا كلاش اورامي نيز نوعي گيوه است كه توسط گيوهبافان اورامان با تكههاي پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته مي- شود.
در كرمانشاه گيوهدوزان در قديم بسيار بودهاند به طوري كه سراسر بازار كهنه و بازار نو آباده گيوهدوزي و چرمسازي بوده است.
امروز شايد به علت ماشيني شدن زندگي و به دنبال آن جايگزيني كفشهاي صنعتي و بيشتر از هر چيز كم ذوقي مردم و بياعتنايي آنها به صنايع دستي گيوهبافي، اين هنر و صنعت زيبا و كم نظير هم مانند بسياري هنرهاي دستي ديگر رو به فراموشي ميرود.
ادامه دارد...