فرهنگ و هنر
نشست ضرورت رويكرد به طرحهاي نوين شهرسازي در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش خانه هنرمندان ايران، سهراب مشهودي با اشاره به چالشهاي شهرسازي در ايران، گفت: شهرسازي ايران در قرن ۲۱با چالشهاي فراواني روبروست و مسووليت سنگيني را براي اعتلا خود برعهده دارد.
وي با بيان اين كه يكي از چالشهاي شهرسازي كشور تكيه بر روشهاي برنامه ريزي، طراحي و همين طور علوم و فنوني است كه بسيار كهنه شدهاند و بسياري از آنها به تدريج از عرصه عمل خارج ميشوند، افزود: بنابراين اشاعه روش هاي جديد برنامه ريزي و علوم و فنون جديد از وظايف مهم شهرسازي معاصر ايران خواهد بود كه رويكردهاي نوين را به طرحهاي شهري ضروري ميسازد.
سهراب مشهودي با بيان اين كه ،در برنامه ريزي سنتي شناخت كامل و صحيح امري ممكن شناخته شده و بر دادههاي آن به طور كامل در برنامه ريزي تكيه مي شد، خاطر نشان كرد: درعلوم جديد اثبات ميشود كه ما بسيار در شناخت جوامع ناتوانيم و اتفاقا ناتواني شناخت جزيي از امكانات شناخت است و امكانات شناخت هم جزيي از محدوديتهاي آن محسوب ميگردد.
بنا براين گزارش وي افزود:گروهي ديگر نيز، اثر ناظر شناخت بر شناخت را بسيار عمده ميدانند و معتقدند كه شناخت از ديدگاه هر ناظر به ناظر ديگر متفاوت است.از سوي ديگر بدون شناخت اصولا بقا ممكن نيست. همان طور كه در كتاب سرمشق گمشده گفته ميشود.بدون شناخت حيات امكان پذير نيست حيات نمي تواند خود را سامان دهد مگر با محاسبه و محاسبه نميتواند صورت پذيرد مگر با شناخت، حيات بدون شناخت نه تداوم مييابد نه بقا.
بدين ترتيب سهراب مشهودي با نتيجهگيري از صحبت هايش گفت:بنا براين، بايد راههاي جديدي را براي ممكنسازي شناخت و يا برنامه ريزي بدون شناخت قطعي را جستجو كرد. در علوم جديد گفته ميشود كه درگفتمان كنش با واكنش و تامل با انتقاد، شناخت بهترين توشه راه خود را پيدا ميكند.
سهراب مشهودي در پايان سخنان خود را اين گونه جمع بندي كرد: در هر حال ديگر ديار مفرغي كانتي وجود ندارد. آنچه هست حوزه سيالي است، ميان پديده و جوهر به علاوه دوران ساده كردن مباحث و تجزيه آنها به عوامل سازنده سرآمده است. چون اثبات شده اين تجزيه كردن و ساده نمودن نميتواند ما را به شناخت عوامل پيچيده به خصوص به پيچيدگي شهر موفق گرداند.
وي با ياد آوري سخن ادگار مورن در كتاب سرمشق گمشده، گفت: دوران نظريه بسته جزيي و ساده انديشانه به سر آمده و عصر نظريه گشوده چند وجهي و پيچيده آغاز شده است.
شهر زندهترين كانون جامعه تاريخي و محيط نظمي خارقالعاده است كه ازپيچيدگي بينظمي، ابداع و هياهو نشات ميگيرد.
مشهودي در پايان افزود: شهر بزرگ اولين سازمان اجتماعي است كه تا حدي مشابه مغز هوشمند است و محيطي است چند مركزي با اتصال پيچيده سازماني و ارتباط متقابل تصادفي بنابراين بايد به دنبال روشهاي نويني براي برنامه ريزي شهري بود كه مشخصات آن را آن چنان كه گفته شد در تئوريهاي جديدي بايد جستجو نمود. تئوريهاي جديدي كه برعلوم جديد، به خصوص تئوريهاي بيانكننده نظم نوين استوار است.