داخلي. اجتماعي. فرهنگي. قلعه.
قسمت شاهنشين و برج اصلي در جنوب دژ قرار دارد و ساير بخشها به دو بخش سربازان وغلامان تقسيم ميشودبطوريكه حياط كوچك سمت جنوب كه بوسيله اصطبلها و اتاقهاي كوچك احاطه شده،مخصوص زيردستان و غلامان بوده كه كارشان نگهداري و تيمار ستوران و پذيرايي از سربازان بوده است.
در حياط وسط قلعه يك حوض بزرگ حفر شده كه در اطرافش اتاقهاي شاهنشين ، زمستاني و تابستاني ، انبار،اصطبلها و برجهاي ستبر و بلند مرتبه جانمايي شدهكه با تركيب فضاهاي مختلف ،طراحي منحصر به فردي به كرشاهي بخشيده است.
در سمت شرقي حياط موسوم به حياط غلامان يك گودال دايرهاي شكل وجود دارد كه محل گردش شتر يا در اصطلاح عصارخانه براي آسياب كردن بوده است.
آب موردنياز كرشاهيان از طريق آبگير بيرون كه اول گفتم بوسيله كانال به داخل قلعه و حوض بزرگ وسط آن هدايت ميشده است.
بطوركلي ساختار خشتي و منحصر به فرد معماريتدافعي دژ سبب حفظ امنيت درون قلعه در برابر يورش دشمن ميشده و از نظر سازماندهي و انسجام فضايي جزو كاملترين و مستحكمترين قلعههاي محدوده كاشان و شهرهاياطراف محسوب ميشود.
اكنون برغم سرپا بودن اسكلت بنا، خرابههاي آن بيشتر توي چشم ميزند. اغلب سقف هاي تاق چشمهاي اتاقهايقلعه مثل آدمهايي كه كلاهشان از سرشان افتاده، فرو ريخته است و جابهجا، در سينه ديوارها ترك هاي عميق ناشي از فرسايش و مرور زمان يا اصابت گلوله مهاجمان بخصوص در روي برجهاي دژ پديدار است.
اگر از حق نگذريم برغماينكه غبار تاريخ در جاي جاي اين بناي كهن پاشيده شده،اما سختكوشي و درايت سازندگانش براي ساخت دژي با اين همه استحكامات و ملاحظات امنيتي و تدافعي كه سبب اشرافيتش بر فضاي باز دشت اطراف شده است، قابل انكار نيست.
در واقع، قلعه كرشاهي ساخته شده توسط يك ياغي از قلعه " مرنجاب " بنا شده توسط شاه عباس ، بسي بزرگتر و پرهيبت تر است.
كاروانسراي مرنجاب سه هزارو ۶۰۰مترمربع(شامل دو هزارو ۷۰۰مترمربع زيربنا و حدود۹۰۰مترمربع حياط) دارد كه درمقايسه با مساحت چهارهزارو ۲۰۰مترمربعي قلعه كرشاهي كه با محاسبه خندقش به ۹هزار مترمربع ميرسد، عددي به حساب نمي آيد ضمناينكه دژه كرشاهي حدود ۲۷۰سال جوانتر است.
بلافاصله اينرا هم بگويم كه در نظام كاربري كاروانسراها در معماري قديم ايران، برخي از آنها فقط حكم كاروانسراي بين راهي براي اطراق مسافران را داشته و در اين ميان نوع ديگري كاروانسرا به نام"قلعه كاروانسرا"بخصوص در دوره صفويه پديدار شده كه هم جنبه دفاعي ، هم جنبه مسافرپذيري داشته كه نمونه بارزش همين "مرنجاب"است و در اين ميان، به يكسري بنا با جنبه محض تدافعي نيز برمي خوريم كه مصداقش همين قلعه يا دژ "كرشاهي"است كه من دارم حرفش را ميزنم.
حالا بعد از طرح مباحث پليسي و سپس معماري و تاريخي ، بهتر است از منظري دراماتيك درباره خود سازنده دژ كرشاهي نيز چند كلامي بگويم و بشنويد.
ياغي عاشق پيشه
اين بنا،با همه مختصات دفاعي و نظاميش كه مالكش آدم طرار و سركش دوران و خطه خود محسوب ميشده،در واقع بارگاه و جولانگاه شخصي با روحي عاشقانه و لطيف نيز بوده است.
نايب حسين،ياغي اواخر دوره قاجار كه به همراه ۹پسر و نيروهاي تحت امرش كل منطقه كاشان را تحت جولان و سيطره خود داشته، نواده شخصي به نام" هاشم بيگ" است كه كريم خان زند،او و طايفهاش را از سمت خرم آباد به سمت كاشان تارانده بود.
نايب حسين با پسرانش بعد از تراژدي مرگ همسر محبوبش ، به مرور شروع به گردنكشي كرد و با حكومتيها درافتاد ضمن اينكه مردم نيز از دستش نياسودند.
بر اساس كتب و مستندات موجود،نايب حسين خان پيش از ورودش به عصر خشونت ، طراري و ياغيگري، داراي صفات روحي پهلواني و لطيفي بوده است كه از او يك چهره متناقض را به نمايش ميگذارد.
جالباينكه،اين مرد خيرهسر كه وجهه نظاميگيري و ياغيگريش و بهتبع بناسازي دژش، اسباب شهرتش شده،علاوه بر داشتن طبع شعر و موسيقي به اصل ازدواج توام با عشق پاينبد بوده است.
با چنين روحيهاي او تا ۳۰سالگي دل درگروي كسي نداد تااينكه دلباخته دختري به نام "تاج " شد و او را به همسري برگزيد اما "تاجش" در هنگام زايمان به همراه نوزاد خود جان به جانآفرين تسليم كرد و حزن گرانبار اين واقعه باعث شد نايبحسين سر به بيابان بگذارد و بعد از مدتي براثر آشنايي با يك درويش به نام "مهدي قلي قوچاني"راه آسياي ميانه و كشورهاي روسيه ،افغانستان و هندوستان را در پيش بگيرد.
او در اين سفر متاثر از مرشدش ضمن يافتن گرايشان صوفيانه، حافظه خود را به گنجينهاي از كلمات قصار و امثال و اشعار نغز قرار داد.نايب حسين خان همچنين در خلوتش ني مينواخت و با صدايي خوش،آواز ميخواند و گهگاه نيز شعر ميسرود و حتي براي يارانش نقالي هم ميكرد.
اين عاشق دلشكسته كه تا اين مقطع از عمر خود وارد عصر گردنكشي نشده بود، در راه بازگشت به كشور مرشد خود مهدي قلي قوچاني را در مشهد از دست داد و همين واقع روي او اثر عميق گذاشت.
او كه دركاشان در سلك پهلوانان بود،بعد از بازگشتش دوبار ديگر نيز تن به ازدواج داد: بار اول دختري از روستاي "نشلج"كاشان و بار دوم دختري تهراني از اهل دربار را به عقدش درآورد كه ثمره آنها ۹پسري بود كه فرزندان خلف پدر درعرصه ياغيگري شدند و حتي يكي از آنها به نام"ماشاالله خان" كه توسط حاكم وقت كاشان در حد مقام سرهنگي نيز منزلت پيدا كرده بود ، در عرصه ياغي گري نيز گوي سبقت را از پدر ربود.
عاقبت كار اين ياغي نازكدل و هنردوست ما به جايي رسيد كه با برومند شدن پسرانش از زي صوفي گري خارج شد و جامه عياري و طراري بر تن كرد و بناي باجگيري و ظلم و ستم به مردم را گذاشت.
فيالواقع ، ياغي دژ كرشاهي كه در دنياي شيدايي آنچنان اسير كمند سلطنت صاحب قلعه عشق ميشد، در عرصه آوردگاه نظامي هم وضع بهتري نداشت و برغم سالها يكهتازي و سركشي بيامان ، بالاخره جان بر سر اينكار گذاشت.
نايب حسين خان طي سه مرحله يورش نيروهاي دولتي به دليل مجهز نبودن به توپ و در واقع تسليح دشمنانش بهاين نوع آتشبار ويرانگر كه هماينك آثار شليك آنها بر روي حصارهاي قلعه نيز پيداست شكست خورد و هربارهم از اين دژ به سمت دروازه"سين" كاشان گريخت و يك بار نيز در هنگام گريز درروستاي موسوم به "خمبه دوره" استحكامات دفاعي ساخت اما در آنجا نيز دوامي نياورد و در برابر يورش سربازان حكومتي با ناكامي مواجه شد.
البته ياغي نايب حسين خان در ارتفاعات "يخاب" و"سياه كوه" در ۳۰كيلومتري شمال دژ كرشاهي نيز داراي كمينگاههايي بوده كه در مواقع مقتضي از آنها استفاده ميكرده است.
اين ياغي شيدا در ادامه اين جنگ و گريزها در نهايت به همراه"علي خان" يكي از فرزندانش به دست "چراغعلي خان"معروف به"سردار صولت"در روستاي موسوم به "نشلج "واقع درجنوب غربي كاشان(زادگاه همسر دومش) دستگير و بهتهران منتقل شد و چنانكه در يكصدوسي و دومين شماره نشريه "رعد" ثبت شده است،در تاريخ ۲۰ذيحجه ۱۳۲۷قمري( ۱۱ديماه (۱۲۸۸در تهران اعدام شد.
درباره شكل و شمايل اين مرد دو چهره كه برخي در زمانش او را " كوه مرد افسانه كرشا"ميناميدند،نوشتهاند:نايب حسين خان داراي قدي بلند، شانههايي ستبر و چشماني تيز بوده بطوريكه بيننده را بسوي خود جلب ميكرده است. او آرام و استوارگام برميداشت، با نگاهيبياعتنا و نافذ با مردم روبرو ميشد و آهسته و شمرده حرف ميزد.او كم خوراك و كم خواب بود و گياهخواري را نيز بر گوشت خواري ترجيح ميداد و بيماران را نيز با گياهان درمان ميكرد.
دژ كرشاهي در مسير طرح هزارو يك شب
براستي همه جاي كوير زيباست: برهوتش ، سكوتش ، ستارههايش ، ماسههايش ، شورهزارش ، خارزارش و حتي خانه ياغيانش .
قلعه كرشاهي باهمه نقش مخرب ساكنانش در گذشتههاي دور، براستي داراي جاه و جلال خيرهكنندهاي است كه آدم را مسحور خود ميكند.
از حق نگذريم كه درآن روزها و روزگاران، وقتي با آن همه كاستي و نقصان و مضيقه، اين همه استحكام و امكانات در دور افتادهترين نقطه بيابان در ساخت چنين ابنيهاي ولو حتي براي استفاده در اعمال خشونت بار و راهزنانه مشاهده ميشود، آدم خواهناخواه براي حوصله، دقت ، پشتكار و جان سختي قدما احترام قائل ميشود و در عوض براي راحت طلبي، سرپري، بيخيالي ، لاقيدي و اسراف و تبذير و زيادي خواهي نسل امروز دل ميسوزاند.
شك نيست كه قلعه كرشاهي بهعنوان يك اثر تك بنا در دل كوير و دسترسياش به عنصر اصلي حيات يعني آب و همچنين معماري كاملا بومياش با استفاده از خاك محيط اطراف و سبك ساختماني و تدافعي منحصر به فردش و همچنين وضعيت اقليمي ييلاقي و خنكش و ساختار زيست محيطي مناسبش براي اسكان گردشگران ، بغايت شايسته مرمت ، حفاظت و احياي دوباره است.
كارشناسان با توجه به آميزه و همگونگي سه اصل " انسان، طبيعت و معماري" در ملاحظات احداث اين دژ بر ضرورت بازسازي آن تاكيد دارند.
برخي ناظران ، هزينه ترميم اين مكان را حدود يك ميليارد تومان برآورد كردهاند با اين حال، به گفته يك مقام مسوول در ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آران و بيدگل، تاكنون هيچ بودجهاي براي اين كار اختصاص نيافته ضمناينكه با توجه به ادعاي مالكيت چند نفر درباره اين قلعه پيش از هركاري لازم است موضوع آزادسازي اين بنا به عنوان گام اول حل و فصل شود.
كرشاهي بهعنوان بخشي از طرحهاي گردشگري در كوير مركزي ايران بايد نگاهها را هرچه زودتربسوي خود جلب كند بخصوصاينكه بتازگي "حسين كرمي" مدير شركت خدماتي رفاهي گلرخ نطنز اعلام كرد كه شركتش بااجاره كاروانسراي"قصر بهرام" در حال تكميل مراحل اجراي طرح جامع موسوم به"هزار و يكشب، هزار و يك شرح" است.وي گفته است:مسير گردشگري اين طرح از ۳۵كيلومتري فرودگاه امام خميني (ره)،از كاروانسراي"عليآبادكاج"شروع ميشود و باگذراز كاروانسراي"ديرگچين" به كاروانسراي"قصربهرام" و در ادامه از كاروانسرهاي "عينالرشيد"،"مرنجاب" و دژ "كرشاهي" ميگذرد.
درچارچوب اين طرح، گردشگران در يك مسير خيال انگيز با گذر از دل كوير به حاشيه كوهستان و يخبندان ميرسند و در واقع آنها شانس اين را دارند كه با طي يك مسير ۳۶۴كيلومتري كوير تا كوهستان كه بخشي از آن همين دژ كرشاهي ميگذرد، تنوع چهار فصل را در يك سفر ببينند برخلاف ما كهامروز در فصل بهار با غباري پاييزي در حال بدرقه شدن از اين دژ پررمز و رازيم.
پلكهاي خسته و خونرنگ خورشيد در حال فرو افتادن در پشت خط افق است و شبح تاريكي دارد لباس شب را برتن شمشاد كرشاهي ميكند.موقع رفتن است.متهمان دژ كرشاهي كه اصلا"نميدانم چرا آن همه پشت سرشان صفحه گذاشتم،درحال آماده شدن براي بستن فلنگشان از بارگاه ياغي عاشق پيشهاند اما ما زودتراز آنها، از مكاني كه روزي روزگاري آن همه كيا و بيا داشتهاست، به سوي آران و بيدگل سرو ته كرديم تا روسياهي زمستان اوهام براي زغال بماند.