ENGLISH  عربي  中文  Français  Español   Türkçe   امروز: ‪یکشنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷‬

درانتظار رويت خورشيد/ مروري بر رهنمودهاي رهبر انقلاب در سال گذشته

شيراز، ايرنا ‪۸۷/0۲/0۹‬

داخلي. سفر. رهبر انقلاب.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبرمعظم‌انقلاب سال گذشته‌درديدارهاي‌مختلف توصيه‌ها، رهنمودها و پيشنهادهايي داشتند كه هر كدام از اين رهنمودها وجهي از منشور حركت خردورزانه انقلاب اسلامي را روشن مي‌كند.


ستاد خبري ايرنادر آستانه سفررهبرمعظم انقلاب به شيراز و استان فارس بر آن است تا مروري بر رهنمودها و توصيه‌هاي ايشان كه از سوي پايگاه اطلاع رساني حفظ ونشرآثارمقام معظم رهبري منتشر شده است داشته باشد تا گامي ديگر در جهت تبيين و به كار بندي اين رهنمودها برداشته باشيم.

تحول در آموزش و پرورش
........................................

اين رهنمودها و توصيه‌ها برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار وزير، معاونان و مديران آموزش و پرورش سراسر كشور است كه در تاريخ سوم مرداد ماه سال ‪ ۸۶‬ايراد شده است.

همه معلم‌ها عزيزند، اما معلم آموزش و پرورش، يك نقش استثنايي دارد كه هيچ‌كدام از معلمان ديگر- چه پدر و مادر كه معلم فرزندشان در خانه اند، چه اساتيد بزرگ و دانشمندي كه در مراحل علمي انسان‌ها را ارتقاء مي‌دهند- با اين مجموعه معلمان آموزش و پرورش، از اين جهت نمي‌توانند هم‌دوشي كنند معلم آموزش و پرورش، يك اهميت ويژه دارد.

اين اهميت ويژه از كجاست، از اين‌جا كه آموزش و پرورش و مدارس- دوازده سال از پيش دبستاني تا انتهاي دبيرستان- يك كارگاه عمومي آموزشي است براي همه افراد يك جامعه ، مثل يك قرنطينه است كه همه افراد جامعه از يك نقطه‌اي وارد اين مجموعه و اين كارگاه مي‌شوند و از يك نقطه‌اي خارج مي شوند.

آنهم در چه دوراني ، در دوراني كه در عمر هفتاد ساله و هشتاد ساله و صد ساله يك انسان، هيچ دوراني از لحاظ فراگيري، به اهميت اين دوران نيست، دوران طلايي فراگيري، يعني از شش سالگي تا هجده سالگي ، آموزش و پرورش و معلم را با اين نگاه ببينيد. سلسله‌ي عظيم ميليوني آحاد يك ملت، در بهترين دوره‌هاي زندگي براي فراگيري وارد كارگاه عظيمي مي‌شوند كه اسمش آموزش و پرورش است.

سر و كار اين‌ها با كيست ، با معلم ، معلم نقش آفرين اين كارگاه عظيم و دوازده ساله است ،شما به عنوان يك انسان، به عنوان يك مدير، به عنوان يك رئيس و به عنوان يك دلسوز، مي‌خواهيد كشوري داشته باشيد كه افراد آن از لحاظ استعداد، برجسته باشند، از لحاظ اخلاق، پاكيزه باشند، از لحاظ اقدام، شجاع باشند، از لحاظ فكر، داراي تدبير باشند، افراد اين كشور مردماني مستقل، داراي فكر، داراي ابتكار، داراي روح خلاقيت، پرهيزگار، پاكدامن، نظم پذير، قانون پذير، اهل اقدام‌هاي بزرگ و آرمان‌طلب باشند ،مي خواهيد يك چنين كشور و جامعه‌اي بسازيد ، كيست كه در دنيا آرزويش اين نباشد كه كشور و جامعه‌اش از مردان و زناني تشكيل شده باشد كه داراي اين روحيات و خصوصيات باشند.

نگاه كنيد و ببينيد جاي تربيت انسان‌ها كجاست، از اول ولادت تا وقت مرگ، كدام نقطه و كدام منطقه و محيط، براي تربيت چنين انسان‌هايي مناسبتر از آموزش و پرورش است، همين قرنطينه دوازده ساله مي‌تواند انسان‌ها را با همين خصوصيات مثبت تربيت كند ، يعني اگر كارخانه آموزش و پرورش خوب و در جهت درست كار كند، همه اجزائش كار كند، طراحي و مدل‌سازي و مديريتش خوب كار كند، بدون ترديد يك كشور در هر نقطه‌اي كه قرار داشته باشد، بعد از بيست سال، بيست و پنج سال به نقطه‌اي مي‌رسد كه مردمش داراي اين خصوصيات برجسته اند. اين نقش آموزش و پرورش است، اين نقش معلم آموزش و پرورش است، اين را دست كم نمي‌شود گرفت.

البته در مجموعه آموزش و پرورش، نيروهاي ستادي هستند، طراحان هستند، فكرسازان هستند، كتاب نويسان هستند و همه آن‌ها در اين اهميت و ارزش سهيم‌اند، اما ميدان دار، معلم است، همه طراحي‌ها و مدل‌سازيها براي اين است كه معلم بتواند كارش را خوب انجام بدهد. وسط ميدان و صف مقدم، معلم است.

بقيه كمك‌كننده و پشتيباني‌كننده و تدارك‌كننده او هستند تا او بتواند اين عنصر و اين ماده طبيعي- يعني كودك و نوجوان- را كه در اختيار او قرار داده اند، با هنرمندي خود، با جهاد خود، با دلسوزي و كارداني خود به يك ماده با ارزش تبديل كند و ارزش افزوده او را بالا ببرد.

اين ارزش افزوده، ديگر قابل مقايسه با ارزش افزوده توليد هيچ مصنوع و هيچ شيي ديگري نيست، حتي اگر ما از خاك طلا بسازيم، ارزش اين از آن بالاتر است، اگر با استخراج معدن، انرژي هسته‌اي به وجود بياوريم، اين از آن بالاتر است. شما انسان تربيت مي‌كنيد و انسان توليد مي‌كنيد، آن هم انساني با آن خصوصيات.

حالا اگر معلمان يك كشوري تصميم بگيرند كه نقطه مقابل اين عمل كنند، يعني به جاي انسان شجاع، انسان ترسو بسازند، به جاي انسان مستقل، انسان توسري خور و ضعيف بسازند، به جاي انسان عاشق ميهن و مفاخر ملي خود، انسان دلبسته به بيگانگان بسازند، به جاي انسان پاكدامن و پرهيزگار و مومن، انسان لاابالي و بي‌ايمان و بي‌دين بسازند، به جاي انسان‌هاي با استعداد و داراي اعتماد به نفس و خودباور، انسان‌هاي بهت زده و دلباخته قدرت‌هاي علمي و غيرعلمي ديگران بسازند، شما ببينيد چه فاجعه‌اي در كشور رخ خواهد داد.

طراحي نظام آموزشي كشور در دوران حاكميت طواغيت - يعني از دوران ايجاد آموزش و پرورش جديد در زمان رضاخان- اين نوع دوم بود، ممكن بود مديران مستقيم، خودشان هم ندانند چه كار مي‌كنند اما هدف اين بود، طراحي اين بود.

تربيت شده‌هاي آن‌ها هم كم و بيش همين‌جور شدند ، البته در بين معلمان و كارمندان آموزش و پرورش، آدم‌هاي متدين و مستقل و مومن و پاكدامني وجود داشتند- كم هم نبودند- آن‌ها كار خودشان را كردند، اما نقشه، اين بود.

بناي كار آن‌ها، آموزش و پرورش كنوني كشور ما، ساخته و پرداخته فكر ما و برنامه‌هاي ما و فلسفه ما نيست، اين امر واضحي است و جزء مسلمات است.

از روزي كه نظامي به نام نظام آموزش و پرورش در اين كشور به وجود آمد- از آغاز كار- بناي كار بر آن فلسفه‌اي نبود كه ما امروز دنبال آن فلسفه هستيم ، دو عيب بزرگ وجود داشت ، يك عيب از جنبه اعتقادي و ايماني ، يك عيب از جنبه سياسي و مديريتي كشور.

عيب جنبه ايماني اين بود كه آن كساني كه آموزش و پرورش جديد را وارد كشور كردند، نه فقط نيتشان متدين كردن مردم و جوان‌ها نبود، بلكه به‌عكس، نيتشان دور كردن مردم از عقايد ديني بود.

جنبه سياسي و مديريتي هم، جنبه ضدملي آموزش و پرورش بود ،اگرچه كه آن رژيم دعوي مليت داشت ، لكن آن مليتي كه دنبال مي‌كردند، به معناي واقعي به معناي حفظ هويت ملي نبود ، به چه دليل ، به دليل اينكه وابستگي‌هاي سياسي آن‌ها روزبه‌روز بيشتر مي‌شد و همين در كيفيت آموزش‌هاي آموزش و پرورش خودش را نشان مي‌داد ، همچنان كه در تدوين دستگاه‌هاي حقوقي ما و قضائي ما خودش را نشان مي‌داد ، همچنان كه در ساخت ادارات دولتي ما و تشكيلات عمومي دولت خودش را نشان مي‌داد، يعني غربزدگي مطلق ، اين، در آموزش و پرورش هم بود.

در نظام اسلامي، نقشه به‌عكس است، نقشه اين است كه در اين كارگاه عظيم، انسان‌هايي با آن خصوصياتي كه گفتم، تربيت شوند ، جوان، دوران بلوغش در اختيار شماست ، دوران بلوغ يك انسان، دوران تحول و شكل يابي شخصيت ماندگار و طولاني اوست ، جوان در اين دوران در اختيار معلم است . معلم نه فقط با درس خود، بلكه با شخصيت خود روي دانش آموز اثر مي‌گذارد ،يك معلم عاقل، عالم، خويشتن‌دار، نافذ، خوشبين، با اميد به آينده و اهل كار جمعي، دانش آموز خود را هم اين گونه بار مي‌آورد،اما معلم خشن و بي‌حوصله، جور ديگري دانش آموز را بار مي‌آورد ، درس هرچه باشد. لذا پرداختن به آموزش و پرورش و اهميت دادن به معلم، يك اصل مهم و درجه اول در نظام اسلامي است.

آموزش و پرورش بايد روزبه روز با هدف‌هاي كلان و بسيار مهمي كه براي او وجود دارد و من به بعضي از آن‌ها اشاره كردم، خود را بيشتر تطبيق دهد.

نظام آموزش و پرورش بايد در همين جهت ، يك تحول اساسي پيدا كند.الان دارند خوب كار مي‌كنند و ما از مجموعه شما آموزش و پرورشي‌ها شكوه‌اي نداريم اما معتقديم احتياج به يك حركت تحول گونه‌اي وجود دارد.طراحان فكور و انديشمند، در زمينه‌هاي سازماندهي و شكل دادن به محيطهاي درسي و كلاس‌هاي درسي و محتواي آن‌ها و تربيت معلمان و ترسيم خطوط مهم و روشن در مجموعه آموزش و پرورش، بايد كارهاي تحول آميز و مهم بكنند، اين البته به همكاري خود بدنه آموزش و پرورش احتياج دارد.

بيرون از آموزش و پرورش، كار زيادي براي آموزش و پرورش نمي‌شود كرد، در خود مجموعه آموزش و پرورش، افراد فرزانه، برجسته، باهوش و بااستعداد فراوانند كه مي‌شود از استعداد آن‌ها براي پيشبرد آموزش و پرورش و رفع خلاها و كمبودها استفاده كرد ، بنده آينده اين نظام آموزشي را آينده روشني مي‌بينم. نقطه اساسي و قابل اتكاء همين دلسوزي و تدين و علاقه مندي و دلبستگي شما به منافع كشور است ، از اين روحيه، خيرات و بركات زيادي برمي خيزد و دشمن هم كاري نمي‌تواند بكند.

مي‌خواهيم محصول و خروجي آموزش و پرورش چه باشد، بايد اول اين را مشخص كنيم ، ترسيم كنيم ، بعد ببينيم كه براي ساختن يك چنين موجود ي، يك چنين مردي، زني، جواني، چه كارهاي مهم و اساسي، چه تعاليم لازم، در خلال چه برنامه آموزشي بايد داده شود، تا اين موجود پرورش پيدا كند ، آن وقت آدم‌هاي كارآمدمان بنشينند آن نظام را تعريف و تدوين كنند و با شجاعت لازم وارد ميدان شوند و تشكيلات آموزش و پرورش را طبق آن نظام تعريف كنند و تحقق ببخشند ، اين، مي‌شود تحول حقيقي و بنياني.

ما مي‌خواهيم آن كسي كه از آموزش و پروش خارج مي‌شود بعد از سيزده سال- حالا كه پيش دبستاني هم هست- چنين انساني باشد ، از نظر اخلاقي، انساني باشد شجاع، خوشخو، خيرخواه، خوشبين، اميدوار، بلندهمت، مثبت در قضاوت‌ها و... از لحاظ خصوصيات فكري خلاق، پرسشگر، اهل فكر، اهل نوآور ي، مايل به ورود در ميدان‌هاي بسيار وسيع نادانستني‌هاي بشر براي كشف دانستني‌ها و افكندن نور علم به وادي مجهولات و صاحب فكر. از جنبه ي رفتاري: آدمي منضبط و قانونشناس ، ما چنين موجودي مي‌خواهيم.

افراد صاحبنظر و عميق بايد بنشينند همين را تدوين كنند، معلوم بشود كه ما مي‌خواهيم بياموزيم، تعليم بدهيم و پرورش بدهيم، تا چه اتفاقي بيفتد اين فلسفه آموزش و پرورش است، اين را مشخص و تدوين كنند ، بر اساس اين فلسفه، نظام مطلوب آموزش و پرورش به دست خواهد آمد ، آن نظام بايستي مثل يك جدول، از برنامه‌هاي گوناگون پر بشود ، البته بخش مهم و اساسي آن، اجراست . اجرا، به انسان‌هاي مستعد و لايق احتياج دارد كه اين را هم بايد تربيت كنيم.

بنا به اعلام مقامات رسمي فارس،يازدهم ارديبهشت ماه‌امسال شيراز و استان فارس با قدوم مبارك رهبر معظم انقلاب اسلامي و سفر ايشان متبرك و گلباران مي‌شود و عطر گل‌هاي محمدي وشميم گل‌هاي بهاري در آن دو چندان مي‌گردد.

---> ايرنا.

ارسال خبر: ۰۸:۴۹ ‪دوشنبه، ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ