طلوع طليعه خورشيد/ خاطرات و حكاياتي از رهبر معظم انقلاب اسلامي

شيراز، ايرنا ‪۸۷/۲/۱۴‬

داخلي. سفر. رهبر انقلاب.

برخي خاطرات و حكايات از رهبر معظم انقلاب نقل شده كه نشانگر ويژگي‌هاي بارز فردي ايشان است،حلاوت و جذابيت اين خاطرات به جاي خود محفوظ است اما علاوه برآن مروراين خاطرات و توجه به آن مي‌تواند چراغ راه‌و هدايتگر زندگي ما باشد.


ستاد خبري سفر مقام معظم رهبري به استان فارس در خبرگزاري جمهوري اسلامي همزمان با سفر ايشان به شيراز بر آن است تا با مرور اين خاطرات و حكايات كه در پايگاه اطلاع رساني و نشر آثار مقام معظم رهبري منتشر شده است گامي ديگر در جهت تبيين انديشه‌هاي رهبر انقلاب و توجه به نكات ژرف و آموزنده در زندگي ايشان بردارد.

بركت بزرگ انقلاب ، انس روز افزون جوانان ما به قرآن
..................................................

اين خاطره به نقل از رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعي از قاريان قرآن كريم در تاريخ بيستم بهمن ماه سال ‪ ۱۳۶۹‬بيان شده است.

البته گاهي در گوشه و كنار چند نفري دور هم جمع مي‌شدند و تلاوتي مي كردند ، اما اين رشد روزافزون و اين سيل عظيم توجه جوانان و بچه‌ها به قرآن، اصلا مربوط به بعد از انقلاب است.

به همين جهت، گاهي قبل از انقلاب بعضي از قراء به ايران مي‌آمدند، ولي كسي نمي‌فهميد كه اينها چه وقت آمدند و چه زماني رفتند ، قبل از انقلاب شيخ ابوالعينين با دعوت اوقاف به مشهد آمده بود.

من نوارهاي او را قبلا زياد شنيده بودم و دورادور از خواندن او خيلي خوشم مي‌آمد. ما با كساني كه او را دعوت كرده بودند، بكلي قطع رابطه كرده بوديم و با اينكه خيلي دوست مي‌داشتم صداي او را گوش كنم، اما اصلا به مجالسي كه درست كرده بودند، نرفتم.

در مسجد گوهرشاد مشهد، در آن ايوان مقصوره جلسه‌اي درست كرده بودند و قرآن مي‌خواندند. آن كساني كه در آنجا نشسته بودند، گمان نمي‌كنم كه به صد نفر مي‌رسيدند، همينطور دورتادور نشسته بودند و به تلاوت قرآن گوش مي كردند. در آن موقع هوا سرد بود و مجتباي ما هم كه كوچك بود، همراهم بود.

چون نمي‌خواستم داخل جلسه بروم، ناگزير در آن هواي سرد در غرفه بيرون نشستم تا صدايي را كه پخش مي‌شد، بشنوم.

آن زمان جمعيت حدود صد نفر بود، در حالي كه حالا وقتي شماها در جايي وارد مي‌شويد، واقعا همه شهر تكان مي‌خورد.

زندگي در كنار آدمخوارها!
.......................

اين خاطره به نقل از حضرت آيت الله خامنه‌اي در ديدار روحانيون دفتر نمايندگي ولي فقيه در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان در تاريخ ‪۲۷‬ آبانماه سال ‪ ۱۳۷۰‬بيان شده است.

رفتند مردم را مسيحي كنند، تا آن عنصر استعماري بتواند به آنجا بيايد و كار خودش را انجام بدهد. كشيشها هم مي‌دانستند كه براي چه دارند كار مي‌كنند - اينطور نبود كه ندانند - اما ببينيد براي خاطر همين هدف، چه مصايبي را تحمل كردند.

مصايبي كه اصلا با پول قابل جبران نيست، مثلا يك نفر برود هفت سال در نقطه مجاور نقطه آدمخوارها زندگي بكند! انسان اين چيزها را در كتابها مي خواند، در بعضي از گزارش‌ها مي‌بيند، در بعضي از فيلم‌ها و رمانها هم هست و من از اينها اطلاع دارم و مي‌دانم كه در اين سالهاي استعمار چه شده است.

در همين كشور ما، يك نفر كشيش را از يك كشور اروپايي به اصفهان و تهران و مناطق ديگر كشور آوردند. سالهاي متمادي يك آخوند مسيحي دور از وطن در اينجا با سختي زندگي كرده و با سوء ظن مردم مواجه بوده است: اين كافر است، اين نجس است. در دوراني كه مردم نسبت به اينگونه مسائل حساسيت بيشتري داشتند - دوران تعصبات، دوران آن استحكام اعتقاد ديني مردم - به اينجا آمدند و زندگي كردند.

به اميد اينكه بتوانند چهار نفر را مسيحي كنند، و همان كاري كه در آفريقا كردند - خيال باطل - بتوانند در اينجا هم بكنند، البته نتوانستند بكنند، اما سالها ماندند.

تاريخچه قاجاريه را بخوانيد، مستشرقي بوده كه سالها در ايران زندگي كرده و دو جلد كتاب به عنوان تاريخ ايران نوشته است ، او مدتهاي متمادي در منطقه جنوب خراسان و بيرجند و زابل و همين جاها زندگي كرده و كتاب خود را نوشته است. ببينيد او از كشيشهاي خودشان كه در اينجا بودند، چه چيزها نقل مي‌كند.

رييس جمهوري نبايد جلوي نخست وزير بلند شود
........................................

اين خاطره به نقل از رهبر فرزانه انقلاب در ديدار كارگزاران نظام در تاريخ ‪ ۲۲‬دي ماه سال ‪ ۱۳۷۷‬بيان شده است.

... بنده در خيلي از كشورهايي كه نظام سلطنتي هم نيست - نظام جمهوري است - ديده ام كه رابطه آن رئيس با زير دست خودش، مثل رابطه يك سرور و نوكر است.

اين را كه مي‌گويم، واقعا بدون هيچ مبالغه‌اي بارها آن را ديده ام ، يكي از روساي معروف كشورها - كه او را مي‌شناسيد و من نمي‌خواهم اسم بياورم - جلوي من به معاون خودش - كه شخص دوم كشور بود - خطاب مي‌كرد و اسم او را بدون ذكر كلمه <آقا> مي‌آورد و او هم در جواب مي‌گفت: نعم، يا سيدي.

بله، سرورم! ... در كشور ما آن اوايل بعضي‌ها مي‌خواستند تحت تاثير همان فرهنگ‌ها ، از اين كارها بكنند، آقاي بني صدر وقتي كه رئيس جمهور بود، هنگامي كه مرحوم رجايي وارد اتاق مي‌شد، جلوي او بلند نمي‌شد ،ماها اعتراض مي‌كرديم و مي‌گفتيم چرا بلند نميشوي، مي‌گفت رئيس جمهور نبايد جلوي نخست وزير بلند شود.

برايش ‪ ۲۴۰۰‬تومان مي‌ماند
.........................

اين خاطره به نقل از رهبر معظم انقلاب در ديداراعضاي هيات دولت در تاريخ سوم شهريور ماه سال ‪ ۱۳۷۰‬بيان شده است.

كمتر كه مي‌گوييم، مي‌خواهيم احتياط كنيم ، والا واقعا من سراغ ندارم رئيس جمهوري با اين خصوصيات، با اين فضايل و با اين سوابق، و همكاران و وزرايي با اين منش ديني و ايماني و انقلابي، حقيقتا در گذشته تاريخ ما سابقه ندارد.

و در جاهاي ديگر هم تا آنجايي كه من شناخته ام - البته ادعاي شناخت كامل نمي‌كنم ، چون ما از اوضاع همه دولت‌ها اطلاع نداريم - چنين چيزي را نيافته ام.

شايد مردم ما هم هنوز به بطن كارهاي برادران مسئول در دولت، درست واقف نيستند ، البته يك چيزي شنيده‌اند و يك چيزي مي‌دانند ، ولي خصوصياتي را كه افراد آشنا با اعضاي دولت مي‌توانند بدانند و بفهمند، يقينا مردم بعضي از آنها را نمي‌دانند.

بعضي را هم باور نمي‌كنند. مثلا اگر به مردم گفته شود كه در بين وزراي آقاي هاشمي - بنابر آنچه كه مسموع بنده است - وزيري هست كه اگر از حقوق ماهيانه‌اش اقساطي را كه بايد بدهد، كم كنند، برايش ‪ ۲۴۰۰‬تومان مي‌ماند، آيا واقعا اين را تصور مي‌كنند كه در كارگزاران يك دولت - كساني كه بيت المال و امكانات در اختيار اين هاست - كساني پيدا مي‌شوند كه اينطور زندگي و اين گ‌ونه صرف و خرج مي‌كنند؟.

اينها چيزهاي باارزشي است و ما خدا را بر داشتن شماها شكر مي‌گزاريم و از خدا مي‌خواهيم كه شما را در راه خير و صلاح و سداد، همواره موفق بدارد.

اين همان منبري است كه شيخ انصاري روي آن نشسته
.............................................

اين خاطره به نقل از مقام رهبري در ديدار جمعي از فضلا و طلاب مشهد در تاريخ چهارم فروردين ماه سال ‪ ۱۳۶۹‬بيان شده است.

ايشان قبلا روي زمين مين شستند و درس مي‌گفتند، و بعد از چندي كه جمعيت زياد شد و طلاب مي‌خواستند چهره ايشان را زيارت كنند و صدايشان را درست بشنوند، اصرار كردند كه روي منبر بنشينند. گمان مي‌كنم ايشان بعد از رحلت مرحوم آيه الله‌العظمي بروجردي (رضوان الله عليه) اين را قبول كردند.

تا آن بزرگوار حيات داشتند، ايشان روي منبر ننشستند. اين بزرگوار، آن روزرا تماما به نصيحت گذراندند. اولين مطلبي كه بعد از بسم الله فرمودند، اين بود كه مرحوم آقاي نائيني (رحمه الله عليه) روز اولي كه براي درس روي منبر نشست، گريه كرد و گفت: اين همان منبري است كه شيخ انصاري (ره) روي آن نشسته، حالا من بايد روي آن بنشينم.

ايشان از همينجا شروع به نصيحت طلاب كردند كه بفهميد چه كاري مي‌كنيد و چه قدر اين مسئوليت سنگين است.

حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر فرزانه انقلاب ‪ ۱۱‬ارديبهشت ماه با ورود به شيراز سفر خود به استان فارس را آغاز كردند و با حضور ايشان در فارس شميم گل‌هاي بهاري در پايتخت فرهنگي ايران زمين دو چندان گرديد.

---> ايرنا.رهبر.

تصاوير مرتبط

ارسال خبر: 11:26 ‪شنبه، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷‬ نسخه قابل چاپ

اخبار مرتبط